سطوح عملکردی برای مدیریت زنجیره تأمین، خدمات پس از فروش، فرآیندهای اصلی

 

نخست اینکه مدیریت زنجیرهتأمین به هر راهکاری که باعث کاهش هزینه ها میشود و نقشی در برآورده کردن نیاز مشتری ایفا میکند ـ از تأمینکننده و امکانات تولید گرفته تا انبارهای مواد اولیه و مراکز توزیع و نیز خردهفروشیها و انبارهای محصولات توجه میکند. در واقع در بعضی از تحلیلهای زنجیره تأمین ضروری است که توجه خود را به تأمینکنندگان و مشتریان معطوف کنیم، زیرا آنها در شکلگیری زنجیرهتأمین تأثیر بسیار زیادی دارند.
دوم اینکه منظور از مدیریت زنجیرهتأمین افزایش کارایی و کاهش هزینه در کل سیستم است. با به کارگیری رویکردهای مطرح در مدیریت زنجیره تأمین، هزینه کل سیستم که شامل هزینه های حمل و نقل، موجودی، جابجایی مواد و غیره است، کاهش مییابد. ولی تأکید بر این نیست که صرفاً هزینه های حمل و نقل و موجودیها و… کاهش یابد، بلکه مدیریت زنجیرهتأمین با بهره گرفتن از یک رویکرد سیستمی سعی دارد که کارآئی کل زنجیره را بهبود داده و سطح خدمت به مشتری را نیز افزایش دهد(تیموری و احمدی، ۱۳۸۸، ص ۵).
فعالیتهای زنجیرهتأمین با سفارش مشتری شروع میشود و وقتی که مشتری پول خرید کالا و خدمات دریافتی خود را پرداخت میکند، خاتمه مییابد. اختلاف بین پولی که مشتری میپردازد با کل هزینه های متحمل شده توسط زنجیره برای تولید و توزیع کالا، میزان سوددهی زنجیره را نشان میدهد. بر همین اساس موفقیت یک زنجیره بر حسب میزان سوددهی آن تعریف میشود و مدیریت زنجیره تأمین مستلزم مدیریت جریانهای بین مراحل و درون هر یک از مراحل زنجیره برای بیشینه کردن کل سوددهی آن است(تیموری و احمدی، ۱۳۸۸، ص۴).
برای بررسی یک سازمان منحصر بهفرد در چارچوب این تعاریف، باید هر دو شبکه تأمینکنندگان و مجاری توزیع در نظر گرفته شود.
تعریف ارائه شده برای زنجیرهتأمین، موضوعات مدیریت سیستمهای اطلاعات، منبعیابی و تدارکات، زمانبندی سفارشها، مدیریت و کنترل موجودی، انبارداری و خدمت به مشتری را در بر میگیرد. ضروریست که تأمینکنندگان و مشتریان با یکدیگر و در یک روش هماهنگ و با مشارکت و ارتباطات اطلاعاتی و تعامل با یکدیگر کار کنند. این امر یعنی جریان سریع اطلاعات میان مشتریان و عرضه کنندگان، مراکز توزیع و سیستمهای حمل و نقل و شرکتها را قادر میسازد زنجیره های عرضه کارآیی ایجاد کنند عرضه کنندگان و مشتریان باید اهداف یکسان داشته، و نسبت به یکدیگر اعتماد متقابل داشته باشند. مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تأمین کنندگان خود اعتماد میکنند(قضاتی، ۱۳۸۷، ص۱۳).
۲-۲-۶- فرایندهای مدیریت زنجیرهتأمین
مدیریت زنجیرهتأمین، شامل فرایندهای زیادی برای تسریع جریان اطلاعات و مواد سازمان میباشد. این فرایندها به سازمانها در شناخت بهتر مسائل مدیریت زنجیرهتأمین و تدوین اهدافی برای بهبود آن کمک میکنند. فرایندهای اصلی زنجیره تأمین عبارتند از: برنامه ریزی، منبعیابی، تولید، تحویل و ارجاع.
برنامه ریزی: شامل فرایندهایی میشود که میان تقاضا و عرضه تعادل ایجاد میکند تا رشتهای از فعالیت را برای تأمین نیازمندیهای منبعیابی، تولید و تحویل توسعه دهد.
منبعیابی: شامل فرایندهایی میشود که کالاها و خدمات مورد نیاز برای ایجاد یک محصول یا خدمت خاص را تأمین میکند.
تولید: شامل فرایندهایی میشود که محصول را به حالت تمام شده برای سفارش واقعی تبدیل میکند.
تحویل: شامل فرایندهایی میشود که کالا و خدمات تمام شده را برای آن سفارش واقعی تحویل میدهد. از جمله مدیریت سفارش، مدیریت حمل و نقل و مدیریت توزیع.
برگشت: شامل فرایندهای مربوط به برگشت محصولات یا دریافت محصولات مرجوعی است؛ مانند خدمات پس از فروش مشتری(رودساز و همکاران، ۱۳۸۹، صص ۲۵۹-۲۵۸).
شکل ۲-۳) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین
«پنج فرایند مدیریت زنجیره تأمین شامل بسیاری از فرایندهای جزء انجام شده توسط اعضای زنجیره تأمین میشود.» (رودساز و همکاران، ۱۳۸۹، ص۲۵۸).
۲-۲-۷ -سطوح عملکردی برای مدیریت زنجیره تأمین
برای رسیدن به حداکثر کارآیی و اثربخشی در مدیریت زنجیرهتأمین پنج سطح عملکردی در نظر گرفته شده که هر کدام در راستای سازماندهی سازمان است. مهارت و اثربخشی مدیریت زنجیرهتأمین به صلاحیت و درستی این پنج سطح وابسته است.
سطح اول: ترکیب شرکای زنجیره تأمین: زنجیرهتأمین بر اساس کارآیی عوامل راهبردی و با توجه به نیازمندیهای مشتری زنجیره تأمین، برنامه ریزی شده است، طوری که محدوده محصولات موجود، خدمات، محصولات جدید یا پخش مشتریان را پوشش دهد. بر پایه آگاهی از محصول نهایی در زنجیرهتأمین پایهریزی میشود. این امر نشان میدهد که در دوره طولانی، کیفیت محصولات برای ادامه رقابت، باید توسعه و بهبود بیابد و همچنین یکپارچگی زنجیرهتأمین، میزان رقابتپذیری سازمان را تعیین خواهد کرد.
سطح دوم: استقرار ارتباطهای مشارکتی: این قسمت به انواع مشارکتها و تعاملات ضروری شرکت اشاره میکند. این عملکرد، ارتباطهای زنجیرهتأمین را به مشارکت با عوامل خارج از سازمان گسترش میدهد. هر تغییری در زنجیرهتأمین باید به اطلاع شرکاء برسد و در تمام زنجیره پیاده شود. در این قسمت عملیات پشتیبانی فرایندهای زنجیرهتأمین به صورت ذیل میشود: