شاخص هرفیندال هیرشمن، معیارهای تمرکز، شاخص های تمرکز

 

به منظور دستیابی به نتایج صریح و منطقی به لحاظ اقتصادی برای این شاخص، دیویس پیشنهاد میکند که در کاربردهای تجربی باید به ۱ محدود شود. به ازای ۱ ، هر فرایند منتهی به ادغام منجر به افزایش شدت تمرکز خواهد شد و این افزایش معادل با اندازه بانکهای ادغام شونده خواهد بود. علاوه براین، اندازه پارامتر تعیین کننده میزان حساسیت شاخص U نسبت به انواع مختلف ادغام میباشد. به عبارتی، شاخص U نسبت به ادغام هایی که باعث افزایش مقدار باشند و یا طی آن بانکهای ادغامی بزرگتر هستند، حساستر است. طبق این شاخص، ورود یک بانک جدید به صنعت، منجر به کاهش درجه تمرکز خواهد شد و اثر کاهندگی شدت تمرکز در شرایطی حداکثر خواهد بود که اندازه بانک تازه وارد معادل اندازه متوسط مؤثر باشد. در واقع، ورود بانکهای بسیار کوچک اثر ناچیزی بر کاهش شدت تمرکز برجای میگذارد (اندازه تعیین کننده حساسیت این شاخص نسبت به ورود بانکهای جدید است). محدودیت ۱ بیان میکند که است که به لحاظ نظری، چندان محتمل نیست. رفتار انحصار چندقطبی تنها زمانی امکان پذیر است که به ۱ محدود باشد. همچنین، درصورتی که ۱= باشد، U=HHI بوده و شاخص U نتایج قانع کننده تجربی و نظری ارائه میکند.
شاخص هاوس
براساس تعابیر مختلف به عمل آمده از مدل کورنو، هاوس معیارهایی را در نظر می گیرد که به لحاظ نظری در ساخت شاخص تمرکز در صنعت باید مورد نظر قرار گیرند. وی سپس با استناد به معیارهای مربوطه، اقدام به ساخت دو شاخص تمرکز کرد که نکته نظرات وی را به طور کامل تأمین کند. هر دو معیار به پارامتر که – اثرات تبانی در مدل انحصار چندقطبی را تأمین میکنند – بستگی دارند. علاوه بر این، هاوس با ارائه شواهد عددی بیان میکند که به ازای مقادیر کوچک – درجه بالای تبانی – چون افزایش n کمتر از HHI است، تمایل به سمت رقابت بیشتر است. معیار تعدیل شده کورنو به شکل رابطه (۱۱-۲) می باشد:
(۱۱-۲)
که در آن HHI بیانگر شاخص هرفیندال هیرشمن و پارامتر مبین درجه تبانی است. به صورت نظری، اعتبار شاخص کاملا به تصریح بستگی دارد: اگر ، وزنهای تخصیصی سهمهای بازاری بانک معادل وزنهای HHI خواهد بود و بنابراین استفاده از هر دو شاخص به نتایج یکسان منتهی میشود. چنانچه بانک به صورت انحصاری فعالیت کند، مقدار شاخص معادل واحد بوده و به ازای تعداد نامحدود بانکهای با اندازه برابر به سمت صفر میل میکند. اگر تمامی بانکهای صنعت، اندازهای برابر داشته باشند، مقدار شاخص معادل بوده و به ازای مقادیر بزرگ n به نتایج شاخص هرفیندال همگرا میشود. علاوه بر این، هاوس شاخص دیگری به صورت شاخص جمعپذیری کورنوی تعدیل شده را به صورت رابطه (۱۲-۲) پیشنهاد می کند:
(۱۲-۲)
این محدودیت متضمن همگرایی شاخص به مقدار HHI به ازای تعداد بزرگتر بانکها است. اگر تمامی بانکهای بازار اندازهای برابر داشته باشند، شاخص معادل میباشد. این شاخص به لحاظ پیچیدگی در انجام محاسبات در کاربردهای تجربی با استقبال چندانی مواجه نیست.
معیار آنتروپی
تدوین معیار آنتروپی ریشه در نظریه اطلاعات دارد و در آن اطلاعات توزیعی مورد انتظار در محاسبات لحاظ میشود. شکل کلی این شاخص به صورت رابطه (۱۳-۲) میباشد:
(۱۳-۲)
این شاخص، همانند شاخص های تمرکز قبلی به [۱و۰] محدود نشده و رقم آن میان صفر و قرار دارد. مقدار شاخص آنتروپی رابطه معکوسی با درجه تمرکز دارد. اگر بازار مورد نظر انحصار کامل باشد، مقدار شاخص به صفر نزدیک میشود. زمانی که سهمهای بازاری تمامی بانکها برابر باشد و تمرکز در بازار در کمترین مقدار ممکن قرار داشته باشد، مقدار شاخص در بالاترین حد خود و برابر با E=log n خواهد بود. همچنین با فرض ثبات تعداد بانکها، با افزایش نابرابری میان بانکها، مقدار شاخص مذکور کاهش مییابد (White, 1982). در مقابل، کواکا (۱۹۸۲) نیز نشان داده است که هرقدر سهم بازاری بانکها افزایش یابد، میزان شاخص کاهش مییابد (Bikker, 1984).
در مجموع، میتوان معیارهای تمرکز و ویژگی های مربوط به هریک را در جدول (۱-۲) خلاصه کرد.
جدول (۱-۲). معیارهای تمرکز و ویژگی ها
نوع شاخص
محدوده
ویژگی ها
وزن wi
CR3