قرآن کریم، توانایی، ساختار

 

استطاعت عبارت است از طاقت و توانایی گفته می شود استطاع و گاهی «تاء» حذف می شود و اسطاع یسطیع و یا تسطیع خوانده می شود.
راغب اصفهانی گفته است: استطاعت اسمی است برای معانی که انسان قدرت بر انجام آن قعلی که ایجادش را اراده کرده است. پیدا می کند و آن معانی چهار چیز است و آن چهار چیز عبارتند از:
۱ – ساختار مخصوصه ای که برای فاعل است.
۲ – فاعل تصور کند فعل را.
۳ – ماده ای باشد که تأثیرش را قبول کند.
۴ – ابزاری باشد.
اگر فعل ابزاری مانند کتابت، کاتب در ایجادش محتاج به این چهار چیز است به همین علت هر زمانی که یکی از این چهار اشیاء یا بیشتر مفقود باشد غیر مستطیع گفته می شود و در مقابل استطاعت عجز است و عجز مفقود شدن یکی از این چهار چیز یا بیشتر است و هر زمانی که این چهار اشیاء دارا باشد مطلقا مستطیع است و هر زمانی که همه این اشیاء مفقود باشد مطلقا عاجز است و هر زمانی که بعضی اشیاء باشد و بعض دیگر مفقود باشد از یک مستطیع است و از جهت دیگر عاجز است منتهی توصیف به عجز در این گونه موارد اولی است.
و نیز استطاعت أخص از قدرت است و قوله تعالی «و لله علی الناس حج البیت من استطاع….»
بتحقیق انسان برای مستطیع شدن به حج محتاج به این چهار أشیاء دارد و قوله ( «الاستطاعه الزاد و الراحله» و این قول پیامبر بیان احتیاج به آله است اینکه پیامبر فقط آله را ذکر و بقیه را ترک کرد بخاطر این است که احتیاج به آنها عقلا و شرعا معلوم است و بدون آنها اصلا تکلیف صحیح نیست کلمه استطاعت در بسیاری از موارد قرآن کریم آمده است کلمه عدم استطاعت در بعضی موارد برای تعبیر به مشقت و عدم تحمل بکار برده است ولو اینکه استطاعت در اینگونه موارد با مشقت داشته باشد همانگونه که خداوند در حکایت قصه حضرت خضر و موسی( فرموده است: قال الله تعالی« هل أتبعک علی ان تحملنی رشدا قال انک هل تستطیع معی صبرا» شما تحمل نمی تواند بکند و طبیعت شما از این کارها تنفر می کند.
از اینجا نفی صبر را بوسیله نفی استطاعت کرده است وگرنه موسی( قادر است و مستطیع است. و جواب موسی که گفت: «ستجدنی انشاءالله صابرا» ملاحظه کنید ایشان نیز در جواب انشاءالله مستطیعا نه گفت بلکه انشاءالله صابرا گفت لذا استطاعت از قدرت هم أخص است.
آلوسی در تفسیر روح المعانی استطاعت را این طور بیان کرده است: « والاستطاعه فی الاصل استدعاء طواعبه الفحل و تأتیه ، و المراد بالاستدعاء الاراده و هی تقتضی القدره ، فأطلقت علی القدره مطلقا أو بسهوله» ایشان می گوید استطاعت أخص از قدرت است و این معنای استطاعت در باب حج مراد است.
خلیل فراهیدى در العین مى‏نویسد: «تطوّع؛ تکلف استطاعته، والعرب تحذف‏التاء فى استطاع فیقول: اسطاع، یَسطیع، بفتح الیاء. ومنهم من یضم الیاء فیقول یُسطیعُ.»
فراهیدى‏استطاعت را معنانکرده، امّاتطوع را به‏معناى استطاعتِ با زحمت گرفته است.
۲ ـ ابن اثیر گوید: «الاستطاعه؛ القدره على الشى‏ء. وقیل هى استفعال من الطاعه.»
استطاعت عبارت است از توانایى بر انجام چیزى و گفته شده استطاعت از باب استفعال از ماده طاعت است. سعید خورى در اقرب الموارد مى‏نویسد:
«استطاعه استطاعهً اطاقه ویقال اسطاع یسطیع ویحذفون التاء استثقالاً لها مع الطا.»
استطاعت به معناى طاقت و توانایى است.
۶ ـ در الوسیط نگاشته است: «استطاع الشى‏ء أطاقه وقدر علیه وأمکنه.»