سیستم های اطلاعاتی، دارایی های نامشهود، سیستم های اطلاعات

 

۵-Brooking
6- Edvinsson
به زعم هریسون و سولیوان۱(۲۰۰۰)، سرمایه فکری به معنای دانشی است که پتانسیل تبدیل شدن به سود و منفعت را دارد. سرمایه فکری، انبوهی از ارزش های سازمانی نظیر سودآفرینی، جایگاه یابی راهبردی (سهم بازار، سرقفلی، رهبری و سرآمدی، آوازه و شهرت)، اکتساب نوآوری ها از دیگر شرکت ها، وفاداری مشتریان، کاهش هزینه ها، بهبود بهره وری و غیره را به همراه دارد.
از دیدگاه روس۲ و همکاران( ۲۰۰۴)، مجموع دانش اعضای سازمان و ترجمان کاربردی این نوع دانش به مواردی چون علائم تجاری، حق اختراعات و مارک ها را سرمایه فکری گویند.
آنیون فنوسا۳ (مدیر یک شرکت بزرگ اسپانیایی) سرمایه فکری را مجموعه ای از ارزش های نامشهود تعریف می کند که قابلیت های سودآوری فعلی و آتی سازمان را توسعه می دهند.
کوجانسیو ولانکوویست۴(۲۰۰۷ ، ص ۲۸۷ – ۲۷۲) ارزش سرمایه فکری را ارزش کل منابع نامشهود در یک شرکت خاص تعریف می کنند. سرمایه فکری را می توان سود مبتنی بر دانش شرکت قلمداد کرد(فدراسیون بین المللی حسابداران۵،۱۹۹۸). در تایید همین مطلب، شورای توسعه صنعت و تجارت دانمارک۶(۱۹۹۷) که یکی از دست اندرکاران و پیشگامان این عرصه محسوب می شود، سرمایه فکری را شامل دارایی های مربوط به دانش و تخصص کارکنان، اعتـماد مـشتریان به شرکـت و مـحصولات، مارک ها، سیستم های اطلاعاتی، فرانشیز، رویه های اداری، حق اختراعات، علائم تجاری و کارایی فرایندهای کاری شرکت می داند .
از دیدگاه مدیریتی، سرمایه فکری به معنای دانش، تجربه کاربردی، فناوری سازمانی، روابط و مهارت های حرفه هایی است که مزیت رقابتی در بازار را برای شرکت به ارمغان می آورند. این تعریف، افرادی که سازمان را تشکیل می دهند، ابعاد ساختاری سازمان و تمامی ارتباطات سازمان را مورد مداقه قرار می دهد. از دیدگاه حسابداری، سرمایه فکری معادل مابه التفاوت ارزش بازار و ارزش دفتری دارایی های یک شرکت است. ارزش در علم اقتصاد دارای دو معنی متفاوت به شرح زیر است:
۱-Harisoon and Sullivan
2-Roos,et
3-Fenosa.A
4-Kojansiv and Lankovist
5- international accountant confederation 6- Danish industry and trade council
الف) قابل استفاده بودن یک منبع
ب) قدرت خرید آن منبع.
تمام نظریه های ارزش در اقتصاد مبتنی بر این فرضیه است که منبع بتواند در آینده مطلوب بوده و خدماتی را بیافریند. بسیاری از نویسندگان، سرمایه فکری را سازه های در سطح فردی قلمداد می کنند که دانش و مهارت در اختیار افراد را مورد بررسی قرار می دهد. برای مثال آلریچ۱ (۱۹۹۸ ؛ص ۱۵) سرمایه فکری را به صورت تابع تجمعی شایستگی و تعهد مفهوم سازی می کند .وی می گوید سرمایه فکری کارکنان با مهارتی گره خورده که متعهد به تحقق اهداف کاری هستند یعنی سرمایه فکری معادل و برابر با شایستگی ضـربدر تعهد است. در اینجا، مجموع سرمایه در سطح فردی، سـطح سرمایه فـکری سازمان را مـشخص می سازد.
نردروم و اریکسون۲(۲۰۰۱ ، صص ۱۳۵ – ۱۲۷) نیز ضمن اذعان به تلاش های ادوینسون و مالون معتقدند بایستی مطابق با نظر اُلریچ، جنبه شایستگی را نیز به مدل سرمایه فکری افزود.
از طرفی، سایر محققان، این سازه را در سطح جمعی مشـاهده نموده و آن را فراتر از شـایستگی می دانند. مثلاً راستوگی۳ (۲۰۰۲ ،صص ۲۴۰ -۲۲۹) سرمایه فکری را ظرفیت کلی شرکت برای مقابله با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها در مسیر جستجوی ارزش آفرینی تعریف می کند. از این منظر، سرمایه فکری نمایانگر دارایی هایی است که در محصولات شرکت به یکدیگر تنیده شده و توأم با محصولات به ارزش آفرینی برای سازمان منجر می شوند.
همچنین، موریسن۴ و همکاران (۲۰۰۲؛۱۲) سرمایه فکری را منابع دانشی در سطح سازمان می دانند که همراه با سایر منابع، تشکیل دهنده قـابلیت ها بوده و سـازمان را به انجام اقـدامات مقتضی قادر می سازند.
به زعم لیو۵(۲۰۰۱)، اصطلاحات دارایی های دانـشی، دارایی های نامشهود و سرمایه فکری هر یک در عـرصه های خاصی بکار گرفته می شوند. مـثلاً، دارایی های نـامشهود در رشته حـسابداری، دارایی های دانـشی در رشته اقتصاد و سرمایه فکری در رشـته مدیریت و بـازرگانی بـه کار گرفته می شوند.