ضمانت اجرای کیفری، دارای ضمانت اجرا، حقوق کیفری ایران

 

«سلب عمدی و ناعادلانه حیات یک انسان توسط یک انسان دیگر» «در برخی دیگر از کتب حقوقی فرانسه قتل عمدی به پایان دادن عمدی حیات دیگری آمده است.»
که این تعریف شباهت زیادی با تعریف حقوق دانان ایرانی دارد.
در کتب حقوقی مربط به کشور عراق قتل عمد به این شکل تعریف شده است که اقدامی عمدی و بدون داشتن حقی که به پایان یافتن حیات انسان دیگری منتهی می شود و تعریف شده است برخی از حقوقدانان عراقی در توضیح این تعریف بیان کرده اند که از تعریف فوق بر می آید که اولاً فقط علیه انسان صورت میگیرد و قتل عمد به معنای حقوقی آن که دارای ضمانت اجرای کیفری است شامل اقدام مرتکب علیه تمامیت جسمانی خودش نیز نمی شود و ثانیاً قتل عمدی که دارای مجازات کیفری است ناظر بر مواردی است که مرتکب دارای حقی مانند حق دفاع نسبت به مجنی علیه نبوده است.
1-1-1-3)عمد
عنصر روانی قتل شامل سوء نیت عام «عمد در انجام عمل» و سوء نیت خاص «قصد کشتن» است. مطابق بند (الف) ماده 206 ق. م. ا. کسی که قصد کشتن دیگری را داشته باشد اعم از این که کارش نوعاً کشنده باشد یا نباشد . ولی ، در عمل موجب قتل شود عملش مصداق قتل عمدی است.
محکومیت مجرم به مجازات به جنایت عمدی متوقف بر امکان اسناد افعالی ارتکابی به اراده آزاد جانی است به طوری که بتوان فعل بزه کار را ناشی از اراده سالم و خواست وی دانسته و علاوه بر اسناد مادی از نظر معنوی نیز وی را نسبت به رفتار مجرمانه مسؤول شمرد.
تحقق اسناد معنوی منوط به آن است که مجرم در هنگام ارتکاب فعل، متکی بر قدرت اختیار و اراده آزاد خویش بوده و با توجه به درک نتایج حاصل از آن و در حالی که قادر به امتناع از انجام جرم است مرتکب بزه شده باشد. بنابراین در صورت اختلال کلی یا جزئی در اراده جانی و فقدان ادراک و قدرت تمیز و تشخیص امکان اسناد معنوی منتفی بوده و مجرم به مجازات جنایت عمدی محکوم نمیگردد.
عوامل تزلزل رکن روانی ناشی از عدم امکان اسناد معنوی متنوع و مختلف است که برخی به اختلال در اراده و اختیار بازگشت دارد و بعضی دیگر به قوه تشخیص و ادراک. گاه وجود این عوامل موجب تحول در عنوان جنایت شده قتل عمد را به غیر عمد مبدل میسازد. بنابراین، اگر فرد هیچ گونه اختیاری در ارتکاب رفتار مجرمانه نداشته باشد یا از انسان بودن آن چه که مورد اصابت قرار میدهد ناآگاه بوده و مثلاً آن را حیوان یا جسدی پنداشته و به طرف وی تیراندازی کرده باشد و یا عمل وی متوجه شخص مجنی علیه که مورد اصابت قرار گرفته نبوده ولی گلوله منحرف شده و به وی برخورد کرده باشد در هیچ یک از حالات، جرم عمدی محسوب نخواهد شد. زیرا،همان طوری که در سطور بالا به آن اشاره گردید بند «الف» ماده 206 که اولین مصداق قتل عمدی را بیان مینماید صحبت از این مینماید که «قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص خاصی را داشته باشد. ولی بر اثر عواملی مثل وزش باد یا خطا در تیراندازی یا جاخالی دادن شخص مورد نظر گلوله یا ضربه به شخص دیگری بخورد عمل مرتکب عمدی محسوب نخواهد شد.
پس کلاً سلب قصد و اراده موجب فقدان سوء نیت عام است و عواملی چون اجبار مادی، خواب، مستی و قوه قاهره موجب از بین رفتن قصد و اراده میشوند. در حقوق جزای فرانسه عنصر روانی در قتل عمد از اهمیت اساسی برخوردار است زیرا‌، فقط همین عنصر است که قتل عمد را از ایراد ضربات کشنده و از قتل غیر عمد تفکیک میکند. در جرم ایراد ضرب وارد آورنده ضربات، علیرغم این که در ایراد ضربات عمد داشته اما، خواهان مرگ مضروب نبوده است. (ماده 7-222 قانون جزا) اما در قتل غیر عمد، مباشر حتی قصد ایراد ضربه را هم نداشته است (ماده 6-221 قانون جزا) انگیزه نیز بر مبنای قواعد عمومی مانند حقوق کیفری ایران درارتکاب جرم اهمیت چندانی ندارد و تنها انگیزه شرافتمندانه میتواند موجب تخفیف مجازات شود.
1-1-2)گفتار دوم: واژگان مرتبط
چون در این رساله در بررسی ارکان سه گانه قتل عمد به دفعات از کلمات «عمد» و «آلت قتاله» و «عمل نوعاً کشنده» استفاده شد. در این گفتار واژههای موصوف تبیین میگردد.
1-1-2-1)قصاص:
«قصاص»در لغت،اسم مصدر ریشۀ«قصَّ یقصُّ»به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است وبه عقیدهء بعضی ها لفظ«قصاص»مصدر است نه اسم مصدر واز باب مفاعله(قاصّ،یقاصُّ،مقاصَّه،قصاصاً)می باشد.
در لسان العرب می خوانیم:
” قصصت الشی ء اذا تتبعت اثره شیئا بعد شی ءٍ”
قصاص نمودن چیزی،یعنی به تدریج دنبال اثر آن رفتن.
در فرهنگ لاروس،در تعریف واژه«القصاص» آمده است:
«بر شخص کاری همانند کاری که انجام داده،اجرا شود.»
معادل وازه «قصاص» ،«قَوَد» است و این لغت که از«قاد،یقود،قودا وقیاده» گرفته شده است،بدین سبب به معنای قصاص آمده که جانی را با طناب وامثال آن،به سوی اولیای دم مقتول می برند تا اگر خواستند او را بکشند و اگر خواستند عفو کنند،نیز می گویند که قود به معنی مماثلت و همانندی هم آمده است.