راهبردهای حل مسئله، پیشگیری از جرم، مفهوم استراتژی

 

به عبارت روشن تر کشف و تبیین مسئله و ارائه راه حل مسئله دو فرآیند هستند که برآیند آن ها سیاست جنایی ست.
در توضیح کشف و تبیین مسئله به این مثال توجه کنید: دو شخص که موقتا باید در یک اتاق بسر برند، در مورد باز یا بسته بودن پنجره مشاجره می کنند. شاید در وهله اول به نظر برسد چون پنجره را نمی توان همزمان باز یا بسته، نگه داشت چاره ای جز تماشای مشاجره نیست و باید سعی کنیم یکی از آن ها را راضی کنیم…
در واقع مسئله باز یا بسته بودن پنجره نیست! گرم یا سرد بودن هواست. با تبیین مسئله به این شکل، عملکرد به شکل های دیگری مثل دادن لباس گرم به یکی ازاین دو شخص تغییر می کند. بدین معنی که برای رسیدن به نتایج بهتر و تشخیص مناسب ترین استراتژی(راهبرد) حل مسئله ابتدا باید فهم درستی از ماهیت واقعی مسائل پیدا کرد. مثال مناسب در حوزه حقوق خانواده، بدهکاران مهریه هستند؛ تجربه قضات دادگاه های خانواده بیانگر آن است که زنان اغلب از مهریه، به عنوان ابزار فشاری جهت جدایی و طلاق بهره می گیرند. به عبارت دیگر مسئله، تیره شدن روابط زوجین و نارضایتی زن است. به همین دلیل بسیاری از زنان با رضایت شوهر به طلاق دادن، از حقوق مالی خود- من جمله مهریه- چشم پوشی می کنند بنابراین راهکاری چون بیمه مهریه و یا پرداخت صد و ده سکه نمی تواند مسئله را حل کند.
از سوی دیگر در تعیین وکشف راه حل ها و راهبردهای حل مسئله نیز باید به امکانات و محدودیت های موجود در جامعه و محیطی که قرار است راهبردها در آن پیاده و اعمال شوند توجه داشت. با این توضیح که هر راهبردی قابلیت اعمال در هر جامعه ای را ندارد. چه بسا راهبردی در جامعه ای خاص منجر به پیشگیری از وقوع جرم شده و در جامعه ای دیگر به فزونی ارتکاب جرم بیانجامد. بنابراین در ادامه فرآیند کشف مسئله و تلاش برای حل آن بایستی گفته شود «سیاست جنایی، شناخت ]قابلیت[ وسایل و امکاناتی است که قانون گذار می تواند بر حسب آمادگی و امکانات خاص حکومت متبوع، به منظور جلوگیری از ارتکاب جرایم و حمایت از حقوق طبیعی تابعان خود بیابد»
در واقع هنر طراح سیاست جنایی در این است که از کلیه امکانات و وسایل موجود، ابزارهایی برای اعمال یک سیاست جنایی مطلوب استخراج کند. در این معنا گاهی سبک معماری یک ساختمان، با تشخیص تأثیری که در پیشگیری از جرم دارد، یا رنگ پوشش خانم ها، با توجه به این که در روان شناسی از برخی رنگ ها به عنوان رنگ های خنثی با قوه دافعه یاد می شود، به ترتیب دو ابزار سیاست جنایی در زمینه پیشگیری از جرایم علیه اموال و منافی عفت است.
علاوه بر این سیاست جنایی همان طور که برخی نویسندگان متعرض این نکته شده اند مفهوم استراتژی را نیز به ذهن متبادر می کند؛« سیاست جنایی یک راهبرد (استراتژی) حقوقی و اجتماعی، مبتنی بر گزینه های سیاسی، برای پاسخ دهی همراه با واقع بینی به مسائل ناشی از پیشگیری و سرکوبی پدیده مجرمانه در معنای وسیع آن است»
در تعریف استراتژی باید گفت:«استراتژی عبارت است از بهره گیری از کلیه امکانات به منظور تعیین اولویت اهداف و اجرای آن ها به نحوی که احتمال شکست به حداقل و احتمال موفقیت به حداکثر برسد. استراتژی الگو یا طرحی است که هدف ها، سیاست ها و زنجیرهای عملیاتی یک سازمان را در قالب یک کل به هم پیوسته ترکیب کند» .
به عبارت دیگر، استراتژی در سیستم معنا پیدا می کند. سیستم مجموعه ای از استراتژی هاست. از همین روست که نگرش سیستمی به مجموعه سیاست جنایی ها امری اجتناب پذیر است.
سیاست دقیقاَ تفکر را نشانه می گیرد؛ یک مرحله قبل از عمل را، و آن دخالت در اندیشیدن و گزینه های مورد نظر شهروندان است. فرض کنید در یک موقعیت، مجری سیاست جنایی دارای چهار گزینه به این ترتیب است: دور، نزدیک، نزدیک تر و نزدیک ترین. منظور از عبارت «نزدیک ترین» همان نتیجه مورد انتظار سیاست جنایی است و منظور از واژه «دور» ارتکاب بزه می باشد. کارکرد سیاست جنایی کارآمد تنها این نیست که شهروند گزینه دور را برنگزیند؛ بلکه این است که شهروند ابتدا گزینه «نزدیک ترین» را مدنظر قرار داده، و چنانچه امکان انتخاب این گزینه را به هر علّتی نداشته باشد به گزینه های بعدی -نزدیک تر و نزدیک – متمایل شده، از ارتکاب بزه انصراف پیدا کند. بدین معنی که سیاست جنایی از یک روش سلسله مراتبی تبعیت کند.
مثال مناسب در این مورد، تشکیل خانواده با ازدواج دائم است که سیاست مطلوب ماست .ازدواج موقت را می توان گزینه نزدیک و رابطه نامشروع را گزینه دور که همان ارتکاب بزه است، معرفی کرد.
بنابراین سیاست جنایی دارای دو عنصر کشف و تبیین مسئله و راه حل مسئله است. حل مسئله شامل تشخیص قابلیت پدیده ها در رساندن ما به هدف و کیفیت مرحله اجرا با کم ترین هزینه و بیشترین اثر و بازدهی ست.
حال که منظور از استراتژی و نظام سیاست جنایی روشن شد می خواهیم بدانیم نحوه کارکرد سیاست جنایی برای پیشگیری از ارتکاب جرائم مرتبط با نهاد خانواده چگونه است؟ چه الگوی رفتاری مناسبی را می توان برای استقرار یک سیاست جنایی مطلوب در این خصوص پیشنهاد کرد؟
گفته شد کیفیت اجرای راه حل مسئله، مهم ترین رکن سیاست جنایی است. حال به نحوه استقرار یک الگوی رفتاری مطلوب- سیاست جنایی کارآمد- در جامعه می پردازیم. اصول حاکم بر کیفیت اجرای یک سیاست را می توان از نمونه های موجود در منابع دینی- قرآن و سنت- استنباط نمود.
اجرای یک سیاست باید مبتنی بر عناصر زیر باشد:
1. نهادینه کردن فرهنگ مطلوب سیاست جنایی بص
ورت چند مرحله ای: بدین معنی که سیاست جنایی باید متناسب با سطح برداشت و پذیرش عمومی، بصورت تدریجی به جامعه تزریق شود نه ناگهانی و با تحمیل زور و فشار. جامعه باید به مرور زمان و طی مراحل کاملاً کنترل شده و دقیق به طراحی نهایی مورد نظر سیاست جنایی نزدیک شود نه ابتدا به ساکن و مقطعی. تدریج و تدرج بدین معنا نیست که اصلاً از ابزار مجازات بهره ای برده نشود، بلکه نهایتاً مجازات شدید یا همان سیاست کیفری اشدّ قابل بکارگیری است منتها بصورت پلّکانی، بدین معنا که از همان آغاز نمی توان با تعیین مجازات شدید به برخورد با خاطیان پرداخت. حتی نفس تعیین چنین مجازاتی و قانونگذاری آن باید در زمانی انجام شود که جامعه به آن سطح از ظرفیت پذیرش و نهادینه شدن سیاست جنایی رسیده باشد که چنین برخوردی با خاطیان را غیر انسانی و نامطلوب تلقی نکند هر زمان که رفتار اغلب شهروندان، از الگوی رفتاری مطلوب فاصله بگیرد، بایستی به این شکل عمل شود.
بر همین اساس بازداشت زنانی که تنها از الگوی پوششی غالب پیروی کرده اند، فاقد مبنای شرعی بوده، نه تنها نمی تواند سیاست موفقی باشد، بلکه جرم زا بوده، لذا بهتر است از سیستم خارج شود.
باید توجه داشت مسأله مهم در زمینه سیاست جنایی، قابلیت اجرا و کار آمدی نوع استراتژی و راهبردی است که می خواهیم پیش گیرنده و سرکوبگر باشد. در خصوص تصویب و اجرای قوانین بصورت پلکانی می توان قانون جزای فرانسه و تصویب شدن پی در پی قوانین این کشور مطابق با سازمان و نظم داخلی فرانسه را مثال زد.
2. تکریم شهروندان(مجریان سیاست جنایی): سیاست جنایی صرف نظر از ایدئولوژیک بودنش، باید بر مبنای تکریم شهروند باشد؛ چرا که نهادینه کردن یک سیاست و پیشگیری رشد مدار جز با تکریم، پایدار نیست.
3. درگیر کردن نفع مجریان سیاست جنایی: به معنای ارائه معایب الگوی غالب و محاسن الگوی پیشنهادی و آزاد گزاردن ایشان در سنجش و گزینش. این مرحله به معنای تمهید و بستر سازی است. یک اقدام کاملاَ فرهنگی و به دور از هر گونه اجبار؛ نوعی دعوت به اندیشیدن و تفکر.