روش ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی، داراییهای نامشهود

 

۱) ۲)
جدول(۱-۲): راهنمای فرمولهای سرمایه فکری(انواری رستمی و همکاران،۱۳۸۲و۱۳۸۴).
۸-۱-۲) طبقه بندی روش های اندازه گیری سرمایه فکری
در یک تقسیم بندی کلی روش های اندازه گیری سرمایه فکری به چهار طبقه کلی تقسیم بندی میشوند.
۱-۸-۱-۲) روش های سرمایه فکری مستقیم
این روشها مقدار پولی داراییهای فکری را بوسیله اجزاء مختلف این قبیل داراییها پیشبینی میکنند. از بین روش های اشاره شده روش کارگزار تکنولوژی، حسابداری و هزینهابی منابع انسانی، جستجوگر ارزش، سرمایه فکری مستقیم و حسابداری منابع انسانی در این طبقه قرار میگیرند(Mehralian, et al, 2012).
2-8-1-2) روش های سرمایهگذاری بازار
این روشها بر محاسبه تفاوت بین ارزش بازار سهام شرکت و سرمایه در دست سهامداران آن و در نظر گرفتن ما به التفاوت بعنوان داراییهای نامشهود یا سرمایه فکری مبتنی هستند. از بین ۱۴روش، مدل ترازنامه نامرئی، ارزش بازار به دفتر و کیوی توبین جزء این طبقه هستند.
۳-۸-۱-۲) روش های بازگشت روی داراییها
این روشها متوسط درآمد قبل از کسر مالیات شرکت را در یک دوره مشخص محاسبه نموده و آنرا بر متوسط ارزش داراییهای فیزیکی در همان دوره تقسیم میکنند. روش ارزش افزوده اقتصادی و ارزش نامشهود محاسبه شده با این ویژگی هستند و به این طبقه تعلق دارند.
۴-۸-۱-۲) روش های کارت امتیازی
در این روشها اجزاء مختلف داراییهای نامشهود یا سرمایه فکری شناسایی شده و برای آنها شاخصهای تهیه شده در کارتهای امتیازی گزارش میشوند و یا اینکه در نمودارها به نمایش در میآیند. روش های کارت ارزیابی متوازن، جهت یابی اسکاندیا، کنترل دارایی نامشهود، نتایج امتیازی زنجیره ارزش متعلق به این طبقه هستند(Neal, et al, 2011).
9-1-2) عملکرد
عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازهی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران(۲۰۰۲) ارائه شده است: (فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته). طبق این تعریف، عملکرد به دو جزء تقسیم میشود: ۱) کارایی که توصیف کننده ی چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است، یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ و ۲) اثربخشی که توصیف کنندهی درجهی نیل به اهداف سازمانی است(رهنورد، ۱۳۸۷).
بویاتزیس (۱۹۸۲)، تعریف جالبی درباه عملکرد اثربخش ارائه نمود؛ بدین ترتیب که عملکرد اثربخش یک شغل عبارتست از حصول نتایج خاص یا دستیابی به نتایج خاص از پیش تعیین شده برای شغل (نظیر درآمد)، از طریق انجام اقداماتی خاص به طوری که مطابق با سیاست ها، رویه ها و شرایط محیط سازمانی باشد.
عملکرد را مقبولیت نتایج برای مشتریان داخلی و خارجی سازمان میدانند که محصولات، خدمات،
اطلاعات و تصمیمات یا رخدادهای کارکردی مانند ارائه ها و رقابتها را دریافت میکنند(رضائیان، ۱۳۹۱).
۱۰-۱-۲) عملکرد سازمانی