رویکرد جامعه شناختی

 

در تئوری سیستم ها ایستون توجه خود را مستقیماً معطوف به یک واقعیت حساس و با اهمیت می کند و آن این است که ادامه حیات سیستم های سیاسی بستگی به حرکت و گذشت زمان دارد. اینکه گروهی از مردم که در یک زمان خود را متعلق به یک جامعه سیاسی ملی می دانند و به این عقیده پای بند هستند و فرزندان آنان نیز از ایشان پیروی می کنند. به همین نحو یک سری مقررات اساسی که در یک زمان بر جامعه حکومت می کنند، دورانهای بعدی نیز اداره مردم را به عهده خواهند داشت. البته واضح است که این مقررات تغییر و تحول می یابند. (همان :۲۵ )
۱-D.Easton
2-Jack Dennis
ثابت ماندن و یا تغییر نهادها در تئوری سیستم ها با هم منافات ندارند تا زمانیکه نهادهایی که به جامعه اختصاص دارند و برای مردم ارزشمند هستند، طبیعتاً از تغییر مصون بمانند. سیستم های سیاسی اغلب با تاکیداتی که بر تنبیه و پاداش شهروندان خود دارند می توانند به یمن همین نظام تنبیه و پاداش ، بر جای خود باقی بمانند. (همان :۲۶)
ایستون علاقمند به درک این مسئله است که چگونه سیستم ها علیرغم روا داشتن تبعیضاتی، مثل پاداش و تنبیه، بین مردم جامعه هنوز به حیات خود ادامه می دهند. او توضیح می دهد که مردم با اعطای حمایت خود از سیستم آنرا پا برجای نگه می دارند. حمایت، در واقع نوعی اعتماد است و نظر مساعدی است که افراد نسبت به افراد یا اهدافی دارند. عدم حمایت نشان دهنده بی اعتمادی و نوعی خصومت است.(همان:۲۷)
در تئوری سیستم ها همانطور که ایستون معتقد است، حمایت گسترده و غیر مشروع در واقع نوعی میثاق اجتماعی است که باعث می شود یک سیستم سیاسی علیرغم تضادها و درگیریهای درونی پابرجا بماند. ایستون و دنیس در قدم بعدی این پرسش را مطرح می کنند که حمایت گسترده چگونه حاصل می شود؟ و چرا سرنوشت بعضی سیستم های سیاسی به اضمحلال و از هم پاشیدگی و حتی انقلاب کشانده می شود؟ ایستون و دنیس جواب این پرسش ها را تا اندازه ای در مطالعه ی جامعه پذیری سیاسی می یابند. (همان :۲۸)
مطالعه جامعه پذیری سیاسی از دو جهت حائز اهمیت است. اول اینکه چگونه مردم این نقطه نظرات و خصوصیات فکری را کسب می کنند که آنان را وا می دارد فلان شخصیت سیاسی را بپذیرند یا فلان کس رای بدهند یا به شخص دیگری. پی آمدهای جامعه پذیری سیاسی برای سیستم سیاسی چیست؟ البته نتیجه اش ممکن است ثبات یا بی ثباتی سیاسی باشد، نیز به رژیم اقتدارگرا یا دموکرات منتهی شود و یا ممکن است مقررات عادلانه یا ناعادلانه را در بر داشته باشد. (همان :۲۹)
ایستون و دنیس کار خودشان را با یک تصور اساسی درباره پیامدهای جامعه پذیری سیاسی در دوران اولیه کودکی بنا نهاده اند و آن این است که:«آن دسته از کودکانی که نسبت به مقامات سیاسی احساسات مثبتی دارند، تمایلشان بیشتر در این است که با بزرگسالانی معاشرت داشته باشند که کمتر تحت تاثیر سیستم قرار می گیرند تا آن دسته از کودکانی که از همان ابتدا احساسات منفی و خصومت آمیز را کسب می کنند.»به هر حال نتیجه تعدیل شده ای که می توان گرفت این است که در جامعه ای که کودکان احساسات مثبتی داشته باشند حمایت گسترده تری نسبت به سیستم سیاسی وجود دارند. تا جامعه ای که در آن کودکان نسبت به مقامات بدبین باشند و تنفری در دل داشته باشند. ایستون و دنیس مطالعات تحلیلی خود را درباره یادگیری و احساسات کودکان آمریکایی درباره مقامات سیاسی کشورشان آغاز کردند، یافته های آنان در چهار مقوله دسته بندی می شوند: (همان :۲۹)
مرحله اول یا مرحله سیاسی شدن (politicalization stage):که در این مرحله طفل به رشد سیاسی یا کوشش در جهت شناخت عرصه سیاست نائل می شود.
مرحله دوم یا مرحله تشخیص و باز شناخت (ِiagnosis stageِِD): این مرحله زمانی آغاز می گردد که کودک در اصطکاک با نظام سیاسی قرار گرفته و برخی از نمونه ها و یا اشکال سلطه سیاسی یا سلطه در معنای عام را دریابد.
مرحله سوم یا مرحله مثالیstage) (Indealization:که این مرحله کودک گرایش به صدور احکام ارزش در اسلوب های معینی می نماید و در پرتو اسلوب های مثالی فوق به سلب یا ایجاب به قضاوت در خصوص اشکال سلطه و سیاست در حال جریان می پردازد .
مرحله چهارم : مرحله تحول به سمت نهادینه شدن(stage (Institutionalization :که در این مرحله ادراک برخی از اشکال مطروحه سیاسی فراتر رفته در خصوص تمامی اجزای تشکیل دهنده نظام سیاسی به قضاوت ارزشی می نشیند. (محمد عبدالرحمن :۲۰۰۱)
۲-۱۱-۳ – رویکرد جامعه شناختی
۲-۱۱-۳-۱- دیدگاه نظم گرا (کارکردی )
۲-۱۱-۳-۱-۱-نظریه پارسونز :
از نظر پارسونز جامعه پذیری فرایندی است که شخص از طریق آن یاد می گیرد که دیگران در جامعه چه نقشی را برای او تعیین کرده اند تا او به ایفای آن بپردازد؛ در جریان جامعه پذیری که از طریق ارتباط متقابل به وقوع می پیوندد، شخص یک سلسله «بایدها و نبایدها» را می آموزد. او می آموزد که «نقش من» یعنی برآوردن توقع طرف مقابل ونقش طرف مقابل یعنی پاسخ دادن به توقعات من، لذا جامعه پذیری فرایند فراگیری نقش های خویش و درونی کردن ارزشها وهنجارهای نهادی شده یک فرهنگ است تا جایی که کودک در مورد خویش عقیده خاصی پیدا کرده و بتواند تصویر واقعی خویش را چنانکه هست ببیند، در این صورت ملاک او از خوب یا بد بودن اعمالش نیز عقاید دیگران است.(مرادزاده،۹۰:۱۳۷۸)
بحثی که در ایستایی شناسی بیشترین توجه پارسونز را به خود جلب می کنند این است که اعمال و حرکاتی که انسان در جامعه انجام می دهد و انتخاب هایی که می کند در و
اقع خارج از نظام جبرهای اجتم
اعی نیست و روابط یا عناصری از فرهنگ مادی و غیر مادی جامعه بر آنها تاثیر قاطع دارند. (ابوالحسن تنهایی ،۱۸۱:۱۳۷۴)