فعالیت های اجتماعی، بیماران اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی


 

2-١٣- علایم مثبت و منفی در اسکیزوفرنی
صاحب نظران معتقدند که رفتار اسکیزوفرنی می تواند به واسطه گستره ای از عوامل ایجاد شوند. تلاش های زیادی به عمل آمده است تا بیمار ان دارای نشانه های مختلف را با هم گروه بندی کنند. نتایج پژوهش ها این نشانه ها را به چند بعد تقسیم کرده اند:
– بعد واکنشی (کارکردی)- فرایندی (زیست زاد).
– بعد مثبت(تیپ I) – بعد منفی(تیپ II)
– بعد پارانوئید- غیرپارانوئید(آزاد،1379).
بعد واکنشی- فرایندی یا پیش مرضی خوب- بد: مواردی که در آنها ظهور اسکیزوفرنی تدریجی است، اسکیزوفرنی فرایندی نامیده شده است. مواردی که ظهور ناگهانی است و آشکارا با وقایع ضربه آمیز روانی ظاهر می شود، اسکیزوفرنی واکنشی نام گرفته است.
امروزه بعد فرایندی – واکنشی را به صورت پیوستار می نگرند. نه دو مقولگی. و ترجیح می دهند از کلمات فرایندی و واکنشی دوری کنند و در عوض بیماران را بر اساس سازگاری پیش مرضی خوب و پیش مرضی بد طبقه بندی کنند. افرادی که قبل از بیماری سازگاری خوبی داشته اند (تحصیلات بالا، روابط صمیمی و…)، پیش آگهی مساعدی برای بهبود دارند و بر عکس. معادل تقریبی این اصطلاحات حاد (کوتاه مدت) و مزمن(نقایص شدیدتر و طولانی تر) است.
بعد علائم مثبت- منفی: بعد پیش فرضی خوب- بد، با بعد دیگر، یعنی علائم مثبت (بیش کارکردی های رفتار) در مقابل منفی است. علائم مثبت(جدول2-3) بیش کارکردی های رفتاری است که شامل توهمات، هذیان ها، رفتار عجیب و غریب و تفکر مختل شده و به صورت تحریف یا اغراق در تفکر استنتاجی، ادراک، زبان و ارتباط، بازبینی رفتاری جلوه گر می شود. این نشانه ها احتمالاً دو بعد متمایز را در بر می گیرند که ممکن است به نوبه ی خود با مکانیسم های عصبی زیر بنایی و همبستگی های بالینی متفاوتی ارتباط داشته باشند: ” بعد روان گسستگی “، که شامل هذیانها و توهمات است و ” بعد آشفتگی ” که گفتار و رفتار آشفته را در بر می گیرد. علائم منفی جدول(2-4) ، ظاهراً بازتابی از کاهش یا زوال کنش های بهنجار است، و به صورت محدودیت در گستره شدت و بیان هیجانی( بی تفاوتی عاطفی )، محدودیت در سیالی و بارآوری تفکر و گفتار(فقدان تکلم )، محدود شدن اقدام به رفتار هدفمند( بی ارادگی ) جلوه گر می شوند(کاسکا و همکاران، 1991، سادوک و سادوک،2005 ). علایم منفی می توانند ناشی از ماهیت مزمن بیماری، افسردگی، انزوای اجتماعی و یا درمان دارویی باشند. به هر روی، این علایم انگیزه و انرژی لازم برای همکاری در فعالیت های اجتماعی و لذت بردن از تعامل با دیگران را از بیمار می گیرند (بلاک ، موزر ، گینگریچ و آگرستا ، 2004) و در مقایسه با علایم مثبت پیش بینی کننده بهتری برای کیفیت زندگی فرد می باشند (سادوک و سادوک، 2007). هم چنین علایم منفی با کارکرد اجتماعی ضعیف بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا مرتبط هستند (دایک ، شورک و هندریکس ،2000 )؛ امری که نمایانگر ویژگی های بارز، اسکیزوفرنیا از جمله نارسایی و ناتوانی جدی در کارکردهای اجتماعی به همراه کیفیت پایین زندگی است (لیبرمن و موری ،2001، گمبل و برنان ، 2000 ). با ا ین وجود به نظر می رسد که نشانه های مثبت و منفی به هم مربوط نیستند و بیانگر فرایندهای متفاوتی می باشند که ممکن است به طور هم زمان رخ دهند.
بعد پارانوئید-غیر پارانوئید: در این بعد طبقه بندی وجود پارانوئید (وجود هذیان های آسیب و گزند و یا خود بزرگ بینی) یا فقدان پارانوئید است .اگرچه در برخی تحقیقات مشخص شده است، که بعد پارانوئید – غیرپارانوئید، مستقل از بعد فرایندی –واکنشی است، تحقیقات دیگر گویای شواهدی در مورد رابطه ی بین این دو بعد است. اسکیزوفرنیای پارانوئیدی پیش آگهی بهتری دارد(آزاد،1379).
2-١۴- همه گیرشناسی، شیوع و بروز در اسکیزوفرنی
شیوع اسکیزوفرنی در جمعیت عمومی حدود 1 درصد است و در بین مرد و زن برابر است. 50 درصد بیماران روانی در بیمارستانها را این قبیل بیماران تشکیل می دهند. شیوع این بیماری در مردها زودتر از زن ها است. اوج شروع بیماری در مردها 15 تا 25 سالگی و در زن ها 25 تا 35 سالگی است. شروع اسکیزورنی قبل از 10 سالگی و پس از 60 سالگی نادر است. اگر بعد از 45 سالگی شروع شود، به آن دیر آغاز گفته می شود. فرجام بیماران اسکیزو فرنیک زن بهتر از مرد است. در مردان، سازگاری قبل از ظهور اختلال ضعیف تر است و آسیب های شناختی بیشتری وجود دارد، که افراد اسکیزوفرنیک در زمستان یا اوایل بهار متولد شده باشند این بیماران نسبت به افراد عادی نمرات هوشی پایین تری دارند و هوش عملی آنها، بالاتر از هوش کلامی است (احتمال آسیب نیمکره ی چپ). در این بیماران، علاوه بر اختلال حرکتی تعقیبی چشم، میزان پلک زدن نیز بالا است(کاپلان،1378).
خودکشی علت شایعی برای مرگ بین بیماران اسکیزوفرنیک است.توأم شدن سوء مصرف مواد و اسکیزوفرنی نیز شایع است. شیوع اختلال در بین طبقات اقتصادی – اجتماعی پایین جامعه بیشتر است. برخی پژوهشگران بین اسکیزوفرنی و خلاقیت رابطه یافته اند (کارلسون ،1972). کارلسون می گوید ناقلان ژنتیک اسکیزوفرنی، اغلب استعداد والاتری برای تفکر تداعی گرا دارند. او می گوید تعداد زیادی از خلاق ترین افراد در فلسفه، فیزیک، ریاضی، موسیقی و… اغلب به اختلال های روانی مبتلا بوده اند. اصطلاح کارلسون برای افرادی که هم خویشاوندان اسکیزوفرنیک بوده و هم به نحو محسوسی در علم و سیاست و هنر برجسته هستند، سوپرفرنیک است(سلیگمن،1379).