رجوع به کفایت، استطاعت زمانی، استطاعت بدنی

 

دلیل اول ما اجماع علماء است .
دلیل دوم بر مدعا قول خداوند است « ولله علی الناس……..» ایشان در تفسیر استطاعت در آیه می گوید استطاعت در عرف شرع و عهد لغت نیز آسان بودن أمر و نداشتن مشقت در آن امر است و حرفی از مجرد داشتن قدرت نیست.
ایشان در مورد اینکه مراد از استطاعت تسهیل امر و نداشتن مشقت است یک تمثیل بیان می کند. «ألا ترای أنهم یقولون: ما أستطیع النظر الی فلان اذا کان یبغضه و یمقته و یثقل علیه النظر الیه و ان کانت معه قدره علی ذالک و کذا یقولون : لا أستطیع شرب هذا الدواء، یریدون أنّی أنضر منه و یثقل علیّ» خداوند می فرماید: « أنک لن تستطیع معی صبرا» یقینا در این آیه همین معنا اراده شده است
سید می گوید: وقتی که مدعی ما که شرط وجوب بودن زاد و راحله است بوسیله ادلّه ثابت شد نه صحیح الجسمی که سفر پیاده مشقت دارد ، مستطیع است و نه کسی که راحله دارد ولی خرجی راه و خانواده ندارد مستطیع است.
و نیز روایتی از پیامبر اکرم( دلالتا بر بطلان نظر مالک دارد. « ما روی من أن النبی( سئل عن قوله تعالی: «و لله علی الناس جج البیت…….» فقیل له یا رسول الله ما الاستطاعه؟ فقال( «الزاد و الراحله» این روایت صریح است که استطاعت بمعنای زاد و راحله است.
آقای خوئی در المعتمد فی شرح العروه الوثقی استطاعت را اینگونه بیان فرموده: « الاستطاعه من حیث المال و صحه البدن و قوته و تخلیه السرب و سلامته و سعه الوقت و کفایته»
اما در کتاب شرح المناسک استطاعت را تفصیلا بیان فرموده. ایشان در استطاعت چند چیز را معتبر می داند.
اول : وقت بمقدار کافی باشد یعنی بعد از حصول استطاعت برای رفتن به مکه و انجام اعمال در آنجا وقت باندازه کفایت باشد و اگر حصول استطاعت زمانی باشد برای رفتن به مکه و یا انجام اعمال در مکه وقت کافی نباشد یا بمقداری وقت باشد که در این وقت با مشقت شدیده ای که عادتا تحمل نمی کند به حج میرسد در این دو صورت حج در عام الحج واجب میباشد بلکه موسم حج سال آئنده تحفظ مال واجب است و اگر استطاعت باقی ماند حج واجب میشود و گرنه ساقط میشود .
ایشان دلیل تحفظ مال تا موسم حج سال آئنده را تقبیح عقل به تفویت واجب و تعجیز نفس بعد از منجز شدن واجب میداند ولو اینکه واجب فعلی نباشد و میزان عدم جواز تعجیز نفس از انجام واجب تنجز وجوب و فعلیتش است چه واجب فعلی باشد چه استقبالی بین علماء بر اینکه نیزان عدم جواز تجیز تنجز وجوب است اتفاق دارند ولی در مبداء تنجیز وجوب اختلاف است. بعضی از علماء مبداء تنجیز وجوب را خروج کاروان حج دانسته است و فرموده : بعد از خروج کاروان تعجیز نفس جائز نیست. سید کاظم یزدی طباطبائی( مبداء تنجیز وجوب را تمکن از مسیر دانسته است بعضی دیگر مانند محقق نائینی( مبداء تنجیز وجوب را أشهر حج دانسته اند.
آقای خوئی میفرماید: هیچ دلیلی بر این مبداءها ندارد و طبق مقتضای آیه مبارکه و نصوص مفسره استطاعت مبداء تنجیز وجوب مجرد حصول زاد و راحله و تخلیه السرب و صحت بدن است چه أشهر حج باشد یا نباشد چه خروج کاروان شروع شده باشد یا نباشد چه تمکن از مسیر باشد یا نباشد. پس مقتضای آیات و نصوص این است که وجوب حج از زمان حصول استطاعت منجز می شود بناء بر این تفویت استطاعت جایز نیست تر صورتی که علم به تمکن در سال های آئنده باشد.
دوم امنیت در راه: امنیت در راه به گونه ای باشد که خطری بر نفس، مال و عرض او در سفر رفت و برگشت و هنگام انجام اعمال نباشد. ایشان دلیل اعتبار امنیت راه که تعبیر به استطاعت سربیه شده است خود همین آیه مذکوره «….من استطاع الیه سبیلا» دانسته است استطاعت سبیل زمانی صدق می کند اگر در راه امنیت باشد و خوفی بر نفس، مال و عرض نباشد.
علاوه بر آیه مذکوره و سیره عقلاء نصوص معتبره مانند صحیحه هشام بن حکم و …. بر اعتبار استطاعت سربیه دلالت دارد. و همین نصوص معتبره بر اعتبار استطاعت بدنیه نیز دلالت دارد.
سوم زاد و راحله: سومین چیزی که در استطاعت معتبر است زاد و راحله است یعنی مراد از زاد تمام اشیایی که در سفر لازم است مانند آب و غذا وغیره یا پول داشته باشد که در راه رفت و برگشت حج در خرید زاد هزینه کند.
و مراد از راحله این است که وسیله نقلیهای باشد که بواسطه آن قطع مسافت رفت و برگشت ممکن باشد. در زاد و راحله شرط است که آن با شأن مکلف بسازد دلیل اعتبار این دو علاوه بر اینکه غالبا بدون این دو عرفا استطاعت صدق نمی کند نصوص معتبره مفسره استطاعت در آیه است که قبلا ذکر شد.
چهارم رجوع به کفایت: چهارمین چیزی که در استطاعت معتبر است رجوع به کفایت است و مراد از رجوع به کفایت قدرت داشتن بر معاش زندگی خود و خانواده بعد از برگشتن از حج است. بعبارت دیگر مکلف حالش طوری باشد که بعد از صرف مال در راه حج خوف تنگی و فقر بر خودش و خانواده نباشد.
آلوسی در بیان استطاعت میگوید: قدرت بمعنای استطاعت یا قدرت بدین است یا قدرت مالی است یا قدرت هر دو است.
امام مالک فقط قدرت بدنی را شرط دانسته است لذا کسی که قدرت بر مشی و کسب در راه باشد از نظر امام مالک حج بر او واجب میباشد.
امام شافعی فقط قدرت مالی را شرط میداند لذا کسی که قدرت بدنی ندارد و اجرت نائب داشته باشد استنابت را واجب دانسته است.