عوامل تاثیرگذار بر انتخاب استراتژی مدیریت دانش، استراتژی های مدیریت دانش، مدیریت دانش و عملکرد

 

(گرینر و همکاران، ۲۰۰۷)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش به دو دسته اصلی توجه به دانش آشکار و توجه به دانش پنهان تقسیم شده است. که مبنای آن ویژگی ها و مشخصات دانش می باشد و رابطه بین استراتژی های مدیریت دانش و عملکرد سازمان را مورد دقت و توجه قرار می دهد. دانش پنهان دانش فردی است که در مغز و فکر یک فرد جای گرفته است و برای تقسیم، انتقال و مرتبط شدن از یک فرد به فرد دیگر با دشواری و سختی مواجه است. در حالی که دانش آشکار به عنوان دانش کد گذاری شده تعریف شده است که معمولا در اشکال قابل انتشار دریافت و مستند می شود.
(کسکین، ۲۰۰۵)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به ۵ گروه کاشف، بصیرت گرا، یادگیرنده بیرونی، بهره بردار درونی و ایجاد کننده های کلی و عمومی تقسیم بندی کرده اند.
(پی، ۲۰۰۵)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به ۴ دسته استراتژی ایستا، انسان محور، سیستم محور و پویا تقسیم کرده اند:
۱- استراتژی پویا، با تمرکز بر قابلیت کاربرد و استفاده دوباره از دانش با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات و تقسیم و تسهیم دانش با بهره گرفتن از مباحث غیر رسمی بین کارکنان باعث عملکرد بالاتری در سازمان ها می شود.
۲- شرکت هایی که از استراتژی ایستا استفاده می کنند، در هماهنگی جریان های متفاوت دانش و استفاده از دانش های جدید در داخل سازمان به صورت غیرفعال عمل می کنند. آنها از دانش موجود به خوبی بهره برداری نمی کنند. سازمانها با این گونه استراتژی در مدیریت دانش در محیط به سرعت در حال تغییر امروز، رقابتی باقی نمی مانند.
۳- استراتژی سیستم محور تلاشی آشکار برای افزایش کارایی سازمانی به وسیله کدگذاری و استفاده مجدد از دانش از طریق ایجاد سیستم های فناوری اطلاعاتی پیشرفته است. این استراتژی تهدید ترک سرمایه های دانش سازمان را کاهش می دهد.
۴- استراتژی انسان محور با رویکرد شخصی سازی در جاهایی که دانش پنهان از طریق تعاملات فرد به فرد قابل دستیابی است، به کار می رود. تاکید این استراتژی بر کسب و تسهیم دانش پنهان و تجربه های درون فردی است. اعضای سازمان از یکدیگر و محیط سازمانی شان می آموزند و اعتماد و وابستگی بین افراد از اهمیت خاصی برخوردار است. شرکت هایی که این نوع استراتژی را اجرا می کنند، از روش هایی چون گروه ها و انجمن های استراتژیک، مربیگری و داستان گویی برای افزایش اثر مدیریت دانش سود می برند.
(چوی و لی، ۲۰۰۳)
در این طبقه بندی چهار دسته از استراتژی های مدیریت دانش را شامل کد گذاری، شخصی سازی، تمرکز یافته و نامتمرکز مطرح کرده اند. این دو محقق همچنین به این نتیجه رسیدند که انواع متفاوت دانش سازمانی نیاز به هماهنگی شکل های کد گذاری برای افزایش عملکرد واحد های فرعی دارد.
(شولتز و جاب، ۲۰۰۱)
در این طبقه بندی استراتژی های مدیریت دانش را به استراتژی های پیشرو و مهاجم، دانش درونی و انشان محور، دانش بیرونی و استفاده مجدد محور و منفعل تقسیم کرده اند که مبنای تقسیم آنها بر تمرکز مدیریت دانش و منابع دانش سازمان مبتنی بوده است.
(لی و همکاران، ۱۹۹۹)
در این طبقه بندی استراتژی های دانش را به گروه های جستجو گران، بهره برداران، منفعل و نوآوران تقسیم کرده اند.
(اعرابی و موسوی، ۱۳۸۸)
جدول۲-۲:طبقه بندی‎های انواع استراتژی‎های مدیریت دانش
۲-۲-۴- عوامل تاثیرگذار بر انتخاب استراتژی مدیریت دانش
انتخاب استراتژی مدیریت دانش قبل از پیاده سازی و اقدام برای مدیریت دانش، گام حساسی است که مدیران در نقش استراتژیست ها باید برای سازمان خود انجام دهند. از آنجایی که عوامل تاثیرگذار در انتخاب استراتژی مدیریت دانش زیاد بوده و تجزیه تحلیل و تصمیم گیری بستگی به عوامل متعددی دارد، انتخاب این استراتژی در اکثر سازمان ها با مشکل رو به رو است (وو، ۲۰۰۸).