رعایت قوانین راهنمایی، راهنمایی و رانندگی، مبانی نظری تحقیق

 

قانون گریزی سخت: به هر نوع رفتاری که قوانین رسمی جامعه را نادیده گرفته و دارای ویژگی خشونت آمیز، دائمی و همراه با مجازات شدید باشد، قانونگریزی سخت گفته میشود. در بیشتر مواقع در اثر این نوع قانون گریزی فرد خاصی آسیب میبیند. این نوع قانونگریزی در جامعه به عنوان جرم شناخته میشود و به افرادی که این نوع قانونگریزی از آنها سر میزند مجرم میگویند. سرقت، قتل و قاچاق مواد مخدر نمونه هایی از این نوع قانون گریزی هستند.
قانون گریزی نرم: به هر نوع رفتاری که قوانین رسمی جامعه را نادیده گرفته و دارای ویژگی غیرخشونتآمیز، گهگاهی و عمدتاً بدون مجازات یا مجازات ضعیف باشد قانونگریزی نرم گفته می‌شود. در نتیجه این نوع قانون گریزی عمدتاً جامعه آسیب میبیند. در جامعه این نوع قانونگریزی به عنوان جرم در نظر گرفته نمیشود و کمتر عکسالعملی منفی در برابر این نوع قانونگریزان دیده میشود. این نوع قانونگریزی به دلیل فراوانی و سهولت در انجام آن بیشتر به صورت عرف در جامعه درآمده است. نادیده گرفتن قوانین رانندگی، ندادن مالیات یا عوارض و استفاده از کپیهای غیر مجاز نمونه هایی از این نوع قانونگریزی در جامعه است.
۲-۳) پیشینه مطالعاتی تحقیق
بررسیهای انجام شده نشان میدهند که در خصوص قانونگریزی و قانونگرایی و آسیبهای اجتماعی و … مطالعات و تحقیقات زیادی انجام شده است که در ادامه، به برخی از این تحقیقات و نتایج آن‌ ها در داخل و خارج از ایران اشاره خواهد شد.
۲-۳-۱) مطالعات داخلی
کلانتری و همکاران (۱۳۸۴)، به «بررسی ارتباط فقر با قانونگریزی و شکلگیری آسیب اجتماعی» میپردازد که براساس مدل رگرسیونی به ترتیب فقر اقتصادی – اجتماعی، فقر نگرشی به قانون، فقر دینی، فقر فرهنگی، فقر شهروندی و عدم اعتماد بسترهای مساعدی را برای قانون‌گریزی و توجیه اعمال قانونگریزانه فراهم میکند.
یافته های تحقیق گایگانی و همکاران (۱۳۸۷)، در «نظرسنجی از مردم تهران درباره مقررات راهنمایی و رانندگی» به قرار زیر است: ۳۲ درصد از پاسخ‌گویان عنوان کردند تا حدی میتوان مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کرد.۴۲ درصد از پاسخگویان معتقدند به دلیل جمعیت زیاد در تهران نمیتوان مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کرد. ۳۵ درصد از پاسخگویان مقررات راهنمایی و رانندگی را در حد زیاد رعایت می‌کنند.
رحمانی (۱۳۸۸)، طی تحقیقی به این نتیجه رسید که علل قانونگریزی جوانان در ناآگاهی از قانون، قانون‌گریزی در خانواده و قانونگریزی مسؤلان است.
یافته های تحقیق واحدی و همکاران (۱۳۸۸)، در پژوهشی تحت عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر قانون‌گرایی» بر آن است که قانونگرایی با عمومیت قانون، ترس از مجازات، مذهب فرد و اطاعت از قوانین از روی شناخت و آگاهی رابطه معناداری دارد.
احمدی (۱۳۹۰)، در «بررسی رابطه بین آگاهی از قوانین راهنمایی و رانندگی و تخلف رانندگی در بین رانندگان» به این نتیجه دست یافت که میزان آگاهی از قوانین راهنمایی رانندگی بر میزان تخلف رانندگی تأثیر معنادار و منفی دارد. به عبارت دیگر، با افزایش میزان آگاهی از قوانین راهنمایی رانندگی، میزان تخلف رانندگی کاهش یافته است.
عباسزاده و همکاران (۱۳۹۲)، طی پژوهشی تحت عنوان «آشفتگی اجتماعی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی» دریافتند که یکی از عوامل تأثیرگذار بر قانونگریزی، آشفتگی اجتماعی یا آنومی است. طبق نتایج به دست آمده، بین متغیرهای احساس آنومی و احتمال مجازات و میزان رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی رابطه معناداری وجود دارد.
۲-۳-۲) مطالعات خارجی
اوانز و همکاران (۱۹۹۱)، طی پژوهشی خواهان پیشبینی نظریه بازدارندگی، که در آن دولت با بهره گرفتن از وضع قوانین بستن کمربند ایمنی به صورت اجباری و اتخاذ جریمه برای مصرف مشروبات الکلی که رانندگان در حین رانندگی مصرف نمودهاند، بودند. نتایج حاکی از آن بود که اتخاذ قوانین استفاده از کمربند اجباری و مالیات بر مصرف آبجو ممکن است موثرتر از سیاستهای با هدف بازدارندگی عمومی در کاهش تلفات رانندگی در حالت مستی، باشد.
سنسریک و اسوینبرن (۲۰۰۱)، با انجام پژوهشی در استرالیا با عنوان «ارزیابی طرح آموزش رانندگان جوان» به این نتیجه رسیدند که اجرای برنامههای آموزشی (دادن آگاهی) برای رانندگان موجب ایجاد تغییرات چشمگیری در نگرش و عملکرد رانندگان در مورد خطرات رانندگی و کاهش خطر ایجاد حادثه در جوانان در مقایسه با سایر سنین شده است.
الدبرگ و راندمو (۲۰۰۳)، در تحقیقی نشان دادند که نوع دوستی و نگرش نسبت به خطرپذیری، بر رفتار مخاطره آمیز مستقیماً اثر داشتند.
وکیبامب ایساک (۲۰۰۴)، در مقاله خود « تخلفات رانندگی: یک مطالعه اپیدمولوژی» به بررسی تخلفات رانندگی پرداخته است. نتایج به دست آمده نشان دادند که بین تخلفات رانندگی و سن، تحصیلات، طول دوره آموزش رانندگی (آگاهی از قوانین) و عمر وسیله نقلیه رابطه وجود دارد.
نولند و کوداس (۲۰۰۴)، هم در تحقیقات خود مشاهده کردند که میزان و شدت صدمات عابران پیاده با سکونت در مناطق فقیرنشین، درصد بالای عابران پیاده، میزان مصرف الکل و تردد بیشتر افراد رابطه دارد (ریفات ، ۲۰۱۱: ۲۷۷).
کلارک و همکاران (۲۰۰۶)، طی پژوهشی در انگلیس تعداد ۳۰۰۰ راننده جوان ۱۷- ۲۵ ساله را مورد بررسی قرار دادهاند. نتایج نشان دادهاند که میزان تصادفات گردشی در تقاطعات با افزایش تجربه راننده، بهبود یافته و روندی نزولی مییابد. تصادفات
با مصرف مشروبات الکلی و روشن نبودن خیابان، نرخ پای
ینتری از پیشرفت را نشان میدهد.
با توجه به اینکه پژوهشهای مختلفی هم در ایران و هم خارج از ایران در حوزهی سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی صورت گرفته، اما محقق نتوانسته است به پژوهشی که به طور هم‌زمان به بررسی سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن پرداخته است، دست یابد. میتوان عنوان کرد پژوهشهایی که در این مورد صورت گرفته است، کمتر به مباحثی مانند ناکامی منزلتی فرد در جامعه، میزان وابستگی او به خانواده و نهادهای اجتماعی، وجود فشارهای ساختاری در جامعه با توجه به مباحث جامعهشناسی پرداخته شده است. بنابراین، پژوهش حاضر در صدد است که بحث در سطح بازدارندگی از قوانین راهنمایی و رانندگی و عوامل اجتماعی مؤثر برآن را با توجه به مباحث جامعهشناسی بررسی و شناسایی کند. هم‌چنین، این موضوع در شهر همدان مورد بررسی قرار نگرفته است.
۲-۴) مبانی نظری تحقیق