سیستم های اطلاعاتی، سیستم های اطلاعات، مدیریت استراتژیک

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمان هایی که به مدیریت استراتژیک می پردازند بیشتر و بالاتر از دیگر سازمان هاست. دستیابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و استراتژی، ساختار و فراینهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن دارد (اعرابی، ۱۳۸۱: ۱۸).
مدیریت استراتژیک از چهار عنصر اساسی تشکیل می شود: ۱) بررسی محیطی ۲)تدوین استراتژی ۳) اجرای استراتژی و ۴) ارزیابی و کنترل. نمودار زیر نحوه تعامل فیمابین این چهار عنصر را نشان می دهد.
تدوین استرتژی
ارزیابی و کنترل
اجرای استراتژی
بررسی محیطی
شکل (۲-۱) مدل مدیریت استراتژیک
تدوین استراتژی، عبارت است از طراحی طرح های بلند مدت برای مدیریت موثر فرصت ها و تهدیدهای محیطی و بررسی نقاط قوت و ضعف شرکت. تدوین استراتژی شامل تعریف ماموریت شرکت، تعیین اهداف قابل تحصیل، طراحی استراتژی ها و تعیین رهنمودهای مربوط به سیاست(خط مشی) می شود (اعرابی، ۱۳۸۱: ۲۲).
اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین کند، درکارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتی های تدوین شده به احرا درآید. اجرای استراتژی مستلزم توسعه فرهنگی است که استراتژی ها را تقویت نماید، یک ساختار اثربخش سازمانی شالوده ریزی کند، تلاش های بازاریابی را هدایت نماید، بودجه بندی کند، سیستم های اطلاعاتی به وجود آورد و از آنها استفاده نماید و سرانجام با توجه به عملکرد سازمان خدمات کارکنان را جبران نماید.(بین عملکرد و جبران خدمات کارکنان رابطه ای معقول برقرار کند).
اغلب، اجرای استراتژی ها را مرحله عملی مدیریت استراتژیک می نامند. مقصود از اجرای استراتژی ها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند و استراتژی های تدوین شده را به مرحله عمل درآورند. اغلب، چنین تصور می شود که در مدیریت استراتژیک مرحله اجرایی مشکل ترین مرحله باشد و ایجاب می کند که افراد خود را متعهد به سازمان نمایند ، ازخود گذشتگی کنند و نوعی خودکنترلی اعمال نمایند. موفقیت مرحله اجرایی استراتژی ها بدبن امر بستگی دارد که مدیران بتوانند در کارکنان ایجا انگیزه نمایند، و این نوعی هنر است. اگر استراتژی هایی تدوین شوند ولی هیچ گاه به اجرا درنیایند، این اقدام چیزی جز عملی بیهوده نخواهد بود.
برای اینکه مرحله اجرای استراتژی ها به شیوه ای موفقیت آمیز انجام شود، مدیران باید از نظر ایجاد ارتباطات فردی از مهات های بالایی برخوردار باشند. فعالیت هایی که در زمینه اجرای استراتژی ها انجام می شود، برهمه کارکنان و مدیران یک سازمان اثر خواهد گذاشت. هر یک از بخش ها و واحدهای سازمانی باید درصدد براید که به چنین پرسش هایی پاسخ دهد: ” برای اینکه در اجرای استراتژی های سازمانی ما نقش خود را به خوبی ایفا کنیم ، چه باید کرد؟” و ” چگونه می توان این کار را به بهترین شکل ممکن انجام داد؟” جنبه ی اصلی مرحله اجرایی استراتژی ها این است که مدیران و کارکنان تشویق و ترغیب شوند در سازمان با شیفتگی و افتخار و در نهایت ازخود گذشتگی کار کنند و در راه دستیابی به هدف های تعیین شده از هیچ کوششی فروگذار نکنند.
۲-۱-۳- اجرای استراتژی
چون اجرای اثربخش می تواند یک تصمیم استراتژیک مناسب را بی اثر کند یا یک انتخاب نه چندان مناسب را موفق از آب در آورد، باید فرایندهای اجرا را برای شناخت امتیازات راه چاره های استراتژیک موجود مورد بررسی قرار داد. اجرای استراتژی از یک سلسله فعالیت های فرعی تشکیل می شود که در بدو امر جنبه اداری دارند. اگر هدف معین شده باشد آن گاه منابع موسسه را می توان برای رسیدن به آن سوق داد. ساختار تشکیلاتی مناسب برای توفیق در وظایف لازم را باید به کمک نظام ها و ارتباطاتی که بتوانند فعالیت های فرعی را هم آهنگ کنند، کارایی بخشید. فرایندهای سازمانی را همچون ارزشیابی عملکرد، پرداخت حقوق و دستمزد و بهسازی مدیریت باید در جهت رفتاری متناسب با هدف سازمانی شناسایی کرد. تاثیر رهبری شخصی در موفقیت استراتژی مهم و گاهی تعیین کننده است. اگرچه می دانیم که ساختار سازمانی و فرایندهای حقوق و دستمزد، تشویق، نظارت و بهسازی مدیریت بر تدوین استراتژی تاثیر حتمی دارند، نخست باید به ترکیب منطقی که بر مبنای آن این ساختار باید از استراتژی پیروی کند توجه داشت، زیرا باید بعدا با واقعیات سازمانی همساز باشد. واقعیاتی که بر اساس آن استراتژی نیز از ساختار پیروی خواهد کرد ( صائبی،۱۳۸۲: ۵۵).
تدوین
اجرا (دستیابی به نتایج)
شناخت فرصت ها و تهدیدها
تعیین منابع مادی، فنی، مالی و مدیریتی موسسه
ارزش ها و آرمان های شخصی شخص مدیریت عالی