زنده بودن وارث حین فوت مورّث، ارث در حقوق ایران، شرایط تحقق ارث

 

مبحث دوم : موجبات ارث
حالت و وضع حقوقی وارث که باو قانوناً حق می دهد که از متوفی ارث ببرد (ماده ۸۶۱ قانون مدنی) موجبات ارث دو چیز است: سبب و نسب
موجبات جمع موجب و در لغت به معنی سبب، عامل و باعث آمده است و به معنای عام اسباب و شرائطی که، اگر جمع شود، اموال متوفی به بازماندگان او انتقال می یابد. لذا موجب، اعم از سبب، شرط وعدم المانع می باشد. و در تفاوت، موجب به معنای خاص با سبب گفته شده: “در واژه ی موجب سایه ای از قهر و لزوم احساس می شود، درحالی که سبب گاه به اراده واقع میشود. چنان که عقد سبب انتقال وقرابت موجب ارث است.”
موجبات ارث در حقوق ایران، دارای دو معنی عام و خاص می‌باشد. در معنی عام، به  اسباب و شرایطی گفته می‌شود که در صورت جمع شدن آن‌ ها، ترکه از متوفی به ورّاث او انتقال می‌یابد و در معنی خاص، فقط شامل اسباب انتقال ترکه می‌باشد. بعنوان مثال، برای اینکه دارائی خانواده از پدر به پسر انتقال پیدا کند تحقق چهار شرط لازم است. این امور عبارتند از: فوت پدر؛ وجود رابطه خویشاوندی مشروع پسر با پدر؛ زنده بودن پسر در زمان مرگ پدر؛ عدم وجود موانع انتقال دارایی از طریق ارث مانند قتل پدر توسط پسر. واضح است که برخی از این موجبات مانند سه مورد نخست، دارای اثری ایجابی و ثابت کننده و برخی دیگر مانند مورد چهارم از جهت منفی و سلبی با انتقال دارائی از متوفی به ورثه در ارتباط است. پس ضروری است که هر یک از این موجبات را تحت عناوین مستقل ذیل بررسی نمائیم:
الف) سبب انتقال دارائی (موجب ارث، درمفهوم خاص)
ب) شرایط تحقق ارث
گفتار اول: سبب انتقال دارائی (موجب ارث، درمفهوم خاص)
 از دیدگاه قانون‌گذار سبب انتقال دارائی، عبارت است از وجود رابطه‌ی خویشاوندی نسبی یا سببی بین متوفی و وارث. خویشاوندی نسبی، به پیوستگی طبیعی بین انسان‌ها، که نتیجه‌ی تولد انسانی از انسان دیگر است گفته می‌شود و خویشاوندی سببی، به نوعی از خویشاوندی گفته می‌شود که در اثر ازدواج، بین زن و مرد به‌وجود می‌آید.
به استناد ماده‌ی ۸۶۲ ق.م اشخاصی که به موجب خویشاوندی نسبی از متوفی ارث می‌برند ۳ طبقه‌اند: 
۱- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد
۲- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن‌ ها
۳- اعمام و عمّات و اخوال و خالات و اولاد آن‌ ها.
مسأله مهم و اساسی در مورد ارث بردن خویشاوندان نسبی این است که به استناد ماده‌ی ۸۶۳ ق.م، خویشاوندان هر طبقه تنها در صورتی از متوفی ارث می‌برند که از خویشاوندان طبقه قبل هیچ کسی زنده نباشد. بعنوان مثال در صورتی که در زمان فوت مورّث، پدر یا مادر متوفی در جمع بازماندگان حضور داشته و زنده باشند، برادر و خواهر متوفی از او ارث نخواهند برد.
به حکم ماده‌ی ۱۰۳۳ ق.م هر کس با یک نفر خویشاوندی نسبی داشته باشد، با زوج یا زوجه‌ی آن شخص نیز خویشاوندی سببی خواهد داشت. به‌ عنوان مثال پدر و مادر همسر یک مرد، خویشاوندان سببی و طبقه‌ی اول آن مرد هستند، اما به‌‌رغم وجود این رابطه، از یگدیگر ارث نمی‌برند. به دیگر سخن، در قرابت سببی، وراثت، تنها میان زن و شوهر است و به سایر خویشان سببی مانند پدر و مادر همسر، سرایت نمی‌کند به همین جهت است که قانون‌گذار در ماده ۸۶۴ ق.م، تنها از میراث زوج و زوجه صحبت کرده و نامی از سایر خویشان سببی نبرده است.
گفتار دوم: شرایط تحقق ارث
مقصود از شرایط تحقق ارث، عواملی است که وجود آن‌ ها برای انتقال ترکه از متوفی به ورّاث ضروری است، بدون این که میان وجود آن عوامل و تحقق ارث ملازمه‌ای باشد. بعنوان مثال، زنده بودن وارث در زمان مرگ مورّث، شرط تحقق ارث است، ولی میان این شرط و تحقق ارث، ملازمه‌ای وجود ندارد. زیرا احتمال دارد به دلیل از بین رفتن ترکه یا مانعی مانند قتل مورّث، ارث تحقق نیابد.
مهم‌ترین شرایط تحقق ارث، از دیدگاه قانون‌گذار عبارتند از:
۱) فوت مورّث
۲) زنده بودن وارث حین فوت مورّث
۳) وجود ترکه