روش های ارزیابی عملکرد، جریان های نقدی آزاد، ارزیابی عملکرد مالی

 

ﭘﺎراداﻳﻢ ﺟﺪﻳﺪ ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ارزش آﻓﺮﻳﻨﻲبهﻋﻨﻮان ﺳﺮﻟﻮﺣﺔ فعالیت ﻫﺎ در ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ ﭘﻴﺘﺮ دراﻛﺮ ﻧﻴﺰ ﻛﺎر اﺻﻠﻲ ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن را اﻳﺠﺎد ارزش میداﻧﺪ. در ارزش آﻓﺮﻳﻨﻲ ﻣﺎﻟﻲ، ﻧﻮع ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ؛ از ﺟﻤﻠﻪ، ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﺳﺮﻣﺎﻳﻪای، ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ(ﻛﺎرآﻳﻲ) و ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ(ﺑﺎزده) ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ
وﻗﺘﻲ از اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻫﺎی ﻣﺎﻟﻲ ﺻﺤﺒﺖ میﺷﻮد چهار ﻧﻮع اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﺎﻟﻲ ﻣﺪﻧﻈر ًﻣﻌﻤﻮلا اﺳﺖ : اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﺎﻟﻲ، اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺗﻘﺴﻴﻢ، استراتژی سرمایه گذاری و استراتژی سرمایه در گردش .در این تحقیق هدف اصلی بررسی استراتژی تقسیم سود می باشد که در ادامه به توضیحاتی در خصوص آن می پردازیم:
استراتژی تقسیم سود
سود از جمله مفاهیم با اهمیت حسابداری و مالی است که موجب با اهمیت شدن سیاست تقسیم سود در مدیریت مالی می گردد.تقسیم سود، از جمله استراتژی های کوتاه آن عملکرد شرکت ارزیابی می شود . سیاست تقسیم سود، خط مشی است که بر پایه آن میزان سود تقسیمی، میزان انباشته و پاداش هیات مدیره، زمان پرداخت، نحوه تامین مالی و دیگر موضعات مرتبط با آن مدون و مکتوب و به مجمع عمومی سهامداران ارائه می شود.سیاست تقسیم سود، از خط مشی های با اهمیت و از جمله مهمترین تصمیمات مالی شرکتها تلقی می شود که با توجه به نظریه های مربوط تدوین شده و عوامل موثر بر آن شناسایی می شود. در این فصل تبیین جامع و کلان مرتبط با تقسیم سود مد نظر قرار گرفته است . سیاست تقسیم و استراتژی های طراحی آن از جمله وظایف مدیریت مالی است که تاثیر قابل ملاحظه ای بر ساختار سرمایه شرکت و قیمت گذاری سهام آن دارد . تبیین نظری مبانی مرتبط با بحث، از موضوعات مورد نظر این مجموعه است که در تحقق اهداف استراتژیک مالی شرکت سودمند است.
۲٫ اهمیت ارزیابی عملکرد مالی در انتخاب استراتژی های مالی
نقش مسائل مالی در تصمیمات عملیاتی مقدمتا شامل ارزیابی و نظارت می شود. مدیریت مالی به مدیران کمک می کند تا گزینه های عملیاتی مختلف در دسترس را ارزیابی کرده و به آنها کمک می کند تا بر تصمیمات اتخاذ شده نظارت کنند. چنین نظارتی برای ارزیابی استراتژی های شرکت امری حیاتی است. نظارت به مدیران کمک می کند تا استراتژی های اتخاذ شده را بر اساس نتایج استراتژی های قبلی تغییر و تعدیل دهند. نتیجه یک نظارت خوب و دقیق بر تصمیمات عملیاتی, ایجاد جریانات نقدی مورد انتظار بالاتر در آینده است. علاوه برتاثیر گذاشتن بر جریانات نقدی مورد انتظار، تصمیمات عملیاتی می توانند بر تصمیمات مالی نیز تاثیر بگذارند.
جنبه های مجهول و ابهامات
۱٫اختلاف نظر در خصوص روش های ارزیابی عملکرد
به جهت سنجش کارایی الگوهای زیادی استفاده شده است. الگوهای ساده و ابتدایی که بسیار ساده و قابل فهم می باشند به دلیل وجو محدودیت هایی که در داده ها و اطلاعات آنها وجود دارد الگوهای تک بعدی می باشند و به ارتباط بین اجزا کوچک یک مجموعه و یا رابطه آنها با زیر مجموعه هایشان توجهی نمی کنند.در تحقیقی که توسط دی یانگ در آمریکا انجام گرفت مشخص شد که استفاده از نسبت های حسابداری معیاری تک بعدی بوده و تصویر کامل و گویایی را به مدیریت و صاحبان سهام نشان نمی دهد.به طور مثال توجه صرف به عامل سرانه هزینه شیوه مناسبی جهت شناسایی عملکرد یک موسسه یا شرکت نمی باشد.(دی یانگ، ۲۰۰۵)
از دیگر مواردی که در عموم شیوه های سنجش کارایی دیده می شود وجود محدودیت هایی است که در مسیر انتخاب بهترین عمل وجود دارد.که از آنجمله می توان به مرحله ساده سازی چارچوب الگوهای تحلیل داده ها و مشکلاتی که در مرحله جمع آوری و تحلیل آنها وجود دارد اشاره نمود
این مساله را در ابتدا بیرمن مطرح نموده و در این راستا به این نتیجه رسیده است که با بهره گرفتن از رابطه کلیه ورودی ها و خروجی ها و قراردادن آنها در یک تابع می بایست به بهترین الگو و جامعه ترین آنها برای سنجش کارایی رسید.
۲٫ اختلاف نظر ها در خصوص اهمیت و کارایی سیاست تقسیم سود برای سنجش کارایی
طبق نظر مهام و همکاران آن که در سال ۱۳۸۷ در تحقیق خود ارائه نموده اند معیارهای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد از قبیل سود، سود هرسهم و تقسیم سود شاخص های اندازه گیری کاملی نیستند در صورتی که بسیاری از ارکان کالی مانند جریان های نقدی آزاد به دلیل ارتباطی که با تغییرات ایجاد شده در ثروت سهامداران دارد، معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد شرکت می باشد. جریان های نقدی آزاد نشانه ای از توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی ها، پرداخت سود سهام، فروش و خرید مجدد سهام، تسهیل و تسریع رشد شرکت است که همه آن ها از نظر سرمایه گذاران مهم هستند. این موارد از جمله دلایلی است که سبب می شود بسیاری از سرمایه گذاران افزایش جریان های نقدی آزاد را به عنوان مقیاسی از ارزش بدانند(مهام و دیگران، ۱۳۸۷).
از طرفی بر اساس نظر افرادی مانند سید محمد اعرابی استراتژی های تقسیم سود از دیدگاه مدیران واحد تجاری می توانند کاربردهای مهمی در تقسیمات نقدی سود ، باز خرید سهام ، باز پرداخت بدهی ها و تأدیه تعهدات واحد تجاری ، تحصیل شرکت های دیگر تویط واحد تجاری و سرمایه گذاری مجدد در پروژه های سرمایه ای واحد تجاری و در نهایت افزایش کارایی آنها داشته باشند
از نظر سهامداران واحد تجاری، استراتژی های تقسیم سود می تواند به عنوان معیاری به منظور ایجاد
ارزش برای آنان ت
لقی شود. زیرا واحدهای تجاری که استراتژی های تقسیم سود مثبت بالایی داشته باشند، انتظار می رود که با تقسیم مناسب سود میان سهامداران بتوانند برای سهامداران خود ایجاد ارزش نمایند.
بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی وجود و یا عدم وجود رابطه میان استراتژی های تقسیم سود و کارایی مالی شرکت‌های عضو سازمان بورس اوراق بهادار می باشد.
متغیرها و پرسش اصلی تحقیق