صلح و امنیت بین المللی، ممنوعیت توسل به زور، سازمان های منطقه ای

دانلود پایان نامه

 

در نتیجه شورای امنیت با تفسیر گسترده تر ماده 39 منشور ، دست شورای امنیت باز می شود تا بر پایه مواد 41 و 42 عمل کند . می توان گفت بیشترین دخالت های بشردوستانه در این دوره رخ داده است.در این دوره شورای امنیت برای مداخله در عراق بدون مجوز 1991 ، سومالی با مجوز 1992 ، بوسنی و هرزگوین با مجوز 1992، رواندا با مجوز 1994، هاییتی با مجوز 1995 ، سیرالئون 1997 کوزوو بدون مجوز 1998 ، تیمور شرقی با مجوز 1999 ، دارفور با مجوز 2003 و لیبی با مجوز سال 2011 اقداماتی را برای کاهش بر افروخته شدن بیش از پیش جنگ ها انجام داده است .
با مروری بر عملیات انجام شده در این دهه می توان گفت که شورای امنیت در این موارد به دو صورت واکنش نشان داده است :
در مواردی شورا از آغاز ماجرا یکسره پویا بوده و بر پایه فصل 7 منشور ، قطعنامه صادر کرده است . در شورای امنیت در بحران های بوسنی و هرزگوین ، سومالی ، رواندا ، هاییتی ، تیمور شرقی ، دارفور و لیبی با احراز تهدید صلح و امنیت بین المللی و براساس فصل هفتم منشور اتخاذ کلیه اقدامات لازم را تجویز نمود. این نوع مداخله نظامی بشر دوستانه شورای امنیت مورد تأیید برخی از حقوق دانان قرار گرفته است.
در برخی موارد ، شورای امنیت قطعنامه ای برای مداخله صادر نکرده است ، اما پس از دخالت های نیروهای ائتلافی و سازمان های منطقه ای ، به کار آن ها مشروعیت بخشیده است.
در قضیه های لیبریا ، سیرالئون و کوزوو شورا مجوزی برای مداخله صادر نکرد با این وجود پس از مداخله جامعه اقتصادی کشورهای آفریقایی غربی ( Ecowas ) به رهبری نیجریه در لیبریا و سیرالئون شورای امنیت آن را تأیید نموده است.همچنین پس از پایان حملات علیه یوگسلاوی شورای امنیت مجدداً فعال شده ، با صدور قطعنامه در ژوئن 1999 محتوای توافقنامه منعقده ، بین یوگسلاوی و سازمان ناتو را مورد تأیید قرار داد و اجازه حضور یک نیروی بین المللی امنیتی و غیر نظامی تحت کنترل ناتو را در کوزوو صادر نمود.
در قضیه عراق با تصویب قطعنامه 688 از سوی شورای امنیت در 2 مه 1991 توافقی بین نماینده دبیر کل و دولت عراق در مورد استقرار نیرو در آن کشور صورت گرفت و قرار شد نیروهای کلاه آبی در نقاط گوناگون عراق که ضروری تشخیص داده شود، برای اقدامات بشر دوستانه مستقر شوند. افزون بر کلاه آبی ها ، دبیر کل هیأت حقیقت یاب نیز تشکیل داد . هر چند باید گفت در عراق شماری از عملیات مانند ایجاد مناطق امن و مناطق پرواز ممنوع به دست نیروهای ائتلافی متشکل از آمریکا ، فرانسه و انگلستان انجام شد.ولی این دو مورد از عملیات در آغاز مجوز شورای امنیت را نداشت. این بدان معناست که در عراق ، شورای امنیت هر دو وضعیت پویا و غیر پویا را داشته است.
ج: اصل عدم توسل به زور(ماده(4)2 منشور ملل متحد) و مداخله بشر دوستانه
اصل عدم توسل به زور یکی از اصول سیاسی حقوق بین الملل می باشد و شاید بتوان گفت عمده ترین انگیزه ایجاد سازمان ملل بود که با بیان بسیار احساس و تنفر از جنگ در منشور بیان شده است. حکم ترک فعل در مورد توسل و بکارگیری زور همراه با یک تعهد مثبت بر اعضای سازمان ملل متحد شده است از یک طرف ماده”4″ منشور، کشور ها را متعهد به وظیفه ای مثبت فرض کرده که بموجب آن اختلافات بین الملل خود را از طریق صلح آمیز حل و فصل نمایند و از طرف دیگر همین ماده حاوی تعهداتی است که کشور ها را از توسل به زور و قوه قهریه باز میدارد.
ما درصدد بیان ارزش این اصل نیستیم چرا که اصل مزبور به عنوان یک فرم و هنجار بین الملل پذیرفته شده بین الملل است که دیوان آن را به عنوان یک قاعده عرفی به بین الملل مورد شناسایی قرار داده است. بلکه ما درصدد یافتن منفذی برای اجرای مقررات حقوق بشری هستیم که بوسیله سازمان ملل عملی می گردد. در این صورت بایستی کاربرد قوای ارتباط میان استدلال ها ی طرفداران مداخله و حقوق بین الملل اثبات اینکه حقی ناسازگار با مقررات ماده (4)2 نیست ضروری بنظر می رسد. ماده(4)2 منشور تهدید با استفاده از زور علیه تمامیت سرزمینی یا استقلال سیاسی هر کشوری یا سایر شیوه های ناسازگار با اهداف منشور را منع میکند. تنها استثنا نسبت به این اصل، حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی و اقدامات قهر آمیزی شورای امنیت در چارچوب فصل 7 است. برای اثبات عدم نقض ماده(4)2 از طریق مداخله بشر دوستانه دو دستهاز استدلال های مطرح شده مورد بررسی قرار می گیرند.
ج1: مداخله بشر دوستانه به معنای استفاده از زور علیه تمامیت ارضی سیاسی کشور ذیربط یا استقلال نیست.
طرفداران این دیدگاه بر اصل تفسیری استناد میکنند که بر طبق آن، تصریح به امری موجب خروج سایر مسائل است بر طبق این دیدگاه چون هدف از مداخله بشر دوستانه استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور خاصی نیست و هدف اصلی مسائل بشر دوستانه است. پس این نوع از مداخله در چارچوب ماده(4)2 نمی باشد .در تایید یا رد این تفسیر می توان به متون مقدماتی منشور مراجعه کرد. در زمان نوشتن منشور در جهت محدود کردن قلمرو ممنوعیت استفاده از زور( اینکه فقط محدود به ممنوعیت استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی باشد و سایه موارد را در بر نگیرد) هیچ گونه متصدی وجود نداشت این عبارت(علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی) در پیشنهادات کنفرانس دمبارتن اکس نیامده بود. اما در این عبارت به پیشنهاد استرلیا، در کنفرانس سانفرانسیکو در پاسخ به تمایل کشور های کوچکتر برای تاکید نسبت به حمایت از تمامیت و استقلال سیاسیشان تصویب شد. در آن زمان احتمال اینکه این عبارت به طرق گوناگونی تفسیر شود. توسط هیئت های برزیل و نروژ مطرح شد. هیات نمایندگی انگلستان به این نظر بود که جمع بندی این عبارت مناسب و قابل قبول است.
متعاقبا گزارشگر کمیته اول، استفاده یک جانبه از زور یا سایر اقدامات متصور در خصوص استعمال زور را مجاز ندانست در این دیدگاه که طرفداران بسیار زیادی دارد و بیشتر روش های تفسیری مندرج در کنواسیون وین 1969 در موردحقوق معاهدات را مطرح می کند . منشور ملل متحد به عنوان یک معاهده تلقی می شود که بر اساس مواد 31و32 کنوانسیون 1969 وین باید تفسیر شود. در این خصوص چه در دوران پیش از منشور و چه بعد از آن حقوقدانان به ارائه نظریه ای پرداختند به عنوان مثال همگی بر سوءاستفاده های احتمالی برخی از کشورها از دکترین یاد شده تاکید ورزیده اند. براونلی در این زمینه اظهار می دارد که تمامیت ارضی و استدلال سیاسی برای اعطای تصمیمات خاص به کشور های کوچک از منشور آورده شود نه برای اثر محدود و مضیق ممنوعیت توسل به زور ایشان در محضر دیوان استدلال فوق الذکر را دوباره مطرح می کند.او به عنوان رئیس جمهوری فدرال یوگسلاوی در دیوان بین الملل داد چنین می گوید(از مقدمات تدوین منشور چنین مستفاد می شود که درج عبارت)” علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولت” کلیه دخالت های توجیه شده توسط انگیزه های خاص را رد میکند و در جهت تضمین نمودن حاکمیت کشورهای کوچک به ماده2 اضافه گردیده است.
در مقابل این دادگاه که با توجه اصول تفسیر مواردی که کشور ها از توسل به به زور باز داشته اند را تفسیر موسع می کند و حتی عنوان مداخله بشر دوستانه را هم تحت مشمول آنها در می آورد، دیدگاه دیگری نیز نسبت به ماده(4)2 وجود دارد که قرائت مضیق از این بند از ماده 2 می باشد. آنتونی دی آماتویکی از سرسخت ترین طرفداران قرائت مضیق ماده (4)2 است. که مداخلات محدود را مجاز می داند او برای تایید این دیدگاه ابتدا متون مقدماتی ماده (4)2 را بررسی و سپس یک استدلال دور از ذهن را مطرح می کند: هیات های نمایندگی معنای لغاتی را به کار برده اند، ندانسته اند یکی دیگر از طرفداران این دیدگاه اظهار می دارد: اگر تنظیم کنندگان منشور ممنوعیت تمام اشکال استفاده از زور را می خواستند. این مساله را در منشور می آوردند در خصوص این دیدگاه باید مبانی استدلال نظریه پردازان آن را بررسی کرد. نظریه پردازان پذیرش مداخله، بطور کاملا آشکاری نظر تنظیم کنندگان منشور و نگرانی کشورهای کوچک در خصوص تنظیم این ماده را نادیده گرفته و حتی آنها را متهم به عدم تعقل در زمان تنظیم منشور کرده اند.چنین ادبیاتی را نمی توان به عنوان مبنای استدلال حقوقی پذیرفت زیرا یک جانبه گرایی و عدم توجه به قواعد حاکم به حقوق بین الملل اولین الفبای آن است. شیرازه استدلالی این حقوقدانان به مفاهیمی همچون وجدان بشریت، همبستگی ابنای بشر دستورات که به نظر مفاهیمی انتزاعی و اعتباری باشند.
ج2: مداخله بشر دوستانه سازگار با اهداف منشور ملل متحد
در 1983، نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل، استدلال کرد که مداخله امریکا و گرانادا متعاقب ارزش های تشریح شده در منشور ملل متحد یعنی آزادی، دموکراسی و صلح صورت پذیرفته است. بنابراین با اهداف منشور ملل متحد سازگار می باشد. این دیدگاه توسط نویسندگان مختلفی مورد انتقاد واقع شد.
به عنوان نمونه یکی از حقوقدانان می گوید. قرائت بهتر از ماده به این شکل است که هر گونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشوری نیست اما با ماده(1) منشور ناسازگار است به طریق اولی ممنوع است.
نمی توان قبول کرد که ترویج حقوق بشر مهم تر از صلح است زیرا منشور ملل متحد بین اهداف و اصول خود قائل به سلسله مراتب نشده است که یکی را بر دیگری ترجیح داد و از طرف دیگر هیچ مرجعی نیست تا در مورد تقدم و تأخر این اهداف تصمیم بگیرد.
فصل دوم:
ارتباط حقوق بشر و حاکمیت ملی و گفتمان ها حقوق بین الملل در قبال مداخله بشردوستانه
فصل دوم: ارتباط حقوق بشر و حاکمیت ملی و گفتمان حقوق بین الملل در قبال مداخله بشردوستانه

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.