سرمایه گذاری مستقیم، _ عوامل موثر بر جذب، سیاستهای تجاری

 


۲_۳_۴_ نظریه التقاطی دانینگ
از مباحث قبلی بخوبی روشن است که توضیحات مختلفی در مورد علل FDI ‏ وجود دارد که بسیاری از آنها از مفروضات مشا بهی شروع می کند این نکته نیز روشن است که هیچ یک از توضیحات مذکور تصویر جامعی از موضوع به دست نمی دهد. دانینگ نظریه ای التقاطی در مورد FDI ارائه کرده است که غالبا از آن با نام پارادایم مزیتهای برخاسته از مالکیت, مکان, و بین المللی شدن(OLI) یاد می شود. دراین نظریه ‏تلاش شده است توجیهات قبلی با یکدیگرادغام شود.
شرایط است که تعیین میکند آیا یک شرکت, صنعت یا بنگاه منبع FDI خواهد بود یا میزبان آن (یا هیچ کدام). این سه گرو ه ‏شرایط به شرح زیرند:
۱_ مزیتهای حامل ازمالکیت
‏ مزیتهای حاصل از مالکیت, خاص یک شرکت است که در صفحات قبل مورد اشاره قرارگرفت. این مزیتها می تواند در زمینه تکنولوژی , ‏مدیریت, مهار تهای باز اریابی و غیره باشد. از جمله مزیتهای دیگری که مربوط به مالکیت است، مزیتهای ناشی از اندازه و ‏تنوع محصولات, دسترسی یا کنترل بر مواد اولیه, توان استفاده از حمایت سیاسی دولت شرکت اصلی، و سهولت انتقال تولید میان کشورهاست.
۲ ‏. ملاحظات مکانی
ملاحظات مکانی شامل مساثلی نظیر هزینه های حمل ونقل مواد و محصولات، محدودیتهای واردات، سهولت عملیات شرکت در کشور دیگر، سودآوری تلفیق مزیتهای برخاسته از مالکیت وعوامل تولید در کشور میزبان، سیاستهای مالیاتی درکشورر مادر و میزبان, و ثبات سیاسی در کشور میزبان است.
‏۳ ‏. منافع حاصل ازبین المللی شدن
منافع حاصل از بین المللی شدن به آن دسته از عوامل مربوط می شود که مبادلات درون شرکتی را از مبادلات بیرونی سودآورتر سا زد. همان طور که قبلأ اشاره کر دیم این ملاحظات ناشی از اجتناب از نواقص بازار (عدم قطعیت، صرفه های حاصل از مقیاس, مسائل کنترل، نامطلوب بودن ارائه اطلاعات کامل به خریدار احتمالی دانش فنی، و غیره) است. وجود منافع حاصل از بین المللی شدن به طور وضوح تا حدی به وجود مزیتهای ناشی از مالکیت مربوط می شود.
‏نکته اساسی در نظریه التقاطی آن است که برای تحقق FDI ‏ وجود همزمان هر سه گروه الزامی است. برای مثال, فرض کنید که یک شرکت دار ای مزیتهای مالکیت است و ملاحظات مکانی گویای آن است که تولید در بازار خارجی سود آورتر از تو لید در داخل و ‏صدور ‏کالاست. اما شرکت از بین المللی شدن، سود اضافی به دست نمی آورد. بدین معنی که محصول می تواند ‏توسط یک شرکت بیگانه با همان کارایی شرکت مادر تولید شود و عایدات شرکت مادر از محل فروش لیسانس ساخت و غیره معادل سود او در صورت سرمایه گذاری مستقیم باشد. در این صورت انگیزه ای برای صدور سرمایه و انجام FDI ‏ وجود نخواهد داشت. یا اگر بین المللی شدن باعث کسب منافع اضافی شود،اما عوامل محلی برای عملیات سود آور شرکت فراملی فراهم نباشد ،آن شرکت ترجیح می دهد که در کشور اصلی یا شعب خود در کشورهای دیگر تولید کند و کالای خود را به کشور مورد نظر صادر نماید.
۲_۴_ عوامل موثر بر جذب FDI در کشور میزبان
FDI زمانی تحقق می یابد که شرکتهای فراملیتی بتوانند مزیتهای وبژه برخاسته از مالکیت را با مزپتهای مکانی کشور میزبان إز طریق بین المللی شدن با یکدیگر تلفیق کند. مزیتهای مکانی کشور میزبان را می توان به سه دسته عوامل به شرح زیر تقسیم کرد:
۲_۴_۱_ چارچوپ سیاستی برای FDI که خود شامل ثبات اقتصادی سیاسی، و اجتماعی درکشور میزبان و سیاستهای تجاری مساعد برای FDI می شود. چارچوپ سیاستی همچنین شامل قواعد ورود و انجام عملیات تولیدی توسط TNC ها، نوع رفتار با شرکتهای خارجی, و ‏سیاستهای مربوط به ا د ‏غامها و ‏اکتسابها می شود.
‏۲_۴_۲_ عوامل تعیین کننده اقتصا د ی در کشور میزبان که برحسب هدف خود را به کشور مورد نظر صادر نماید . و نوع FDI ‏مستلزم دستیابی به مزیتهای مکانی ویژ ه ‏است. این مزیتهای مکانی برحسب آنکه FDI ‏در جست وجوی بازار، در جست وجوی منابع و د ‏اراییها، یا در جست وجوی بهبو د ‏کارایی باشد تفاوت می کند.
(جدول ۲_۲) ‏ عوامل تعیین کننده FDI ‏در کشور میزبان
عوامل اصلی تعیین کننده در کشور میزبان
نوع FDI بر حسب انگیز ههای TNC ها
عوامل تعیین کننده در کشور میزبان