روش های ارزیابی عملکرد، ارزیابی عملکرد سازمان، تجزیه و تحلیل توصیفی

دانلود پایان نامه

 

1993) Jaworskiو Kohli ، دریافتند که تاثیر محور بازار بر روی عملکرد، عمدتا بوسیله نوسان بازار تعدیل می شود و همچنین نوسانات تکنولوژی نیز در آن موثر است. Narver , slater در سال 1994 فقط سه تا از 12 شرایط را یافتند که در آن عوامل محیطی به طور عمده، تاکید بر روی مشتری را تعدیل می کند و رابطه عملکردی را تعدیل می نماید. طبق پایه های این یافته ها Narver , slater در سال 1994به این نتیجه رسیدند که طی عملکردها برای انتقال ارزش مشتری بهتر، یک تجارت بازار محور باید بتواند به یک مزیت رقابتی در هر موقعیت محیطی دست یابدو نگهداری کند و همچنین، مدیران نباید تلاش کنند تا محور بازار خودشان را به پویایی های بازار کنونی وصل کنند.
در عوض Xuereb, Gatignon در سال (1997) در مطالعه درباره صنعت خود دریافتند که محور مشتری وقتی که احتمال تقاضا زیاد میشود، افزایش می یابد، محور رقابتی، زمانی که تقاضا افزایش می یابد، کمتر موثر است. اما وقتی که رشد بازار بالا است، بهتر کار می کند Han et al در سال (1998) دریافت که وقتی تکنولوژی به سرعت تغییر می یابد، محورهای مشتری و رقابتی، تاثیر بسیار زیادی بر روی نوآوری های سازمانی دارند که در آن عملکرد بهتری پیدا میکنند. آنها دریافتند یافته های تعدیلی ممکن است به خاطر تفاوت های صنعت باشد. ما می دانیم که اینها دریافته اند که (1998) وقتی تکنولوژی تغییرسریع پیدا می کند، هر دو محور مشتری و بازار تاثیر بسیار زیادی بر روی نوآوری های سازمانی می گذارد تا عملکرد مو سسه بهبود پیدا کند. به طور کلی ، محور بازار به عنوان درک و رضایت مشتریان تعریف نشده و دیگری مربوط به سهامداران می باشد (Narver, Day1994 درسال 1990 و slater درسال 1990) به عبارت دیگر، اجرای مفهوم بازار می باشد (Jaworski,kohli در سال 1990).
بنابراین، محور بازار، توانایی سازمان را تحت تمرکز قرار داده تا برای مشتریان و سهامداران به عنوان مسئول به شمار رود و سودمند باشد. همه اهداف در این جهت است که عملکردها را بهبود بخشند. اکثر مطالعات، محور بازار را مورد آزمایش قرار می دهند که یک رابطه مستقیم آن را با عملکرد مورد بررسی قرار دهندو. یک متن مدیریتی وجود دارد که تاکید بر ادغام محورهای بازاریابی و عملکردی دارد (گروهی از نویسندگان در سال 2002). ادغام نادرست بین این دو عملکرد، منجر به نارضایتی مشتری می شود در حالی که یک ارتباط مناسب و ادغام درست منجر به فضای رقابتی مناسب و منفعت و بازده پایدار میشود (wind,2005). تئوری اقتصاد سنتی از موسسات می خواهد تا دارایی و ثروت سهامداران را افزایش دهد، اما اغلب مدیران به صورت ضمنی مزیت های بزرگ نمایی را به کار برده و دنبال می کنند (Muleer,1992) در عوض آنها مکررا تصمیماتی را اتخاد می کنند تا با رقیبان خود فعالیت هایی را انجام دهند که ما از آنها به عنوان اهداف رقابتی یاد می کنیم.
پژوهش ها رابطه مثبتی میان گرایش بازار و عملکرد مبنی بر این فرض که یک گرایش بازار ، درک بهتری از محیط و مشتریان یک سازمان فراهم می نماید، را پیشبینی نمود، که در نهایت منجر به رضایت مشتری بیشتر (پیشرفته) می شود. پژوهش های تجربی نتایجی را مبنی بر وجود یک رابطه مثبت میان گرایش بازار و بینش مدیران از عملکرد کلی سازمان، بینش مدیران از عملکرد مالی، بینش مدیران از رشد فروش و بینش مدیران از عملکرد کالای جدید، بیان می دارندJaworski and Kohli 1993))
به طور همزمان، تجزیه و تحلیل های متعددی نیز از یک رابطه مثبت مستقیم میان عملکرد و گرایش بازار ، پشتیبانی نمی کنند، و پیشنهاد می نمایند که یک چارچوب اقتضایی می تواند برای تبیین این رابطه، مناسب باشد. برای مثال، در دو تجزیه و تحلیلی که از سنجه های هدف عملکرد به عنوان متغیر وابسته استفاده می کنند، گرایش بازار با سهم بازار واقعی یک سازمان، یا رشد درآمد خالص واقعی، مرتبط نمی باشد.. (Jaworski and Kohli,1993) با استفاده از سنجه های ادراکی عملکرد، Atuahene-Gima در سال 1996 ، هیچ اثر مستقیمی برای گرایش بازار در عملکرد بازار محصول جدید، گزارش نمیکند. Pelham و Wilson در سال 1996 هیچ اثر مستقیمی برای گرایش بازار در سهم بازار درک شده یا رشد درک شده در سهم بازار گزارش نمی کنند و با استفاده از یک نمونه از تجارت های کلا، Narver وSalter در سال 2009 یک ضریب منفی برای گرایش بازار و یک ضریب مثبت برای مربع گرایش بازار گزارش نمودند که نشان دهنده یک رابطه غیر خطی (خمیده) میان گرایش بازار و عملکرد مالی درک شده، می باشد. نتایج تجربی همچنین از چارچوبی اقتضایی برای توصیف رابطه میان عملکرد شرکت و مشتری متمایز، رقیب، و گرایشات محصول ، پشتیبانی می کنند. با استفاده از یک روش عاقلانه جزء برای بررسی رابطه میان عملکرد و گرایش بازار، Kim و Srivastava در سال 1998 گزارش نمودند که تلاطم فنی رابطه میان عملکرد نوآوری هدف و مشتری و گرایش رقیب را تعدیل می نماید. Gatignon و Xuereb در سال 1997 گزارش نمودن که عدم قطعیت تقاضا رابطه میان موفقیت نوآوری درک شده و هر کدام از سه گرایشهای استراتژیک، مشتری، رقیب و محصول را تعدیل مینماید. برای خلاصه سازی، با اینکه دلیل برای باور اینکه قدرتمندی رابطه میان عملکرد و هر کدام از ابعاد گرایش استراتژیک ممکن است بسته به ویژگی های صنعت، ویژگیهای مشتری، یا نوع سنجه عملکرد استفاده شده تفاوت نماید، وجود دارد، اما ادبیات عموما این قضیه را پشتیبانی می کند که سازمان های بازار گرا و نوآور، از رقبای خود بهتر عمل خواهند نمود(Day 1994; Gatignon and Xuereb 1997; Jaworski and Kohli 1993; Narver and Slater 1990; Slater and Narver 1994; Tushman and Anderson 1986). نوآوری و ظرفیت اجرای نوآوری عامل تعیین کننده در دستیابی به عملکرد برتر برای سازمان می باشد.شرکت هایی که با ظرفیت بیشتری برای نوآوری فعالیت میکنند منابع موفقیت را را در پاسخ به محیط ترکیب و قابلیتهای خود را توسعه میدهند, که باعث دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و ظرفیت بیشتر نوآوری میشود که این خود منجر به عملکرد برتر میشود(Hurlly & hult,19+98).در بسیاری از سازمان ها ، شاخصهای مالی دارای اهمیت فراوانی هستند.این سازمان ها برای افزایش درآمد،کاهش هزینه ها ، ریسک و استفاده موثر از دارایی ها و افزایش بهره وری تلاش می نمایند.در واقع کسب نتایج مالی مناسب در شرکتها و موسسات اقتصادی برای بقا و رشد آنها الزامی است.اندازه گیری و تحلیل نتایج مالی به عنوان حاصل مهم عملکرد یک سازمان از ضروریات بررسی نقاط ضعف و قوت سازمان هاست (فقهی فرهمند،1385)
نمونه ای از معیارهای مالی معمول ، بازگشت سرمایه ، بازده سهام و درامد عملیاتی است. در شرایطی که اهداف مالی نیازمند تنظیم دایمی هستند، بیشتر سازمان ها با به کار گیری اهداف مالی یکسان برای کلیه واحدهای تجاری خود مرتکب اشتباه می شوند، آنان بر این نکته آگاه نیستند که واحدهای تجاری مختلف درون یک سازمان ممکن است از استراتژی های کاملا متفاوتی پیروی کنند.بنابراین یک هدف مالی ممکن است برای محدوده وسیعی از واحدهای تجاری مناسب نباشد.برای مثال معیارهای مالی برای سازمانی که خدمات یا محصولاتش در یکی از سه مرحله رشد،بلوغ و پیری و افول در چرخه حیات خود قرار گرفته اند متفاوت خواهد بود(فقهی فرهمند،1384)
در اواخر دهه 1980 مقالات متعددی در نشریات مدیریتی اروپا و امریکا در مورد ناکارآمدی روش های ارزیابی عملکرد شرکت ها منتشر می شد.در سال1987 تحقیقی توسط انجمن حسابدارن امریکا نشان داد که 60 درصد از مجموع260 مدیر مالی و 64 مدیر اجرایی شرکت های آمریکایی از سیستم ارزیابی عملکرد شرکت ناراضی بودند.سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد ، عمدتا متکی به سنجه های مالی بوده و امور مالی شرکت ها مسئول انجام این ارزیابی بودند. در عصر اقتصادی معیارهای مالی شاخصهای خوبی برای برای سنجش موفقیت شرکت ها بودند چرا که مزیت رقابتی آن عصر عمدتا مبتنی بر کاهش بهای تمام شده ناشی از صرفه جویی در مقیاس و تولید انبوه بود.پیچیده تر شدن مناسبات اقتصادی و مسائل کسب و کار در آستانه قرن 21 اتکای شرکت ها به سنجه های مالی برای ارزیابی عملکرد و نشان دادن نقاط قوت و ضعف آنها ،کم رنگ شد و نارسایی سنجش های مالی صرف ، بیش از پیش نمایان گردید.
با توجه به مطالب فوق روش های سنتی ارزیابی عملکرد که عمدتا بر سنجه های مالی استوار بودند،نه تنها در انعکاس کامل دلایل توفیق یا عدم توفیق شرکت ها کفایت لازم را نداشتند بلکه ارتباطی منطقی و علت و معلولی بین عوامل محرکه توفیق و دست آورد های حاصله نیز برقرار نمیکرد و از این رو در حمایت از برنامه های مدیریت به خصوص برنامه های استراتزیک سازمان ناتوان بودند.
اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راههای به دست آوردن اطلاعات برای تصمیمگیری در سازمان هاست همواره در هر دوره زمانی ،نیاز به انداره گیری عملکرد سازمان در مدیران حس میشده لذا آنها سعی داشتند تا عملکرد سازمان های خود را به واسطه اندازه ها و سنجه های مختلف ارزیابی نمایند. ابعاد سنتی اندازه ها که در تصمیمگیری مدیریتی برای اندازه گیری عملکرد سازمان به کار میروند، ابعاد مالی این اندازه ها هستند که در واقع به گفته کاپلان در سال 1984 اندازه های مالی که به واسطه سیستم های حسابداری سنتی به وجود آمدند یک تصویر ناقص از عملیات و عملکرد سازمان را ارائه میکنند. با توجه به اینکه شاخص های مالی عمدتا جوابگوی ارزیابی عملکرد سازمان نبودند و همچنین قابلیت ارزیابی کل سازمان را نداشتندتعیین مدل مناسب برای سنجش میزان عملکرد سازمان به عنوان یکی از اصول اساسی در سازمان ها جهت رشد و پیش رفت قلمداد می گردد.(ایران زاده،برقی،1388)
به طور خلاصه ارزیابی عملکرد فرایندی است که برای ارزیابی پیش رفت به سوی دست یابی به اهداف تعیین شده ، مشتمل بر اطلاعاتی در مورد کارایی تبدیل محصولات و خدمات ارائه شده و میزان رضایت مندی مشتریان ، دست آورد ها و اثربخشی فعالیت ها در راستای اهداف مشخص آنها می باشد. و مدیریت عملکرد استفاده از اطلاعات اندازه گیری عملکرد برای ایجاد تغییر مثبت در فرهنگ سازمانی ، فرایندها و سیستم ها با کمک به تنظیم اهداف عملکرد ، الویت بندی و تخصیص منابع خواهد بود(ستاری فرد،1383)
اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم گیری در سازمان هاست.به همین جهت همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به اندازه گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می شده است.سازمان های امروزی برای اینکه بتوانند در دنیای رقابتی نوین فعالیت کنند و بقا و سهم بازار خود را حفظ نمایند باید بتوانند در مقابل مسئولیت ها و اختیارات خود پاسخگوی مشتریان بوده و خدمات و کالاهایی با کیفیت هرچه مطلوب تر به آحاد جامعه ارائه نمایند.بنظر می رسد دستیابی به این موارد مهم جز با بازنگری و ایجاد برخی تغییرات اصلاحی در رویه ها و سیستم های موجود ممکن نباشد(2004،Kaplan & Norton).
2-3 پیشینه تحقیق :
کامیسون و لوپز(2014) تحقیق بر روی 144 شرکت صنعتی اسپانیایی و مدل سازی یک سیستم از توابع ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی می باشد . نتایج بدست آمده تایید کردند که نوآوری سازمانی از توسعه قابلیتهای نوآوری تکنولوژیکی حمایت می کند و نیز اینکه هم نوآوری سازمانی و هم قابلیت های تکنولوژیکی برای محصولات و فرایندها می توانند منجر به عملکرد عالی شرکت بشوند.
(دامن پور، 2010) تحقیق بروی شرکت های صنعتی انگلیسی و مدل سازی یک سیستم از توابع ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی میباشد. نتایج بدست آمده رابطه قابلیت نوآوری محصول با عملکرد شرکت را تایید می کند و اگر هدف نوآوری محصول پاسخ به تقاضای مشتری برای محصولات جدید یا تمایلات مدیران برای در دست گرفتن بازارهای جدید باشد محصول و فرایند نوآوری به عنوان پدیده های مجزا که مقدمه ای متفاوت از شرایط شرکت و بازار را تحت تاثیر قرار می دهد می تواند باعث افزایش عملکرد عالی سازمان بشود .
فصل سوم :
(روش اجرای تحقیق)
3-1 مقدمه :
هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات دنیای اجتماعی، روشهای علمی، تغییرات قابل ملاحظه ای پیدا کرده اند. این روندها و حرکت ها سبب شده است که برای بررسی رشته های مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود. از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقتیابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب می باشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت وموضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است(خاکی ،1387).در طی فرایند تحقیق با به کارگیری ابزارهای جمع آوری، داده ها به طور عینی و معتبر، مشاهده، بررسی و استخراج میشوند و سپس با استفاده از فنون تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی بطور کمی و غیر کمی سعی میشود که ادعاها و حدسهای علمی اولیه ( فرضیه ها ) آزمون شده و در نهایت فرضیه ها رد یا پذیرفته شوند و نتیجه گیری نهایی صورت پذیرد.

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.