عملکرد اقتصادی شرکت، یافته های پژوهش، مدیریت سود چیست

 

جریان ثابت سود و در نتیجه ، سطح بالاتر سود تقسیمی ، سبب افزایش تقاضا برای اوراق بهادار شرکت شده ، در نتیجه قیمت اوراق بهادار آن افزایش و ریسک سرمایه گذاری در شرکت کاهش
می یابد ، بنابر این ، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان چنین شرکتی را محل امن تری برای سرمایه گذاری و اعطای اعتبار می دانند و شرکت توانایی بیشتری برای جذب سرمایه خواهد داشت.
۲-۲-۲- فلسفه مدیریت سود
فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف پذیری روش های استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روش های اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، از دیگر دلایل وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش های حسابداری است.
در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر است، یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی کمتر می شود. اصول تطابق و محافظه کاری نیز می تواند باعث مدیریت سود شود.
بنا به گفته گتشو (۱۹۸۶) شرکت کار باید سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه نمودن به موجودی نقد و تنها با بهره گرفتن از روش های تعهدی حسابداری استهلاک، معافیت های مالیاتی سرمایه گذاری ها و به حساب دارایی بردن بهره، افزایش داد.
مدیران شرکت تأکید کرده اند که این کار برای ارائه صورت های مالی واقعی تر و قابل مقایسه کردن صورت های مالی شرکت با سایر شرکت ها در صنعت مشابه، صورت گرفته است.
تحلیل گران مالی و حسابرسان از این پدیده به عنوان « ترفند حسابداری » نام می برند. این در حالی است که تمامی این اقدامات در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته است. پژوهش ها نشان می دهد که مدیران شرکت ها از روی قصد، سودهای گزارش شده را با بهره گرفتن از انتخاب سیاست های حسابداری خاص خود تغییر در برآوردهای حسابداری و اقلام تعهدی، دستکاری
می کنند تا به هدف های مورد نظر خود برسند (میلروجون، ۴۰۲ و ۲۰۰۱).
تحلیل گران مالی انتظار دارند که شرکت ها به پیش بینی های انجام گرفته برسند و مغایرتی نداشته باشند، این مهم برای شرکت هایی که قابل اتکاتر هستند، بیشتر صادق است. تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران از انحراف میان مقادیر پیش بینی شده و واقعی بسیار ناخشنود خواهند شد (کولینگ وود، ۲۰۰۱).
از این مغایرت ها در خصوص مدیریت سود، بیشتر استفاده می شود. در مغایرت منفی، صاحبان سود، مدیریت سود را تقلب می دانند. در حالی که در مغایرت مثبت، مدیریت سود را اقدامی بدون مشکل و طبق صلاحدید مدیریت قلمداد می نمایند (فریدسون و آلوارز، ۲۰۰۲).
بر خلاف اینکه اثر افراد هموارسازی را سوء استفاده از چارچوب الزامات قانونی و حسابداری اقدام به بیشتر کردن ارزش شرکت تحت نظر خود، استفاده می نمایند (کیرشنهاتیر و ملومند، ۲۰۰۲). در مقابل اگر داده های آورده شده در صورت های مالی به زیان صاحبان سود تغییر کند، تقلب مدیریت در جهت مقاصد فردی اش محسوب می گردد.
هانت، مدیر و شلوین (۱۹۹۷) بررسی کرده اند که آیا صلاحدید مدیریت که در مدیریت سود اعمال می شود، بر ارزش شرکت اثری دارد یا خیر. یافته های پژوهش های آنها نشان دادن رقم پایین تر برای سود حاصل از اقلام معوق، باعث افزایش ارزش بازار سرمایه می شود. آشکار است هنگامی که نظرات شخصی مدیریت باعث کاهش سود می شود یا یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
« بازی با ارقام مالی » (نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود)
می تواند تأثیر کاملاً منفی در هنگام کشف شدن باقی گذارد.
با بهره گرفتن از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواند تصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامی که اشتباهاتی کشف می شود، شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد و این باعث کاهش شدید قیمت اوراق بدهی و سرمایه اش خواهد شد (مافورد و کومیسکی، ۸ و ۲۰۰۲).
۲-۲-۳- مدیریت سود چیست؟
مدیریت سود دخالت عمدی در فرایند گزارش گری خارجی به قصد به دست آوردن سود است (شیپر، ۹۲ و ۱۹۸۹). مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارش گری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارش گری مالی دست کاری
می نمایند. این هدف یا به قصد گمراه نمودن برخی از صاحبان سود در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا تأثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آنها منوط به دستیابی به سود شخص می باشد صورت می گیرد (هیلی و وهلن، ۳۶۸: ۱۹۹۹).