عوامل اقتصادی موثر بر اخلاق کار، عوامل اجتماعی موثر بر اخلاق کار، عوامل موثر بر اخلاق کار

 

خود رأیی، خودسری، خودمداری، سلطه گری و خود خواهی تباه کننده فرد و سازمان است. خودکامگی ناشی از نگاه خودخواهانه در مدیریت، کسب امتیاز بدون زحمت و دیگران را حقیر شمردن است. فرد خودکامه به طور کاذب برای خود حق قائل است و برای به دست آوردن حوائج خود را به راه های ناصواب متوسل می شود. خودکامگی نه تنها یک صفت مذموم به شمار می رود، بلکه روش های مبتنی بر خود رأیی و تصمیمات خودسرانه، احساس تعلق به سازمان را به شدت کاهش داده و کارآیی کارکنان و اثربخشی سازمان ها را متزلزل می کند. ضمن اینکه زمینه ابتکار و نوآوری خلاقیت کارکنان را تباه می کند و بدین ترتیب مانع شکوفایی استعداد ها می شود (دلشاد تهرانی، ۱۳۸۵،ص ۴۸).
۲-۱-۵ اخلاق کار
از نظر فلسفی، هر فعلی که در جهان صورت گیرد ، کار است و از نظر اقتصادی هر فعالیتی که به تولید یا عرضه کالا و خدمات منجر شود و منافع مالی را به دنبال داشته باشد، کار محسوب می شود. به لحاظ جنبه ارزش کار، پیامبر اکرم (ص) در حدیثی از نهج الفصاحه می فرماید:خداوند کسی را که کاری را آغاز کرده است و آن را کامل می کند، دوست دارد
اخلاق کار، متعهد شدن توان ذهنی، روانی و جسمانی فرد یا گروه به اندیشه جمعی در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو است. اخلاق کار مهمترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی محسوب می شود. منابع انسانی، پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهند. سرمایه و منابع طبیعی، عوامل تبعی تولیدند، در حالیکه، انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند، از منابع طبیعی بهره برداری می کنند ، سازمان های اجتماعی – اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعه ملی را به جلو می برند(خانی جزنی ،۱۳۸۷، ص ۶۷).
اخلاق کار به حوزه ای از فرهنگ جامعه گفته می شود که عقاید و ارزشهای مربوط به کار را در بر می گیرد و قابل شناسایی است و از قواعد کلی حاکم بر فرهنگ و جامعه تبعیت می کند. اخلاق کار با سایر مفاهیم مرتبط با آن مانند انگیزش کاری، نگرشهای کاری یا رضایت شغلی تفاوت دارد. اخلاق کار یک هنجار فرهنگی است،‌ که برای انجام دادن کار با کیفیت، ارزش اخلاقی مثبت قائل است و مبتنی بر این اعتقاد است، که کار در نوع خود دارای ارزش ذاتی است.
سالهای سال فرهنگ بخش عمده‏ای از جهان باختری به کار به عنوان یک کوشش دلپسند و کمال آفرین تأکید نهاده است. این نگرش در بخشهایی از قاره آسیا مانند ژاپن نیرومند است. نتیجه آن پدید آمدن یک اخلاق کار برای بسیاری از مردمان است. اخلاق کار بدین معنی است که مردم کار را یک دلبستگی کانونی و یک هدف دلخواه زندگی بدانند. آنان کار را دوست دارند و از آن خشنودی بر می‏گیرند. ریشه‏های اخلاق کار در غرب، ‌هم در ارزشهای دینی و هم در ارزشهای دنیایی نهفته است.
به دلیل خواستگاه دینی اخلاق کار را اخلاق پروتستان می‏نامند، هرچند که مردمان از کیشهای گوناگون به آن پایبند باشند، دیدگاه دینی درباره اخلاق کار می‏پندارد که کار یک عمل خدمتگذاری به پروردگار و دیگر مردمان است، زیرا کار جامعه بهتری که به تحقق برنامه پروردگار یاری می‏دهد، پدید می‏آورد. استعداد انسانی از سوی آفریدگار به مردمان داده شده تا آن را به کار بندند، بنابراین کار و کوشش سخت و پرهیز از بیهودگی از تعهدات و وظیفه اخلاقی به شمار می‏آیند. کارکنانی که دارای اخلاق کار هستند، به طور معمول احساس تعهد اخلاقی درباره آن می‏کنند و نه آنکه آن را یک گزینش عقلایی و سوداگرانه به حساب آورند.
۲-۱-۶ عوامل موثر بر اخلاق کار
عواملی که بر اخلاق کار موثرند عبارتند از: عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل روانشناختی.
۲-۱-۶-۱عوامل اجتماعی موثر بر اخلاق کار
الف) تحصیلات و اخلاق کار
بالا رفتن تحصیلات کارگران باعث بالا رفتن انتظارات شده است. آنان هوش را موجب موفقیت خود می دانند. اخلاق کار را در پاداش جستجو می کنند و تحمل کاری که در آن پیشرفتی نباشد (کاویان،۸۴، ص ۴۶).
ب) سن و اخلاق کار
بالا رفتن سن نیروی کار و همچنین افزایش درصد زنان شاغل بر هنجارهای مرتبط با اخلاق کار تأثیر گذاشته است. تأثیر متغیر سن براخلاق کار در اکثر تحقیقات انجام شده قبلی به صورت یک منحنی غیر خطی شبیه v است (کاویان، ۸۴، ص ۴۶).
ج) عرف جامعه ایران و اخلاق کار
در جامعه ایران عده ای اعتقاد دارند که روزی هر کس به قدر قسمت اوست که عامل مهمی در تضعیف اخلاق کار محسوب می شود. از دیگر باورهای غلط که به کاهش اخلاق کار می انجامد اعتقاد به قضا و قدر است (کاویان ،۸۴، ص ۴۶).
۲-۱-۶-۲ عوامل اقتصادی موثر بر اخلاق کار
عدم تناسب کار با دستمزد از مبرم ترین مسائل اقتصادی جامعه است که به شدت انگیزه کار را در کارکنان تحت تأثیر قرار داده است. رابطه میان نظریه های اقتصادی ، فرهنگی و اخلاقی کار به صورت زیر است:
تضعیف اخلاق کار – اعتقاد به ثروت بدون تلاش – درآمدهای نفتی (کاویان بهنام، ۸۴، ص ۴۶)