راهبردهای مدیریت دانش، تشویق و پاداش، مدیریت دانش

 

روزمره و تعیین شده
وابسته به یکدیگر غیر وابسته به یکدیگر

شکل ‏۲ ۱ : راهبردهای مدیریت دانش (بهات،۲۰۰۱)
راهبرد شماره (۱)
در راهبرد شماره یک، چالش اصلی مدیریت، قدرت بخشیدن به کارکنان است. از آنجایی که کارکنان با مسائل و مشکلات روزمره مواجه هستند، درک صحیحی از مسائل و موقعیتها از طریق آموزش به دست میآورند. با وجود این، درجه صلاحیت افراد بر اساس تجربه شغلی آن ها مشخص میشود. همچنین مدیریت باید راهنماییهای گستردهای را در جهت بکارگیری کارکنان از نظراتشان ارائه دهد.
راهبرد شماره (۲)
هدف اصلی این راهبرد مدیریت کردن انگیزش و پرورش مهارت متحصصان است. مدیریت نه تنها بایستی سطوح بالاتری از انتظارات متخصصان را ایجاد نماید، بلکه باید آنها را تحت تشویق و پاداش نیز قرار دهد. برقراری تعادل میان الزامات سازمان و خلاقیت های متخصصان امری حیاتی برای مدیریت محسوب میشود.
راهبرد شماره (۳)
در این راهبرد بکارگیری تیم های خود سازمان یافته و تعاملات اجتماع که موجب تقویت و غنای دانش پایه سازمانی میشود، مورد توجه قرار میگیرد. تاکید بر روی اطلاعات و تفسیرهای چندگانه علاوه بر ایجاد واقعیتهای نوین، موجی احیای تعهدات سازمان در جهت تکمیل مجدد مفاهیم دانش بنیان میشود. فرایند تفسیرهای چندگانه دانش بسیار حائز اهمیت است، زیرا به افراد اجازه میدهد سیستمهای اعتقادیشان را در ارتباط با دیگران، شکلدهی مجدد و اصلاح کنند. سازمانها در راستای بهبود تعاملات بین کارکنان میتوانند گونه های وسیعی از دیدگاه های متفاوت نظیر هماندیشی، تفکرات دیالکتیک (جدلی) و تجربیات مستمر را مورد استفاده قرار دهند.
راهبرد شماره (۴)
در این راهبرد چالش عمده سازمان ها ، تدوین و کدگزاری قوانین و رویه ها در یک قالب ساده است برای اینکه کارکنان بتوانند به آسانی آنها را به دست آورده و درک کنند. چنان چه قوانین و رویه ها به وضوح تدوین نشوند، همواره امکان برداشتهای شخصی متفاوتی از سوی کارکنان وجود دارد. هنگامی که قوانین و رویه ها واضح باشند از ابهام موجود در درک و تفسیر آنها کاسته میشود. کدگزاری و استاندارد کردن وظایف و برنامهها، ابزارهایی معمول در جهت رفع این ابهام هستند ( رضاییان و همکاران،۴۶،۱۳۸۸).
همچنین بهات (۲۰۰۲) استدلال می کند که توزیع دانش در سطوح محتلف سازمان منوط به وجود اعتماد است (صلواتی،۱۱۱،۱۳۸۹).

اعتماد اعتماد

اعتماد
شکل ‏۲ ۲ : نقش اعتماد در توزیع دانش(صلواتی،۱۳۸۹)
مدل هیسینگ