فعالیت های اجتماعی

 

وی خاطر نشان می سازد که جامعه پذیری هیچ گاه کامل و تمام نیست. او بین دو نوع خود یا من تمایز قائل است:
من فاعلی؛ (خود) خود به خودی و خود خواسته ناشی از قوه محرکه آنی و اجتماعی نشده.
من مفعولی؛ و آن عبارتست از خود اجتماعی شده که از انتظارات، ارزشها و هنجارهای اجتماعی آگاه است.
او تاکید کرد که من فاعلی هرگز به طور کامل تحت کنترل من مفعولی قرار ندارد، بدین ترتیب که اگر چه معمولاً من مفعولی یا خود اجتماعی غلبه دارد، لیکن همه ما استعداد و توانایی نقض قواعد اجتماعی و تخلف از انتظارات دیگران را دارا می باشیم. در واقع به اعتقاد مید« من» آغاز پیدایی شخصیت و حاکی از آگاهی کودک نسبت به وجود انسانی خود در میان سایر انسانها است. (همان:۷۸)
مید معتقد است، هر فرد دارای یک شخصیت اجتماعی است. خویش اجتماعی از نظر مید عبارت است از: «خویش یا «خود» پدیده ای که قابل رشد و تکامل است و چیزی نیست که از بدو تولد وجود داشته باشد، بلکه به تدریج و بر اساس فراگرد فعالیت های اجتماعی و تجربیاتی که از این بابت به دست می آید شکل می پذیرد. به عبارت دیگر ،خویش حاصل روابط فرد با کلیه فراگرد های اشخاص و چیز هایی است که در طول زمان در مسیر جریان آن قرار می گیرد و رشد می کند.» (Mead,1934:135)
به پیروی از او می توان گفت که هر فرد نیز دارای یک « شخصیت سیاسی» است. یک شخصیت یا خویش سیاسی مجموعه ای از تمام گرایش های پیچیده و درهم تنیده ای است که جهان سیاسی او را تشکیل می دهد و دیدگاه هایی را نیز که شخص درباره نقش خود در حوزه سیاست دارد، در بر می گیرد. از این طریق این گونه برقراری روابط به هم پیوسته و درهم آمیخته اجتماعی است که خویش سیاسی شکل می گیرد و رشد می یابد. از مهمترین محتوای خویش سیاسی را می توان به آگاهی ها و دارا بودن دانش ها و اطلاعات درباره ساختارهای سیاسی و مقررات آن ها، آگاهی از حقوق و مسئولیت های خویشتن در رابطه با جامعه و نهادهای مختلف آن و خلاصه تصویری از موقعیت خویش در جهان سیاست. (اختر شهر،۷۸:۱۳۸۶)
حال سؤالی که مطرح می شود این است که آیا خویش سیاسی ساخته می شود یا به وجود می آید همراه با تولد انسان؟ در جواب باید گفت که خویش سیاسی چیزی است که ساخته می شود و چیزی نیست که همزمان با تولد شخص در وجود او نهفته باشد، اگر چه بسیاری از گرایش ها و تمایلات غیرسیاسی کودک بر دیدگاه های او نسبت به عوامل سیاسی اثر می گذارد و جامعه پذیری سیاسی نیز فرم دادن تدریجی به خویش سیاسی است؛زیرا یادگیری سیاسی تدریجی و گام به گام بوده و نیاز به زمان دارد.(همان:۷۹)
خویش سیاسی دارای عناصر مهمی همچون :
فداکاری وفاداریهای سیاسی
اطلاعات و دانش ها و احساساتی قرار دارند که نسبت به نهادها و تشکیلات سیاسی ابرازمی شود.
و بالاخره ممکن است؛ شهروندان دارای دیدگاه های سیاسی زودگذری باشند که بخش دیگر از خویش سیاسی آنها را تشکیل می دهد. از این رو نسبت به بعضی تصمیمات سیاسی، برنامه ها ، شخصیت ها و وقایع سیاسی واکنش نشان می دهد. (همان ،۷۹)
۲-۱۱-۲- رویکرد سیاسی
گرینشتاین (Greenstein.1968) خطوط اصلی اندیشه های مطرح در بررسی ها ی سیاسی قرن حاضر در مورد جامعه پذیری را به شیوایی خلاصه کرده است: نخستین خط فکری به اواخر ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰ باز می گردد که طی آن دانشمندان علوم سیاسی به جنبه های رسمی آموزش مدنی توجه داشتند. (برای نمونه (Merriam,1931: خط فکری دوم، حول بررسی های ناظر بر شخصیت، سیاست و منش ملی دور می زد. (مثل Inkeles and levison,1945) که طی جنگ جهانی دوم و یک دهه پس از آن صورت گرفت. سمت گیری سوم اواخر دهه ۱۹۵۰با انجام بررسی های رفتاری در مورد جامعه پذیری کودکان و نوجوانان پا گرفت. برای نمونه کتاب هربرت هایمن (Hyman.1959) توجه قابل ملاحظه ای را به جامعه پذیری سیاسی برانگیخت. (چیلکوت ،۳۵۶:۱۳۷۷ )
دانشمندان علوم سیاسی طرح های متفاوتی را پیشنهاد کرده اند که تلاش می کنند، اساس تئوریکی برای سازمان دادن و تعیین حدود تحقیقات جامعه پذیری فراهم نمایند. اولین مدل محدود و در عین حال دارای قالب بندی جامع، از سوی دیوید ایستون (D.Easton ) ارائه گردید. (همان :۲۶۲)
۲-۱۱-۲-۱- تئوری سیستم ها (دیوید ایستون )۱:
تئوری سیستم ها در علوم سیاسی توسط دیوید ایستون به طور دقیق و استادانه مورد مطالعه قرار گرفته است. آقای ایستون و جک دنیس۲ با هم تئوری سیستم ها را در مطالعه جامعه پذیری سیاسی به کار برده اند. تئوری سیستم ها بطور اعم و کاربرد آنها بطور اخص، اساس یک موضوع پیچیده و وسیع قرار می گیرد. (داوسون و همکاران ،۲۴:۱۳۸۲)
ایستون معتقد است که عامل حیات سیستم های سیاسی نا معلوم است. در اینجا هیچ قانون طبیعی یا ماوراء طبیعی نیست که طبق آن مردم نیازمند به تشکیل سازمان های سیاسی در جهت خاصی باشند و از طرفی به این سازمانها وفادار باقی بمانند. (همان:۲۴)