سرمایهگذاران نهادی، مزیت رقابتی مشهود، داراییهای نامشهود

 

۲-۲-۱-۳-۱- قابلیت‌های مدیران
ازجمله عوامل بسیار مهمی که میتواند هر فردی را به موفقیت برساند، توانایی و قابلیت‌های فردی است. باید پذیرفت که همه انسانها برابر آفریده میشوند البته این جمله به این معنی نیست که همه انسانها در بدو تولد یک سری توانایی های خاص را دارا هستند، بلکه بدین معنا است که همگی از حق‌وحقوق مساوی جهت توسعه توانایی های خود برخوردارند و میتوانند از طریق آموزشهای مختلف به کسب تواناییها و مهارتهای لازم بپردازند (گرینبرگ و بارون، ۱۹۹۷). در حقیقت مرز تمایز انسانهای توانمند و ناتوان از زمانی شکل میگیرد که برای کسب مهارتها و توانایی های موردنیاز خود اقدام میکنند و درصدد توسعه و تعالی آنها برمیآیند. این تکاپوی انسانی درنهایت موجب میشود تا فرد در طول زندگی کاری موفق باشد.
در هزاره سوم میلادی و در دنیای پرتلاطم کسب‌وکار کنونی، سازمانها در تلاش و رقابتاند تا شایستهترین مدیران و نیروی انسانی را، به عنوان یک مزیت رقابتی، شناسایی، جذب و حفظ کنند. در شرایط پیچیده و متحول جامعه امروز، برنامههای آموزش و توسعه قابلیت‌های مدیران در سطوح مختلف مدیریت که به منظور کارائی و اثربخشی فعالیتهای آنان انجام میگیرد، مهمترین و ارزشمندترین هدف و رسالت سازمانها محسوب میشود (نادریانجهرمی، ۱۳۸۱). چنانچه گزینش مدیران به نحو صحیح و مناسب صورت پذیرد، منافع سازمانی و اجتماعی در بر خواهد داشت. ازاین‌رو مقتضی است که سازمانها بکوشند شایستهترین، صالحترین، متعهدترین و بهترین افراد را از بین متقاضیان مشاغل در اجتماع پیدا کنند و عملیات موردنظر را بر اساس برنامهها و خطمشیهای صحیح انجام دهند (کاظمی، ۱۳۸۰). ازاین‌رو انتخاب و انتصاب مدیران شایسته از مهمترین و حساسترین مسائل در فرایند کار هر سازمانی خواهد بود (تصدیقی، ۱۳۸۵).
سرمایه انسانی و به صورت ویژه قابلیت مدیران به عنوان یک دارایی ارزشمند و عنصری حیاتی در بازار سرمایه مشاهده‌شده است. مدیران با توانایی های بالا قادر به پیشبینی تغییرات در شرایط اقتصادی، که به نحوی بر فعالیتهای مالی و غیرمالی شرکت خود تأثیر میگذارد، هستند. همچنین آنها ارزش واقعی شرکت خود را با اعتبار و اطمینان بالا به سرمایهگذاران انتقال داده که این خود منجر به کاهش تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه میشود. افزون بر این، قابلیت مدیران به عنوان یک عامل مهم در تعیین سیاستهای مالی و سرمایهگذاری شرکت محسوب میشود. مدیران با شهرت، انگیزهی زیادی برای حفظ شهرت خود از طریق بهبود عملکرد شرکت دارند.
تاکنون مطالعات زیادی درزمینه تأثیر ویژگیهای مدیران (ارشد) بر تصمیماتی که در شرکتها گرفته میشود انجام‌شده است. کامونرا و پاگلیسب (۲۰۰۵) نشان دادند که شرکتهایی که بهوسیله مدیران باکیفیت اداره میشوند در عرضهی اولیه سهام، مجبور به فروش سهام خود به قیمتی پایینتر از قیمت بازار نبوده و همچنین سرمایهگذاران نهادی معتبر، علاقهی زیادی به خرید سهام آنها دارند که این خود منجر به کاهش هزینه های پذیرهنویسی سهام میشود. شهرت مدیریت باعث کاهش مشکلات نمایندگی بین مدیر و مالک شده که این امر مدیران را تشویق به جمعآوری منابع مالی کرده که درنهایت منجر به حداکثر شدن منافع سرمایهگذاران میشود. فاما (۱۹۸۰)، نارانایان (۱۹۸۵)، هالمسترام و کاستا (۱۹۸۶)، هالمسترام (۱۹۹۹) و کامونرا و همکاران (۲۰۰۹) نشان دادند که مدیران بهتر و با شهرت بالا (مشهور) توانایی انتخاب پروژه های بهتری که دارای ارزش خالص فعلی بازیافتنی بالایی هستند، دارند. با این وجود پژوهشهای بالا نشان میدهند که مدیران توانا و باهوش، قادر به کاهش هزینه های تأمین مالی، بهبود حاکمیت شرکتی و انتخاب پروژه های سرمایهگذاری مطلوبتری هستند.
۲-۲-۲- داراییهای نامشهود
با نگاهی به دقیق به جهان پیرامون، این حقیقت آشکار میشود که جهان امروز تفاوت بسیار با گذشته دارد. از ویژگیهای جهان امروز میتوان به جهانیسازی اقتصاد، تولید انبوه، ظرفیت مازاد در اکثر بازارها، رقابت بر مبنای زمان، حجم انبوه اطلاعات و کارایی ارتباطات، دانش، اطلاعات و قدرت روزافزون مشتری اشاره کرد؛ که این همه بیانگر یکپارچگی و پیچیدگی بازارهای جهانی و پویایی محیط فراروی شرکتها و مؤسسات تولیدی و خدماتی است. بنابراین، شرایط خاص اقتصادی حاکم بر شرکتهای فعال باعث شده تا مزیت نسبی این شرکتها دیگر صرفاً داراییهای مشهود نباشد. آن چیزی که امروزه شرکتها را در صحنه اقتصاد کنونی رقابتپذیر میسازد، داراییهای نامشهود آنها است. از نظر هاوما (۱۹۹۰) مزیت رقابتی مشهود از منابع فیزیکی و مشهود سازمان ایجاد میشود و معمولاً از تعهد شرکت نسبت به مقدار زیادی منابع در عرصه های خاص که به راحتی قابل‌تغییر نیستند، ناشی میشود که از آن جمله میتوان به سرمایهگذاری سنگین در ماشینآلات اشاره کرد. در مقابل، مزیت نامشهود مزیتی است که امکان مشاهده آن در شکل فیزیکی به راحتی مقدور نیست و از قابلیت‌های سازمان منتج میگردد که ناشی از نام تجاری، شهرت، شیوه های برنامه ریزی، سبکهای مدیریتی، فرایندها، ساختارها و سیستمهای سازمانی، مکانیزمهای یادگیری، روش های هماهنگی و نیز کارهای تیمی است. به‌طورکلی میتوان گفت که هرقدر مزیت رقابتی، نامشهود باشد امکان تقلید آن مشکلتر و زمانبرتر خواهد بود.
داراییهای نامشهود عبارت‌اند از موجودی منابع غیر از منابعی که وارد فرایند تولید میشوند و لزوماً خاص تولید و فروش محصولات و تولیدات جدید و بهبودیافته می
باشند. به عبارت دیگر، دارایی نا
مشهود یک‌ دارایی‌ قابل‌تشخیص غیر پولی‌ و فاقد ماهیت عینی است. یک دارایی هنگامی معیار قابلیت تشخیص را در تعریف دارایی نامشهود احراز می‌کند که یکی از شرایط زیر را داشته باشد:
جداشدنی باشد؛ یعنی بتوان آن را به منظور فروش، انتقال، اعطای حق‌ امتیاز، اجاره یا مبادلـه (به صورت جداگانه یا همراه با یک قرارداد، دارایی یا بدهی مرتبط) از واحد تجاری جدا کرد؛ یا
از حقوق قراردادی یا سایر حقوق قانونی ناشی شود؛ صرفنظر از این‌که آیا چنین حقوقی قابل‌انتقال یا جداشدنی از واحد تجاری یا سایر حقوق و تعهدات باشد یا خیر (استاندارد حسابداری شماره ۱۷، ۱۳۸۷: بندهای ۶ و ۱۰).
مطالعات انجام‌شده نشان دادهاند که برخلاف کاهش بازدهی منابع سنتی (به عنوان نمونه، پول و ماشینآلات)، داراییهای نامشهود به منبعی نیرومند برای افزایش عملکرد کسب‌وکارها تبدیل‌شده است. بر اساس تحقیقی که باروخلو در دانشگاه استرن نیویورک انجام داد مشخص شد که از سال ۱۹۲۹ تا به امروز رویکردهای مختلفی در مورد سرمایهگذاری بر روی داراییها دیده‌شده است. نتایج پژوهشها نشان میدهد که در سال ۱۹۲۹ تقریباً ۷۰ درصد از سرمایهگذاریهای شرکتهای آمریکایی اختصاص به داراییهای مشهود داشته و تنها ۳۰ درصد از مجموع سرمایهگذاریها بر روی داراییهای نامشهود بوده است. از سال ۱۹۹۰ به بعد این روند برعکس شده و نسبت داراییهای مشهود به نامشهود به میزان ۳۷ به ۶۳ درصد رسیده است. ازجمله مهمترین نوع سرمایهگذاریهای نامهشود میتوان به سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه، نرمافزارهای فنآوری اطلاعات، آموزش کارکنان و ارتقای قابلیت‌های آنان اشاره کرد.
در سالهای اخیر شاهد افزایش اهمیت داراییهای نامشهود به عنوان عاملی ارزشآفرین برای شرکتها از سوی مجامع علمی و مدیران سطح بالا بودهایم. در این راستا، پژوهشهای پیشین عوامل زیر را در ریشهیابی این امر دخیل میدانند (سید نژاد فهیم و اقدامی، ۱۳۹۰):
گسترش حمایتهای قانونی از حق ثبت؛
افزایش رقابتها؛
توجه به داراییهای مالی شرکت؛
توجه بیشتر به جذب کارکنان بااستعداد؛
مقیاسپذیری؛
بازده های فزاینده؛ و