شرح و بیان مسئله، تعلل ورزی تحصیلی، دیدگاه انگیزشی

 

در قرن ۲۱ به دلیل تنوع گستردهی محیط و تغییرات مداوم، مدیریت موثر فردی با چالشهای فراوانی روبه رو شده است. در چنین شرایطی سرعت عمل، نقش تعیین کننده ای در کارایی و اثربخشی فردی یافته است. بزرگنمایی که گاه یک ثانیه زودتر کلیک کردن بر موس، سرنوشت افراد و سازمانها را تغییر می دهد و لحظه ای غفلت و تعللورزی صدمات بسیاری بر آنها وارد میسازد. بنابراین به نظر می رسد استفاده درست از زمان و انجام کارها در موعد مقرر، یک الزام فردی و سازمانی است؛ مطلب مهمی که در بسیاری از زمانها فراموش میشود و اثرهای نامطلوب بر جای میگذارد. بسیاری از افراد از تعلل رنج می برند. کافی است با دیدی واقع بینانه، عملکرد روزانه خود را مورد ارزیابی قرار دهیم تا دریابیم که بسیاری از ما نیز از تعللورزی خود صدمه می بینیم. این مشکل تنها مختص افراد خاصی نیست، بلکه شخصیت های بنامی، مانند: لئوناردو داوینچی (نقاش)، سنت آگوستین (فیلسوف)، داگلاس آدامز (نویسنده) و ساموئل تایلور (شاعر) نیز به تعللکاری مشهور بوده اند. تعلل ورزی یک مانع بزرگ بر مسیر زندگی ماست. پیشرفت ما را کند کرده و گاهی به طور کلی ما را از مسیر زندگیمان خارج میکند (باسکو، ۲۰۱۰). تعلل تقریباً همیشه عوارض منفی بر بهره‌وری و بهزیستی افراد بر جا می گذارد. اگر چه هر کسی به گونه خاص تعللکاری می‌کند ولی بهترین تعریف تعلل می تواند این باشد: به تأخیر انداختن انجام کار، بدون هیچ دلیل موجه (الیس و کناوس، ۲۰۰۲)۰ بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است (استیل،۲۰۰۳). بر همین اساس لازم است این مشکل موشکافی شده، علل آن شناسایی و راه حلهای بهینه برای کاهش آن ارائه شود.
۱-۲ شرح و بیان مسئلهی پژوهش
به نظر میرسد تعللورزییکی از واقعیات بیچون وچرای زندگی است که در بین اقشار و مشاغل مختلف وجود دارد. تعللورزی به معنای به تعویق انداختن امری به دلیل ناخوشایندی یا ملالآوری آن است (فرهنگ نامهی کمبریج، ۲۰۰۳). واژه لاتین تعلل، مرکب از دو کلمه «پرو» و «کراسینوس» از ریشه لاتین به معنی «به تعویق انداختن تا صبح» است. این واژه معادل تعلل ورزی، سهل انگاری، به تعویق انداختن و این دست و آن دست کردن می باشد (الیسو جیمز نال ،۱۳۸۲). درباره تعللورزی تعریف واحد پذیرفته شدهای وجود ندارد و هر یک از صاحبنظران از منظر خود به این موضوع نگریسته، تعریفی از آن ارائه کرده که به برخی اشاره می شود:
الیس و کناس (۲۰۰۲، به نقل از کاظمی، فیاضی، کاوه، ۱۳۸۹)، تعلل را تمایل به اجتناب از فعالیت، واگذار کردن انجام کار به آینده و استفاده از پوزشخواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف کردهاند. استیل (۲۰۰۳)، تعلل را عقب انداختن انجام عملی به دلیل ناخوشایندی و ملال آوری آن تعریف می کند. از نظر فراری و تیس (۲۰۰۰)، نیز تعلل مبین تأخیر در آغاز یا ادامه کار است. تعلل دزد زمان توصیف می شود، حتی به اعتقاد برخی افراد، تعلل سارق زندگی است (دوبینز و پتمن، ۱۹۹۸، به نقل از فیاضی و کاوه، ۱۳۸۸). تعلل در اصل مبین نبود خود مدیریتی است ، بدین معنی که فرد وقت خود را از راه انجام کارهایی بی فایده می دزدد ، اما هنگام مرگ، حاضر است به هر بهایی زمان را خریداری کند تا لحظه ای بیشتر زنده بماند.
تعلل از دیدگاه نظریه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه های رفتاری، تعلل را بر اساس اصول پاداش و تنبیه اسکینر تبیین می کنند. بنابراین چنانچه فعالیتی برای آنها پیامد فوری نداشته باشد، در انجام آن تعلل می ورزند. نظریه های شناختی- رفتاری، تعلل را از دیدگاه باورها و فرایندهای شناختی بررسی می کنند و بر شناخت و کشف تفکر غیرمنطقی زیربنایی آن متمرکز می شوند. نظریه های روان پویایی و روان تحلیلگری کلاسیک نیز، تعلل را نمادی از بازگشت سمبولیک به تعارض های روانی- جنسی دوره کودکی می دانند و نظریه پردازان انگیزشی معتقدند تعلل ورزی به این دلیل روی می دهد که افراد تعلل ورز به تکالیف و فعالیت های دیگری به غیر از تکلیفی که برای آنها در نظر گرفته شده است علاقمندند (شوارتز ،۲۰۰۷، به نقل از کاظمی و همکاران ۱۳۸۹). بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است. میزان تعلل ورزی تحصیلی مشکل آفرین در بین دانشجویان حدأقل ۷۰ تا ۹۵ درصد برآورد شده است (استیل، ۲۰۰۷). ﺗﻌﻠﻞورزی ﺣﺎد در ۲۰ ﺗﺎ ۳۰ درﺻﺪ داﻧـﺸﺠﻮﯾﺎن برآورد شده است(ﻣـﮏﮐـﺎون وﺟﺎﻧﺴﻮن، ۱۹۹۱، به نقل از هاشمی و همکاران، ۱۳۹۱).
«تعللورزی» به هر نحوی که باشد رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که به تدریج در وجود انسان به صورت عادت درمیآید. پس باید با آن مبارزه کرد زیرا پیامدهای تأخیر در کار، برای خود شخص نیز رنج آور است و احساسی که از این تأخیر ایجاد میشود؛ علاوه بر زیانهای پیش بینی شده ونشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز دربر دارد (الیس، و نال، ۱۳۸۲).
در نظریه انگیزشی، اﻓﺮاد تعللورز به دلیل تنفر از انجام تکلیف، تمایل دارند آن را به تعویق اندازند و در نتیجه به دلیل ناتوانی در انجام تکلیف، خودکارآمدی پایینی دارند. از نظر پژوهشگران دیدگاه انگیزشی دلایل عمدهی تعللورزی عبارتند از:
ارزش نسبتا پایین تکالیف دراز مدت
انتظار نسبتا پایین افراد سهلانگار برای انجام تکالیف به صورت موفقیتآمیز
به صورت دیگر نظریه انگیزشی در قالب مدل های انتظار – ارزش مطرح می شود، در این مدل ها، ارزش تکلیف، به دلایل
مختلفی که دانش آموز در مورد علت پرداختن به تکلیفی ار
ایه می دهد اشاره دارد (سیمیاریان، سیمیاریان، و ابراهیمی قوام، ۱۳۹۰). در مدل اکلز (۱۹۸۳) ارزش تکلیف بعنوان انگیزه برای تعامل در فعالیت های مختلف تعریف شده است. ارزش تکلیف یک مولفه چند بعدی است که از چهارمولفه جداگانه که شامل: ارزش اهمیت، ارزش ذاتی (علاقه)، ارزش کاربردی و هزینه می باشد، تشکیل می شود. ارزش تکلیف سنجش یادگیرنده از ارزیابی هایش،  میزان علاقه، میزان اهمیت و میزان مفید بودن تکلیف می باشد. سازه ارزش با پاسخ به این سوال سروکار دارد :«آیا من می خواهم این کار را انجام دهم؟ چرا؟ دانش آموزان ممکن است برای کاری که می خواهند انجام بدهند دلایل مختلفی مثلآ اینکه کار مورد نظر جالب است ، آن را دوست دارند یا اینکه فکر می کنند به دلیلی برای آنها مفید یا مهم است (پینتریج و شانک، ۲۰۰۲).
استیل (۲۰۰۷) در یک فرا تحلیل علل و اثرات احتمالی تعللورزی را با متغیرهای متعدد مورد بررسی قرار داده است. یافته های وی نشان داد که بیزاری از تکلیف ، تأخیر در تکلیف پیش بینی کننده های قوی برای تعللورزی هستند. او نیز یکی از ویژگی های تأثیرگذار بر تعلل ورزی را بیزاری از تکلیف می داند به باور استیل، کارهایی که جذابیت کمتری برای فرد دارند، بیشتر به تعویق انداخته می شود.
هر فردی تلاش می کند که از محرک های آزارنده اجتناب کند. بنابراین هرچه یک موقعیت آزارنده تر باشد فرد بیشتر از آن اجتناب خواهد کرد. پس اگر افرادی کاری را ناخوشایند بدانند تمایل بیشتری به تعویق انداختن آن دارند (ارپن، ۱۹۹۸).
همچنین بر طبق نظر فراری، جانسون، و مککاون (۱۹۹۵)، تعلل در اکثر افراد جامعه، صرف نظر از جنسیت آنها، شایع است و بسیار نادر هستند افرادی که دچار این مشکل نباشند. ظاهرا با بالا رفتن سطح تحصیلات نیز بر شیوع تعلل افزوده میگردد؛ چنانچه میزان شیوع آن در مردم عادی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد (هاریوت و فراری، ۱۹۹۶) و در جمعیت دانشگاهی بین ۴۶ درصد (سولومون و روثبلوم، ۱۹۸۴) تا ۹۵ درصد (الیس و کناوس، ۱۹۹۷) است.
با توجه به وجود رابطه ارزش تکلیف با تعلل ورزی که ظاهر یافته های پیشین نشان می دهد و به دلیل کمبود تحقیقات در زمینه ی علل و پیش بینی کننده های تعلل ورزی، و به دلیل وجود تناقضات پژوهشی در زمیتهی تاثیر جنسیت بر میزان تعللورزی تحصیلی، پژوهش حاضر درصدد برآمده است به این سوال پاسخ دهد که هر یک از متغیر های ارزش تکلیف: ارزش اهمیت، ارزش ذاتی، ارزش بیرونی (کاربردی) و هزینه در پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی چه سهمی دارد؟
۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
تعلل ورزی پدیدهای جدید نیست، چرا که ویلیام جیمز ارزش روانشناختی آن را ۱۲۰ سال قبل تشخیص داده بود. و روانشناسان معاصر نیز به طور فزایندهای علاقمند به هدایت تحقیقات در جهت توضیح تعللورزی هستند. اما علیرغم تحقیقات رو به رشد در این زمینه، هنوز در مورد علت تعللورزی باید دانش خویش را گسترش بدهیم. از این رو تعللورزی به عنوان یکی از موارد درک نشده بشریت باقی مانده است (استیل، ۲۰۰۰و فراری، ۱۹۹۴، به نقل از امامی،۱۳۹۰). بررسی پژوهش ها نشان میدهد که روابط تعللورزی با خودتنظیمی، خودکارآمدی و عزت نفس توجهات پژوهشی بیشتری را به خود اختصاص داده است که در این میان میتوان پژوهش های چو و چویی (۲۰۰۵)؛ دروماو همکاران (۲۰۰۳)؛ فراری (۲۰۰۱)؛ هایکوک، مک کارتی و اسکای (۱۹۹۸)؛ هاول و همکاران (۲۰۰۶)؛ سنکال، کوئسنر و والراند(۱۹۹۵)؛ استیل (۲۰۰۷)؛ تاکمن(۱۹۹۱) و والترز(۱۹۹۵) اشاره نمود که همگی بر این یافتهها تأکید دارند که تعللورزی با خودکارآمدی پایین در خود تنظیمی، اجتناب از تکلیف و عملکرد گریزی و خودتنظیمی رابطه معناداری دارند. با این حال تناقضات پژوهشی نیز در این حوزه یافت میشود که در این خصوص میتوان به یافته های پژوهشی کاوینگتون(۲۰۰۰) و الیوت(۲۰۰۵) اشاره نمود که بیان میکند خودتنظیمی بلندمدت با تعللورزی ارتباط تنگاتنگ دارد. از سویی یافته های پژوهشی پینتریچ (۲۰۰۰)، هم این رابطه را تأیید میکند (به نقل از امامی،۱۳۹۰).
مبتنی بر این ابهامات پژوهشی، ضرورت بررسی مجدد عوامل تأثیر گذار بر تعللورزی نمایان میشود و پژوهش حاضر درصدد است با بررسی رابطه هر یک از مؤلفه های ارزش تکلیف با تعللورزی تحصیلی تبیینهای واضح تری از علل و پیش بینیکننده های تعللورزی بدست دهد.
همچنین با توجه به اینکه تعللورزی در اغلب موارد میتواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه داشته باشد (الیس و جیمز نال، ۱۳۸۲؛ لای،۱۹۸۶؛ سنگال، کوئستنز و والرند، ۱۹۹۵، به نقل از مصطفوی، ۱۳۸۹). بنابراین شناخت و تبیین پدیدهی تعللورزی و آگاهی در مورد عوامل زمینه ساز و مرتبط با آن و راهکارهای پیشگیری از آن و فایق آمدن بر عوارض آن، از اهمیت بسزایی برای دانشآموزان و سازمان آموزش و پرورش برخوردار است. و این میتواند یکی از ضرورتهای مهم انجام پژوهش حاضر باشد.