شاخصهای ارزیابی عملکرد، برنامه های آموزشی، ارزیابی عملکرد

 

فرهنگ در کشورهای مختلف و در اکثر زبان ها وجود داشته و معانی خاص خود را دارد). در عربی به معنای پیروزی، تیز هوشی و مهارت بوده ؛ درفرانسوی به معنی بارور کردن زمین تولید، و معنای مجازی افزایش قوای فکری، مجموعه دانشهای دریافت شده توسط فرد، مجموعه ای است از فعالیتهایی که تابع قواعد اجتماعی و تاریخی گوناگون بوده ؛ در آلمان فرهنگ مجموعه مظاهر زندگی فکری و هنری و شکل زندگی ظریف است؛ در بریتانیا فرهنگ ویژگی رفتاری نوع بشر؛ در رومی، مجموعه ای از دستاوردهای جامعه در زمینه پیشرفت مادی و معنوی؛ در هند واژه ای در انسان شناسی که شامل همه چیز می شود؛ در چین، مجموعه ثروت مادی و معنوی بشر در فرایند عمل تاریخ اجتماعی خود تلقی شده است؛ در آمریکا از آن به عنوان الگوی تفکر و انجام دادن فعالیت فردی نام میبرند و بر محتوای رفتاری جامعه دلالت دارد؛ در آفریقا، فرهنگ راه و روش زندگی مردمانی است که در برهه ای از زمان به منظور برخورد با چالشهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد؛ در آرژانتین، فرهنگ مجموعهای از منابع مالی و معنوی است که یک گروه انسانی تولید یا تحصیل میکند و همزیستی و هماهنگی جامعه ملی را تشکیل میدهد. (Keorass, 2005, P12)
همانطور که مشاهده میشود تقریباً در اکثر زبانها از واژه فرهنگ به عنوان یک ارزش اجتماعی و ارزش عملی یاد شده است که نشان دهنده اهمیت آن میباشد. پس آیا میتوان از آن غافل شد؟!
گی روشه جامعه شناس نامور معاصر کانادا در کتاب کنش اجتماعی، تعریف نسبتًا جامعی از فرهنگ ارائه مینماید، وی معتقد است:
فرهنگ مجموعه به هم پیوسته ای از شیو ه های تفکر، احساس و عمل است که کم و بیش مشخص است و توسط تعداد زیادی افراد فرا گرفته می شود تا این اشخاص را به جمع خاص و متمایز مبدل سازد.(گی روشه، ۱۳۷۴, ص ۱۲۳)
تعریف فوق دربر گیرنده مفاهیم مختلفی است از جمله اینکه فرهنگ مجموعه یا سیستمی از شیوه های تفکر واحساس و عمل می باشد که کم و بیش مشخص بوده و یا متأثر از هنجارها و الگوهای رفتاری و ارزشها می باشد که بصورت معین و مشخص بعنوان عناصر فرهنگ به شمار می روند و اعضای جامعه آنها را طی روند جامعه پذ یری می آموزند.Tylor (1882-1917)
بدیهی است ، تحول در هر سازمانی (کم یا زیاد) متاثر از فرهنگ حاکم بر آن شکل می گیرد، بنابراین ،فرهنگ هر سازمانی شامل ارزشها، هنجارها، باورها و نمادهایی است که توسط اعضا آن به صورت مشترک پذیرفته شده است . به عبارت دیگر فرهنگ عبارتست از مجموعه ای از ارزشها، باورها، درک و استنباط وشیوه تفکر و اندیشیدن که اعضای سازمان در آنها وجوه مشترک دارند . (RICHARD.L.DAFT, 1955:621)
به علاوه ، بسیاری از صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی ، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند وهمین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود . (ROBBINS|.P.STEPHEN,| 1987:357).
آنجا که فرهنگ های سازمانها با یکدیگر متفاوت است، درمیان فرهنگهای مختلف نسخه واحدی برای تحول پیدا نمی شود. (تسلیمی ، ۱۳۷۷، ص۱۰) .از این رو در یک سازمان ، فرهنگ کارکردها و نقشهای متفاوتی ایفا می کند : اولا،فرهنگ تعیین کننده مرزسازمانی است ، یعنی سازمانها را از هم تفکیک می کند . ثانیا، نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می کند . ثالثا، فرهنگ باعث می شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود بیاید که آن بیش از منافع شخصی فرد است . رابعا، فرهنگ موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می شود .فرهنگ ازنظر اجتماعی به عنوان نوعی چسب به حساب می آید که می تواند ازطریق ارائه استاندارد مناسب (دررابطه با آنچه باید اعضای سازمان بگویند یا انجام دهند )، اجزای سازمان را به هم متصل می کند . و نهایتا فرهنگ به عنوان یک عامل کنترل به حساب می آید که موجب به وجود آمدن یا شکل دادن به نگرشها ورفتار کارکنان می شود . این آخرین وظیفه یا نقش نهایی فرهنگ است که موردتوجه ما در این بحث است .
(استیفن رابینز، ترجمه : پارسائیان و همکار، ۹۷۵ص۱۳۷۴)

نمودار۲-۱ : کارکردهای فرهنگ سازمانی
به علاوه ، همان گونه که در نمودار ۲، شیوه شکل گیری فرهنگ سازمانی و حفظ ونگهداری آن ارائه شده است ، منشاء فرهنگ سازمانی نمی تواند چیزی جز فلسفه بنیانگذاران آن باشد . این فلسفه به نوبه خود بر شاخصهایی اثر می گذارند که در فرایند استخدام مورد استفاده قرار می گیرند . اقدامات یا کارهای کنونی مدیریت عالی سازمان موجب می شود تا جو کلی (رفتار مورد قبول) شکل بگیرد . اینکه تاچه اندازه افراد بتوانند با فرهنگ سازمان آشنا گردند، به این مساله بستگی دارد که در فرایند گزینش افراد، سازمان تاچه اندازه بتواند ارزشهایی را که افراد دارند با آنچه موردنظر مدیریت سازمان است ، تطبیق دهد . (استیفن رابینز، ۱۳۷۴ص۹۹۰ )

نمودار ۲-۲: شکل گیری فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی همچنین به وسیله فرایند گزینش ، شاخصهای ارزیابی عملکرد،شیوه های تخصیص پاداش یا پرداخت حقوق و دستمزد، اجرای برنامه های آموزشی وسیاست ارتقای کارکنان و اعضای سازمان تایید، تثبیت و تقویت می شود. (رابینز، ۱۳۷۴ص ۹۸۰ )
گروهی از پژوهشگران فرهنگ را مجموعه ای از دانش، باور ، هنر، اخلاق، قانون و رسوم و هر گونه قابلیت و عادات کسب شده توسط انسان به عنوان عضوی از جامعه می دانند و ویژگی های زیر ر ا درباره آن برمی شمرند . (کالاهان و دیگران، ۱۹۸۶ ، ص ۵۵۲ )
h فرهنگ، رفتاری اکتسابی است.
h این رفتار در جهت دستیابی به نتایج و برآوردن نیازهاست.
h فرهنگ در طو
ل زمان تحقق می یابد.