روان کاوی جدید، مکانیسم دفاعی، زیگموند فروید

 

از دیدگاه گشتالت ما همه ظرفیت تفکر خلاق را داریم .این سؤال مطرح است که چرا ما اغلب به طور مولد فکر نمی کنیم ؟برطبق نظر گشتالتی ها علت این است که حل کنندگان مسئله تلاش هایشان را روی به کارگیری تجربه های گذشته در حل مسئله متمرکز می کند .(حسینی،۱۳۷۸،ص۴۱ )
مراحل تفکر خلاق از دیدگاه ورتایمر عبارت است از :
۱)گروه بندی ؛ساختاربندی و سازمان دهی مجدد در عملیات تقسیم یک کل برکل های کوچکتر دیده می شود که به رغم آن هنوز این کل های کوچکتر در ارتباط باهم و با کل مسئله ادراک می شود.
۲)فرایند حل مسئله با تلاش برای رسیدن به ارتباط درونی آن شروع می شود ،فرد تلاش می کند ،طبیعت وابستگی متقابل درونی آن را کشف کند.
۳)در تفکر خلاق روابط برجسته و مشخص در ساختار درونی موقعیت ،نقش مهمی به عهده دارد .
۴)در تفکر خلاق ویژگی خاصی درباره معنای عملکردی بخش ها وجود دارد که همانا قطعیت روابط برای حل مسئله و درک فهم فرمول است .
۵)کل فرایند عبارت است از یک خط مستمر فکری و نه جمع عددی عملیات مجزا و خرد شده ،هیچ گامی به طور مطلق با عملکرد خود فهمیده نمی شود ،بلکه برعکس هر گام درارتباط با کل موقعیت معنی پیدا می کند.(حسینی،۱۳۷۸ )
گشتالتی ها فرایند تفکر خلاق را بر مبنای کل گرایی توصیف می کنند ،در حالی که کل تنها وسیله ای برای تحقق خلاقیت می باشد. معمولاً درک کل منجر به تفکر خلاق نمی شود زیرا تفکر در نتیجه شناخت روابط در ارتباط با کل ایجاد می شود . به علاوه در بسیاری از اوقات نیز بدون آن که هنوز فرد کل مسئله را در نظر داشته باشد موفق به تفکر خلاق یا فرضیات و حدس های هوشمندانه می گردد.
روان کاوی
روان کاوی دارای نفوذ بسیار مهمی در نظریه ی آفرینشگری است . به گفته فروید،خاستگاه آفرینشگری، در تعارضی است که در ذهن ناخود آگاه نهاد وجود دارد. ذهن ناخوداگاه ،دیر یا زود راه حلی را برای این تعارض می یابد.
اگر که راه حل ، خود برونگرا باشد ، یعنی اگر فعالیتی را تقویت کند که توسط خود و یا بخش آگاه شخصیت تعیین شده است ،نتیجه آن در رفتار خلاق آشکار می شود .
شوخ طبعی و خلق تخیلات ویژه ی شخص خلاق نیز از باز پس گرایی سرچشمه می گیرد .ابداع و ابتکاری که در این دو جلوه گری می کند . از ذهن ناخود اگاه سرچشمه می گیرند نه ذهن آگاه و در زمانی رخ می دهند که (خود) در راحتی است و اجازه می دهد اشراق های ناخود اگاه در سطح آگاهی ظاهر شود .
با انجام آزمونهای تفکر خلاق ،در مورد برخی از پریشان شخصیت های رو به بهبودی ،تأیید شد که روان نژند ها و روان پریش ها ،مایلند به جای ابراز آفرینشگری مانع از بروز آن شوند. ( نلر،۱۳۷۹،ص۳۳)
فروید معتقد است که فکر تازه به سبب برخورد به تضاد ایجاد می شود و این همان مکانیسم دفاعی است .در واقع خلاقیت نیز نوعی رفتار دفاعی است . یعنی فعالیت های هنری و عملی عبارت از تمایلات ارضا نشده است که به شکل هدف عالی تر در آمده اند .پس فرد برای ارضا سائقه های خاصی دست به خلاقیت می زند تا تعادلی را که آن سائقه به هم زده دوباره برگرداند. (حسینی ،۱۳۷۸ ،ص۳۶)
زیگموند فروید
از نظر فروید ،شخص همان گونه که به خوردن و خوابیدن نیاز دارد ، برای ارضای سائقه های معینی دست به آفرینشگری می زند. او کاوش می کند، به حل مسائل می پردازد و خلاقانه فکر می کند تا به حالت تعادلی باز گردد که سائقه آن را به هم زده است . بنابراین آفرینشگری وسیله ای برای کاهش تنش است.
روان کاوی جدید
دیدگاه فروید در مورد آفرینشگری به ویژه به وسیله نئو فروید گرایان تغییر یافته است سهم عمد ه ایشان در روان کاوی ، این اصل است که آفرینشگری محصول ذهن نیمه آگاه است ،تفاوت ذهن نیمه آگاه با ناخوداگاه در این می باشد که هنگامی که (خود) در راحتی است ،ذهن نیمه آگاه برای یادآوری باز است .