قانون آیین دادرسی مدنی، آیین دادرسی مدنی، دادرسی اختصاری

 

گفتار اول: تعریف و تاریخچه دعوی واهی
در گفتار مزبور به دو بند تقسیم، بند اول به تعریف لغوی و بند دوم به تاریخچه دعوی واهی می‌پردازیم.
بند اول: تعریف لغوی
کلمه واهی در لغت به معنای «سست، ضعیف، بی‌بنیان» آمده است. در خصوص، معنای اصطلاحی نویسندگان آیین دادرسی مدنی تعریف خاصی از آن ارائه ننموده اند.
بند دوم: تاریخچه دعوی واهی
«تأمین دعوی واهی در قانون آیین دادرسی مدنی 1318 پیش بینی نشده بود و در سال 1339 بر اثر کثرت دعاوی بی‌اساس که عموماً از روی سوء نیت و سوء استفاده از دستگاه قضایی اقامه می‌شد و وقت دادرسان را تلف می‌کرد، پیش‌بینی شد». در این حالت در مواردی خوانده حق داشت، از دادگاه صالح به رسیدگی، درخواست نماید قبل از اینکه دعوای اصلی را رسیدگی نماید، خواهان را به تودیع تأمین بابت خسارت هزینه دادرسی و حق الوکاله‌ای که احتمال محکوم شدن وی در آینده می‌رود، ملزم نماید. این تأمین در عمل «تأمین دعوای واهی» خوانده شد.
گفتار دوم: فلسفه، موارد و آیین دریافت تأمین
گفتار حاضر به سه بند تقسیم شده است بند اول به فلسفه تأمین، بند دوم به موارد دریافت تأمین و در بند سوم به آیین سپردن تأمین بصورت تفصیلی خواهیم پرداخت.
بند اول: فلسفه تأمین
مقنّن در ماده 109 ق.آ.د.م مقرر می‌دارد: «در کلیه دعاوی مدنی… خوانده می‌تواند برای تأدیه خسارات ناشی از هزینه دادرسی و حق الوکاله که ممکن است خواهان محکوم شود از دادگاه تقاضای تأمین نماید و دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوا و سایر جهات موجه بداند، قرار تأمین صادر می‌نماید و تا وقتی که خواهان تأمین ندهد، دادرسی متوقف خواهد ماند و در صورتی که مدت مقرر در قرار دادگاه برای دادن تأمین منقضی شود و خواهان تأمین ندهد به درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر می‌شود». مطابق این ماده خوانده می‌تواند برای جلوگیری از خسارت دعوای واهی از خواهان تأمین مناسب اخذ نماید و دادگاه در صورت موجه بودن دلایل خوانده، قرار تأمین را صادر خواهد نمود. شاید برخی اوقات، هدف خواهان از طرح دادخواست احقاق حق و یا اثبات آن نباشد، بلکه شاید قصد اذیّت و آزار خوانده و غرض ورزی و مختل کردن روند دادرسی دادگاه داشته باشد. بنابراین، در تبصره ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی در جهت جلوگیری از دعاوی بیهوده و بی‌اساس که منجر به افزایش مراجعات مردم به محاکم گردید، این راه حل را اندیشیده است که در صورتی که خواهان برای فرار از انجام تعهد خود و یا تأخیر در انجام آن و اذیّت خوانده بوده باشد، در صورتی که این موارد برای دادگاه محرز گردد خواهان را به سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت محکوم کند. بنابراین می‌توان گفت فلسفه اخذ تأمین در دعاوی واهی جلوگیری از طرح دعاوی بیهوده و تضمینی برای جبران خسارت وارده به شخص خوانده می‌باشد.
بند دوم: موارد دریافت تأمین
ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد: «در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواست مربوط به امور حسبی … خوانده می‌تواند…»
1- تقاضای خوانده (خوانده باید درخواست تأمین دعوی واهی کند): دادگاه رأساً تکلیفی در این مورد ندارد تا زمانی که تقاضای خوانده برای تأمین در دادرسی عادی با اولین لایحه و در دادرسی اختصاری در اولین جلسه مطرح گردد. زیرا این تأمین از اتباع بیگانه و از ایرادات محسوب است چنان که ماده 225 مکرر قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید: «در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواستهای مربوط به امور حسبی … مدعی علیه می‌تواند برای تأدیه خساراتی که از بابت هزینه دادرسی و حق الوکاله ممکن است مدعی محکوم شود از دادگاه تقاضای تأمین نماید…»
2- واهی بودن دعوی خواهان: وقتی تقاضای تأمین مؤثر می‌باشد که دعوی مطروحه بی‌اساس باشد تشخیص واهی بودن با دادگاه مرجع رسیدگی است که باید جهات بسیاری را در نظر بگیرد و قبل از تصمیم در اساس دعوی نسبت به آن توجه کند. که از روی اوضاع و احوال دعاوی یا اشخاصی که با طرح دعاوی بی‌اساس می‌خواهند مقاصد نامشروع خود را اعمال کنند، آن را احراز کرده تأمین و میزان آن را معین می‌نماید چنان که ماده 225 مکرر می‌گوید: «… دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوی و سایر جهات موجه بداند قرار تأمین صادر می‌نماید…»
3- از مواردی که قانون امور حسبی مراجعه به دادگاه را لازم دانسته، نباشد: منظور این است که اقامه دعوی اصولاً از سوی خواهان صورت می‌گیرد اما قانون در مواردی به طور استثنائی به خوانده اجازه داده است که خواهان یا خواهانهای فرضی و احتمالی خود را در مهلت معینی از دادگاه به اقامه دعوی دعوت کند چنانچه خواهان در مهلت مذکور در دادگاه حاضر نشود و دفاعی نکند، حقوق او ساقط خواهد شد. این موارد را موارد تحریک نیز می‌گویند. مواردی که تکلیف قانونی برای دادخواهی بجای اختیار وجود دارد دیگر گرفتن تأمین بی‌معنی است.
بند سوم: آیین سپردن تأمین
در این نوع تأمین نیز مانند موارد قبل گرفتن تأمین از خواهان مستلزم درخواست خوانده است، بنابراین دادگاه نمی‌تواند رأساً عمل کند. اگر چه زمان درخواست تأمین در قانون پیش‌بینی نشده، اما نمی‌توان درخواست تأمینی که در اثنای دادرسی، پس از دفاع‌های دیگر خوانده، مطرح شده را پذیرفت قرار رد دادخواست، که در ماده قانون آیین دادرسی مدنی آمده، این امر را تأیید می‌نماید. در این نوع تأمین باید گفت لزومی به تودیع هزین
ه دادرسی از سوی وی نمی‌باشد و هیچ مبلغی بابت خسارت احتمال از خوانده دریافت نمی‌شود. بنابراین دادگاه با بررسی چنانچه تقاضای خوانده را بپذیرد، قرار تأمین را صادر می‌نماید.
گفتار سوم: نوع، میزان و مهلت پرداخت تأمین
مقنّن در قسمتی از ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد: «… دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوا و سایر جهات موجه بداند، قرار تأمین صادر می‌نماید…» ملاحظه می‌گردد مقنّن در خصوص نوع و مهلت تأمین سکوت اختیار کرده و تنها در خصوص خسارت ناشی از هزینه دادرسی و حق الوکاله که خواهان محکوم می‌گردد، اظهار نظر نموده و یا به عبارتی دیگر، میزان تأمین را به میزان هزینه دادرسی و حق الوکاله منوط کرده است در این گفتار در بند نخست بررسی نوع تأمین، در بند دوم، میزان و در بند سوم به مهلت تودیع تأمین مزبور پرداخته می‌شود.
بند اول: نوع تأمین
نوع تأمین را قانونگذار تعیین ننموده و فقط اصطلاح «تأمین» را به کار برده است. بنابراین «از یک سو در تعیین نوع تأمین نمی‌توان ملاک بند «د» ماده 108 قانون آیین دادرسی مدنی را دست آویز قرار داد، زیرا تأسیس «تأمین دعوای واهی» کاملاً مستقل از «تأمین خواسته» است. بنابراین تأمینی که در دعوای واهی از خواهان گرفته می‌شود می‌تواند وجه نقد نباشد. از سوی دیگر خواهان معسر، دولت، نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان یا … از دادن تأمین مزبور معاف نمی‌باشند».
بند دوم: میزان تأمین

                                                    .
این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.