عوامل موثر بر ساختار سرمایه، برنامه ریزی مالی، نرم های مقرراتی

 

اگر منابع خارجی تامین مالی مورد نیاز باشد، شرکت ها ابتدا مطمئن ترین اوراق بهادار را انتشار می دهند. بر این اساس، شرکت ها ابتدا از بدهی، سپس در صورت امکان از اوراق بهادار دو رگه مانند اوراق قرضه قابل تبدیل و سپس به عنوان آخرین چاره از سهام برای تامین مالی استفاده می نمایند. (مایرز، ۱۹۸۴،ص۴۷).
عوامل موثر بر ساختار سرمایه
یکی از مهمترین اهدافی که مدیران مالی باید برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران در نظر گیرند، تعیین بهترین ترکیب منابع شرکت یا همان ساختار سرمایه است. معمای ساختار سرمایه از مهمترین مسائل مدیریت مالی شمرده می شود. و حتی از معمای سود سهام نیز پیچیده تر است زیرا اطلاعات مدیران در تامین ساختار سرمایه اندک است و هنوز معلوم نیست شرکت ها بر چه اساسی اوراق بهادار متضمن بدهی، مالکیت و یا مختلط را منتشر میکنند.(عبدالله زاده، ۱۳۷۳،صص۲ و۳).
در تعیین نوع وجوه مورد نیاز معیارها و عواملی وجود دارند. این عوامل با توجه با توجه به وضعیت موسسه مشخص می نماید که از چه نوع وجوهی استفاده گردد. با توجه به شرایط اقتصادی، وضعیت صنعت و شرکت به هریک از عوامل موثر در تعیین وجوه وزنی داده می شود. این عوامل آزادی مدیریت را برای انتخاب ترکیبی از بدهی و سهام محدود می نماید. بفرض اگر مدیریت بخواهد وام بیشتری بگیرد ولی عرضه کنندگان منابع به این نتیجه برسند که این کار (دادن وام) ریسک زیادی برای آن ها دارد، در نتیجه ممکن است از اعطای وام خودداری کنند. برنامه ریزی مدیریت بر اساس این عوامل محدود می شوند و باید سعی کرد که بین خواسته ای مدیریت در شرایط وضع شده بوسیله عرضه کننده منابع مصالحه ای ایجاد نمود.
مهمترین فاکتورها و ملاحظات طرح ریزی ساختار سرمایه عبارتند از:
تناسب
درآمد (سود)
ریسک یا مخاطره
کنترل یا نظارت
انعطاف پذیری
زمان بندی
نرم های مقرراتی
سایر عوامل
۲-۹-۱- تناسب
این عامل اشاره به این دارد که بایستی بین وجوه تحصیل شده و نوع دارایی ایجاد شده بوسیله آن تناسب وجود داشته باشد. یعنی برای افزایش در دارائی های جاری از طریق بدهی های جاری اقدام نمود و برای افزایش در دارائی های ثابت از سهام و بدهی های بلندمدت استفاده کرد.
۲-۹-۱- درآمد
کمی از اهداف مدیریت در برنامه ریزی مالی این است که درآمد سهامداران عادی افزایش یابد. مدیریت با بهره گرفتن از اهرم ها می تواند در جهت تحقیق هدف مزبور گام بردارد. مقایسه درآمد هر سهم در سطوح مختلف درآمدی زمانی که درصد متفاوتی از بدهی و سهام مورد استفاده قرار می گیرد وسیله ای جهت تعیین نوع وجوه و سنجش میزان تغییر در درآمد هر سهم را فراهم می سازد.
۲-۹-۳- ریسک
سهامداران عادی آخرین گروهی می باشند که حق مشارکت در دارائی ها و سود شرکت (در موقع ورشکستگی) را دارند. موقعی یک شرکت ورشکست می شود آن ها اولین کسانی هستند که احساس خطر می کنند – زیرل ابتدا بایستی سهام طلبکاران و سهام ممتاز پرداخت گردد و سپس آن چه که باقی می ماند بین سهامداران تقسیم گردد – این حقیقت که سهامداران هنگام انحلال شرکت آخرین گروهی هستند که از دارائی های موسسه سهم می برند متضمن مفهوم مشارکت سهامداران در یک شرکت می باشد. مدیریت بایستی در تامین وجوه مورد نیاز به گونه ای عمل کند که بتواند ریسک های شرکت را در سطحی قابل کنترل نگه دارد. سودآوری و در نتیجه ارزش بازار هر شرکتی تا حد زیادی در گروه قدرت و توانایی آن شرکت در باقی ماندن مدیران در میدان رقابت می باشد.
توانایی شرکت در بهره برداری از فرصت های سودآور در گروه شیوه ای است که شرکت به وسیله آن از تخصص ها، مدیریت ها و آگاهی های نیروهای متخصص خود بهره می برد. قبول یا پذیرش ریسک های سنگین می تواند بر روابط گروه های ذینفع در شرکت آثار معکوس داشته باشد و در نتیجه دارائی هایی که حاصل سال ها فعالیت شرکت بوده به مخاطره بیافتد. به دنبال افزایش ریسک کل شرکت جریانات عملیاتی بخاطر کاهش فروش یا افزایش هزینه های عملیاتی کاهش خواهد یافت.