سازگاری با محیط، تعلیم و تربیت، محیط سازمان

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

در واقع ما هم نمی توانیم تأثیر متخصصان تعلیم و تربیت دوران کودکی اولیه را بر تفکر فعلی‌مان نادیده بگیریم. درواقع به نقطه نظرات چندی از متخصصان در مورد برنامه های درسی و تعلیم و تربیت دوره پیش دبستان می پردازیم.
نخستین کسی که از یک قرن قبل تاکنون تأثیر مهمی روی تربیت دوره کودکی اولیه در کشور انگلستان داشته است فریدریک فروبل بوده اگر چه امروز تعلیم و تربیت او بیهوده به نظر می رسد شکی نیست که فروبل رویکرد جدیدی برای فهم ما از فعالیتها و روشهای یادگیری کودکان بوجود آورد و نشان داد که کودکستان قبل از اینکه بتوانند به آگاهی از خود و محیط دست یابند به تجربه های گسترده ای نیاز دارند. فروبل تحت تأثیر روسو و پستالوزی قرار داشت او معتقد است که بازی یک فعالیت جدی و عمیقاً مهم برای خردسال است فروبل نوشت (پ. ۳۰، ۸۹۶): در سن کودکی، بازی اساساً یک امر بی اهمیت نیست، بازی یک موضوع جدی و عمیقاً مهم است. تمرکز بر روی بازی در این سن هسته کامل آینده فرداست چون در بازی کل شخصیت و حساسترین کیفیات ذهن شکل می‌گیرد. به نظر او کودکستان‌ ها مؤسساتی هستند که کودکان در آن آموزش می بینند و خودشان را تربیت می کنند و محلی است که آنها تمام توانایی هایشان را از طریق بازی که یک فعالیت خلاق و آموزش خود به خودی است شکل می دهند و یکپارچه می کنند کودکان از طریق بازی یاد می‌گیرند درواقع بازی اصل اساسی فلسفه فروبل است اصلی که توسط بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت دوران کودکی اولیه برجسته شده است.
هدایا و سرگرمی‌ها، بخش اساسی نظریه فروبل در مورد افکار فطری بود تا کودکان به کمک آنها نمادپردازی کنند و آنها اسباب بازی های دایمی دوران کودکی بودند برای نمونه توپ، تخته، شن، خاک، فعالیتهای بازی کودکان را در تمام سنین شکل می دادند نقش مربی، برنامه ریزی و نظارت بر فعالیتهای کودکان بود در کودکستان فروبل هدایا، سرگرمی‌ها، مسابقات، آوازخوانی داستان سرایی و گفت و شنودهایی وجود داشت که برنامه درسی کودکستان را متفاوت با مدرسه ابتدایی قرار می داد زیرا مدارس، برنامه درسی شامل مطالب ۳R بود که بیشتر وقت برنامه روزمره دانش آموزان را پر می کردند. فعالیت آموزشگاههای کودکان خردسال در دوران جدید را باید بیشتر مدیون نظرات فروبل بدانیم.
رودولف (۱۸۹۹) اشتاینر فیلسوف و حکیم متأله اتریشی نخستین مدرسه والدرف را در استاتگارت برای فرزندان کارگران کارخانه سیگار دایر کرد گر چه این مدرسه برای کودکان تمام سنین طراحی شده بود امروزه فقط مهدکودک رودلف در این کشور و در بسیاری از کشورهای جهان گسترش یافته است اشتاینر اساساً به کودکان علاقمند بود و اصول تعلیم و تربیت او مبتنی بر دیدگاه ویژه ای از رشد کودک بود فلسفه پشت سر برنامه درسی او این بود که با درک ماهیت کودک، شکل گیری فردیت آنها ممکن می شود اگر به کودکان برنامه درسی خلاقی ارائه شود که بتوانند تجربه های متوازنی از هنر و علوم و فرصتهایی برای رشد فرآیندهای فرک کردن، احساس کردن و اشتیاق را فراهم کنند. آنها بزرگسالانی انعطاف پذیر و خلاق می شوند.
از نظر اشتاینر بهترین مربی کودکستان کسی است که بتواند جو خانه را در محیط مدرسه ایجاد کند. تأکید عمده اشتاینر روی بازی آزادانه و استفاده از اسباب بازی های دارای اهداف چندگانه بود که بتواند تخیل و بازی کودکان را تشویق کند در مهد کودک اشتاینر موادی همچون سنجاق، صدف، تکه های چوب و پارچه همیشه در دسترس کودکان بود و آنها تشویق می شدند که بدوزند، نقاشی کنند و به کارهای چوبی سرگرم شوند. در حوزه کارهای چوبی، کودکان به مدلهای کوچکی از هر چیز البته از نوع واقعی اش دسترسی داشتند؛ ابزارهایی که می توانستند اسباب بازی هایی را برای استفاده در بازی های تخیلی شان بسازند. بازیهای بیرون از کودکستان مورد تشویق قرار می گرفت، اما مقدار وسایل بازی کم بود با این وجود مقدار وسایل بازی طبیعی وجود داشت درواقع عدم وجود وسایل ساخته شده در دسترس کودکان عمدی بود تا آنها در بازی هایشان خلاق تر و تخیلی تر شوند. همچنین در این مدرسه کودکان به روشهای گوناگونی در استفاده از رنگها تشویق می شدند زیرا اشتاینر باور داشت که کودکان باید در مورد رنگها به عنوان ماهیتهای فعال و زنده فکر کنند. آواز خواندن همانند حرکات موزون جسمی با اهمیت بود.
هنر جدید حرکات موزون که توسط اشتاینر مطرح شد شامل حرکات توأمان موسیقی و صحبت کردن بود. داستان گویی نیز در برنامه درسی اشتاینر مهم بود؛ همانطور که او می گفت اگر داستانی خوانده شود کتاب داستان بین داستانگو و کودکان قرار می‌گیرد. اگر کتاب کودکان تصاویری را برای تحریف تصوراتشان را نشان نداشته باشد آنها بیشتر قادر می شوند موقعیت را تصویر کنند در برنامه درسی اشتاینر نه مطالب آموزشی ارائه می شد و نه کوششی برای وادار کردن کودکان به خواندن و نوشتن صورت می گرفت شاید این یکی از دلایل افزایش و گرایش والدین به مهدهای کودک اشتاینر باشد؛ همان والدینی که از فشارهای آموزشی وارد بر کودکان توسط مهدهای کودک امروزی نگرانند(کرتیس، ۱۳۸۶).
مونته سوری (۱۹۶۴) به تربیت دوره اولیه کودکی اهمیت فراوانی قائل بود درواقع او بود که عملاً مسئول آشنایی با تجهیزات دوره کودکی در مدارس و کلاس های پیش دبستانی مانند برنامه درسی منطبق با دیدگاههای مونته سوری کودک را دارای دو نوع حساسیت پذیری خلاق می داند که مستلزم ذهن جذب کننده و دوره های حساس است که این دو ابزار برای کمک به کودک به منظور سازگ
اری با محیطش است. مونته سوری به لزوم آزادی در یک محیط سازماندهی شده اشاره می کند البته منظورش آن نیست که کودک هر چه بخواهد انجام دهد او استدلال می کند نمی توانیم به طور مطلق آزاد باشیم و اگر آزادی مطلق داشته باشیم نمی توانیم در جامعه زندگی کنیم درواقع او ویژگی های کودک طبیعی را مستلزم توانایی کار کردن متناسب با سنجش، آزادی نگاه کردن و امکان انتخاب فعالیت و دنبال کردن توازن طبیعی و الگوی کارش می دانست درواقع برنامه ریاضی مبتنی بر وسایل بسیار منظم بوسیله مونته