فصل دومادبیات تحقیق، تغییر فرهنگ سازمانی، تغییر فرهنگ سازمان

 

۱ -۹- جمع بندی فصل
در این فصل به کلیات پژوهش پرداخته شد که شامل بیان مساله پژوهش ، ضرورت انجام پژوهش ، اهداف پژوهش ، فرضیات پژوهش، روش شناسی انجام پژوهش و تعاریف واژگان تخصصی پژوهش بوده و هر کدام به تفصیل بررسی شدند تا یک تصویر کلی از پژوهش صورت گرفته، ارائه شود.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
۲-۱- فرهنگ سازمانی و عاملهای پایه ای
عاملهای شناساننده فرهنگ سازمان طیف گسترده ای را در بر می گیرد که در یک سوی آن عاملهای بنیادی مانند ارزشهای پایه ای و فرایند اجتماعی سازمان قرار دارد و در یک سوی دیگر موارد مشخصی مانند آداب ، اسطوره ها و انتظارهای فردی و گروهی. شکل شماره (۲-۱) اجزای برجسته فرهنگ سازمانی را نمایش می دهد که در اینجا گفتگوی ما به چهار عامل ارزشهای پایه ای ، سنتها و تشریفات ، فرایند اجتماعی و اسطوره ها محدود می شود.
ارزشهای پایه ای : ارزشهای پایه ای فرهنگ سازمانی معمولاً بازتابی از ارزشهای جامعه و محیطی است که سازمان در آن فعالیت دارد. این موضوع در مورد جامعه هایی که یکپارچه هستند و از فرهنگ یک شکلی پیروی می کنند درستی بیشتری دارد. در جامعه هایی که به واسطه ترکیب و ساختار ویژه جمعیت ، فرهنگ های گوناگونی وجود دارد ، تجلیگاه این فرهنگها در سازمان به شکلهای متفاوت و در مقیاسهای محدودتری مشاهده می شود. در ارتباط با بازتاب ارزشها پایه ای جامعه در سازمان ، یک پژوهش نسبتاً گشترده ای به وسیله هافستد در ۵۰ کشور دنیا در ۲ دهه پیش انجام گرفت که نشانگر پایه ای از تفاوتهای برجسته میان فرهنگهای این جامعه ها و همینطور تأثیر آن بر فرهنگ سازمان است. در حالیکه اشاره به فشرده یافته های این پژوهش به روشنگری درباری پاره ای از الگوهای فرهنگی و رفتاری سازمانی کشورهای گوناگون یاری می کند ، باید به یکی دو نارسایی برجسته این پژوهش نیز از پیش اشاره ای داشته باشیم. ( رابینز،۱۳۷۴ )
سنت ها و تشریفات
هنجارها
ارزشها
مفروضات اساسی
شکل ۲- ۱: اجزائ تشکیل دهنده فرهنگ سازمانی
یکم : این پژوهش تنها در یکانهای شرکت ای – بی – ام در ۴۰ کشور دنیا انجام شده است. با اینکه بیشتر افراد شرکت کننده در پژوهش افراد بومی آن کشورها بوده اند اما باید بدانیم که فرهنگ یک شرکت بزرگ چند ملیتی مانند ای – بی – ام که شاد بارزترین تجلی یک فرهنگ سازمانی رسمی و بسیار منسجم است در نتایج بدست آمده تأثیر زیادی داشته است.
دوم : هرچند که این پژوهش متوجه بافت فرهنگ جامعه است که کمتر دستخوش تغییرهای زود گذر قرار می گیرد اما باید توجه کنیم که طی دو سه دهه گذشته فرهنگ سازمانی در جامعه های گوناگون به واسطه تحولهای بنیادی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و تکنولوژیک و از همه مهمتر پدیدار شدن الگوهای بسیار متفاوت و نوین رهبری سازمانی ، یک نوع تحول بدون پیشینه ای را تجربه کرده است که ممکن است با برخی از نتایج این پژوهش همساز نباشد. به عبارت دیگرنتایج پژوهش احتمالاً بازگو کننده ماهیت در حال تغییر فرهنگ سازمانی در سطح دنیایی نمی باشد.
پژوهش هافستد به طور کلی ویژگی فرهنگ جامعه های مورد نظر را در رابطه با ۴ ارزش مورد مطالعه ، گروه بندی می کند که عبارتند از :
فاصله میان افراد در جامعه بر پایه قدرت و اختیار
میزان اجتناب از مخاطره ( ریسک ناپذیری و محافظه کاری )
گرایش فردی در برابر گرایشهای گروهی
گرایش مرد سالاری در برابر زن سالاری( رابینز،۱۳۷۴).