صنعت لوازم خانگی ایران، سازمان تجارت جهانی، صادرات لوازم خانگی

 

طبق قوانین اقتصادی، نرخ ارز دست کم در کوتاه مدت رابطه مستقیم با صادرات دارد و از این رو ، در متون اقتصادی از آن به عنوان یکی از متغیرهای تاثیر گذار بر صادارت غیر نفتی نام برده شده ، اما اثر تغییر نرخ ازر بر میزان صادرات بخصوص در بلند مدت ، مبهم بوده و نیازمند تجربیات و پایه های نظری بیشتر است . او معتقد بود که بیشتر مطالعات برای یافتن اثر معنی دار نرخ ارز بر تجارت و صادرات ، به علت کمبود انعطاف پذیری کامل نرخ ارز با شکست روبرو شده مطالعات مختلف ، نتایج گوناگونی را برای کشورهای مختلف به همراه داشته است.(بایلی و همکاران،۱۹۸۶).
مهمترین سیاست ارزی کشور در سال ۸۱ ، یکسان سازی نرخ ارز بود و بهبود ذخایر ارزی خارجی کشور و مدبریت مناسب بدهی های خارجی طی این سالها موجب شد این سیاست در عمل با موفقیت اجرا گردد و طی برنامه چهارم نیز ادامه یابد( یاوری و همکاران،۱۳۹۰).
۲-۶٫ صنعت لوازم خانگی ایران
صنعت لوازم خانگی ایران از سابقه نسبتا طولانی برخوردار است و از سالهای پیش تا کنون ، بخش عمده ای از نیاز داخلی به انواع لوازم خانگی را تامین نموده و از خروج مقادیر قابل توجهی ارز از کشور جلو گیری کرده است. این صنعت در عین ممانعت از خروج ارز از کشور به طور مستقیم ارز آور نبوده و صادرات این صنعت به خارج از مرزها بسیار محدود است. تولید این محصولات بدون نگاه ویژه بر گسترش صادرات انجام شده و همواره سیاست گذاران صنعت ایران بر حذف واردات به دلیل کمبود ارز تاکید داشته اند اما بحث ایجاد زیر بنا و ساختارهای لازم برای توسعه صادرات نیز از مرحله بحث و گفتگو خارج نشده است. مساله مهمی که از سالهای اخیر با آهنگی کند آغاز شده ، در سالهای آتی به مهم ترین مساله سیاست گذاران ، صنعت گران و … مبدل خواهد شد، بحث عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی و به دنبال آن،حذف تعرفه های واردات تولیدات صنعتی است (ناصح ،۱۳۸۷).
سابقه تولید کالاهایی نظیر کتری ، والور و …به سالهای قبل از ۱۳۳۰ و شروع صنعت مونتاژ به دهه ۱۳۴۰ باز می گردد . تولید این محصولات قبل از انقلاب به دلیل کشاورزی بودن جامعه و فقدان سابقه صنعتی ، بر پایه مونتاژ و به منظور تامین نیاز داخل و پس از انقلاب با دیدگاه افزایش خود کفایی، جلوگیری از خروج ارز ، کاهش واردات و خلاصه تامین نیاز داخل بوده است. بنابراین ، وجه مشترک تولید این محصولات در کشور ،چه قبل و چه بعد از انقلاب ، تامین نیاز داخل است. با ین تفاوت که در دوره پس از انقلاب ( که اساساً ، توسعه کمی صنعت لوازم خانگی مربوط به این دوره است ) هدف ، تامین نیاز به هر قیمت و کیفیت بوده است. در نتیجه ، این رشد بدون توجه به الزامات تولید ،همچون قیمت تمام شده صرفه های تولید انبوه ، توجیه اقتصادی ، مزیت نسبی تولید ، مشتری مداری و همچنین لزوم انجام بررسی صنایع ، بر مبنای تامین نیاز یک بازار داخلی و سیع و بسته ، بدون رقابت خارجی، با هر قیمت و کیفیت و بخصوص متکی بر یارانه های دولتی پایه گذاری شده است (نجم روشن و همکاران، ۱۳۹۰).
پس از انقلاب ، عوامل زیر منجر به ایجاد در کارگاه های تولید لوازم خانگی به جای کارخانجات بزرگ تولیدی شده است:
تمایل مسئولین وقت به اقتصاد دولتی و مخالفت با ایجاد صنایع بزرگ توسط بخش خصوصی
حمایت از واحدهای کوچک ( اعطای کارت شناسایی)
وجود نسبی دانش فنی و امکانات داخلی جهت تولید لوازم خانگی
اعطای ارز ارزان قیمت ( سهمیه ارزی )
تقاضای گسترده برای انواع لوازم خانگی
امکان فروش کالای کم کیفیت با قیمت بالا ( به دلیل محدودیت شدید واردات)
وجود بازار سیاه کالا( به علت عدم تطابق عرضه و تقاضا)( ناصح ،۱۳۸۷).
با گذشت زمان و ا فزایش تقاضا ، بسیاری از این واحدهای کوچک با حفظ ساختار ، فقط از لحاظ تیراژ تولید رشد کردند . باید توجه داشت که اگرچه محدودیت های ارزی مانعی بر سر راه سرمایه گذاری جدید بود ولی به دلیل داشتن بازار انحصاری و مسلط بودن تولید کننده بر مصرف کنندگان ، نیازی به سرمایه گذاری اساسی و تلاش برای به روز نمودن تولیدات نیز احساس نمی شد. در نتیجه ، این رشد بر مبنای حداقل سرمایه گذاری و تامین امکانات و بعضاً ، در بهترین حالت در حد خرید ماشین آلات دست دوم انجام شده است. ناگفته نماند که در همان دوران ، سرمایه گذاری های قابل توجهی توسط واحدهای بزرگ دولتی یا شبه دولتی انجام شده ، اما متاسفانه، آنها نیز به دلیل عدیده ، دارای حلقه های مفقوده و مبتنی بر دانش فنی مناسب برای تولید محصولات خارج از رده اروپایی بودند. به هر حال سیاست های اعمال شده که تعداد زیادی واحد تولیدی با محصولاتی متنوع ،آن هم با ظرفیت های پایین ( نسبت به ظرفیت واحدهای مشابه در کشورهای دیگر) و مبتنی بر تکنولوژی غالباً قدیمی و مهمتر از آن ، مدیریتی
سنتی در کشور به وجود آیند که تحت تاثیر عوامل موثر در تولید ، نتیجه آن کالاهایی شد با قیمت تمام شده بالاتر نسبت به رقبای خارجی و تقریباً بدون تنوع در مدلهای تولیدی(نجم روشن و همکاران، ۱۳۹۰).
با توجه به ماهیت عملکرد رشته فعالیت های مختلف صنعت لوازم خانگی ، مشخصات تقاضای داخلی و صنعتی جهان ، تولیدات ، صنعت کشور بر اساس طرح استراتژی بر اساس طرح توسعه کشور به سه گروه عمده: صنایع تولید محصولات مصرفی کم دوام،صنایع تولید محصولات مصرفی با دوام ، صنایع واسطه ای و سرمایه ای تقسیم شده است. طبق تقسیم بندی مذکور ، تولیدات لوازم خانگی در گره صنایع با دوام قرار گرفته است. محصولات تولیدی این صنعت کاربردهای متفاوتی د
ر بخش های خانگی ، اداری، و ت
جاری، دارند که سهم مصارف خانگی آن بسیار بالا می باشد ( طحان ،۱۳۹۱).
محصولات عمده این صنعت از دو منظر : تیراژ تولید و بهره مندی خانوارها ، قابل بررسی است که ترتیب محصولات مذکور از هر دو منظربا ترتیب تقریباً یکسان عبارتند از یخچال ( یخچال، فریزر،یخچال فریزر) ، اجاق گاز، آبگرمکن، تلویزیون رنگی، بخاری، کولرآبی و ماشین لباسشویی.
۲-۷٫ صادرات لوازم خانگی
روند تولید لوازم خانگی در طی ده سال گذشته دارای نوسان بوده است و این روند متناسب با شرایط اقتصادی منطقه و کشورهای هدف و سایر شاخص های تاثیر گذار در تجارت جهانی متغیر می باشد. در این بین هزینه تولید در انتها سال ۸۹ و سال۹۰ به دلیل اعمال سیاست های جدید اقتصادی در کشور و محدودیت بین المللی ، رقابت در بازار های جهانی را دچار مشکل کرده است( طحان ،۱۳۹۱).