قوانین بین المللی، سازمانهای دولتی، سازمانهای خصوصی


 

2-2-1- انواع سازمان
2-2-1-1- سازمان رسمی
سازمان رسمی نظامی است که بر مبنای هدف خاصی تشکیل و در آن حدود وظایف و اختیارات، کانال‌های ارتباطی و سلسله مراتب سازمانی از قبل تعیین و مشخص شده است و افراد موظف هستند تا خود را با شبکه روابط رسمی سازمان منطبق ساخته و از آن پیروی نمایند.
سازمان رسمی آن است که به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می‌شود؛ تعداد مشاغل، حدود وظایف و اختیارات، و نحوه انجام فعالیت‌ها در آن مشخص می‌گردد. البته گاهی گفته می‌شود که سازمان‌های رسمی حالتی «تخیلی» دارند؛ زیرا سازمان‌ها به آن گونه که در سازمان رسمی پیش بینی شده است، عمل نمی‌کنند و این سازمان غیر رسمی است که حالت واقعی عملکرد سازمان‌ها را نشان می‌دهد (رضائیان، 1389).
2-2-1-2- سازمان غیر رسمی
سازمان غیر رسمی از اجتماع یک عده از افراد تشکیل می‌شود که تحت رهبری سلسه مراتب اداری به منظور تحقق هدف معینی با یکدیگر همکاری می‌کنند. معذالک تجربیات روزانه در مؤسسات این نکته را به خوبی ثابت می‌کند که سازمان‌ها به نحوی که در نوشته‌های رسمی تحریر و تصریح شده است عمل نمی‌کنند؛ زیرا به مجرد گرد هم‌آیی عده‌ای در سازمان رسمی ، گام‌های متعددی جدا از روابط تعیین شده سازمان بین آن‌ها برقرار می‌شود. این روابط می‌تواند بر اثر علائق مشترک، نیازهای مشترک، تنفر از یک پدیده، محیط زیست مشترک و غیره به وجود آید. این گونه روابط غیر رسمی بدون هیچ گونه نقشه یا هدف قبلی ایجاد گشته و صرفاً ناشی از غریزه اجتماعی و تمایلات طبیعی انسان است. لازمه به وجود آمدن این گونه سازمان‌های غیر رسمی وجود یک سازمان رسمی بوده که در درون آن صرف نظر از منطق یا مقاصد مدیریت تشکیل می‌گردد. این گونه سازمان‌ها اگر چه دارای هدف از پیش تعیین شده نمی‌باشند، ولی به طور ناخودآگاه در شرایط ویژه هدفدار شده و حدود روابط نیز در بین افراد آن از قانون بندی‌های خاصی تبعییت می‌کنند. این نوع سازمان‌ها در درون سازمان‌های رسمی دارای قدرت می‌باشند، اگر چه در شبکه سازمان‌های رسمی منظور نشده‌اند. به عنوان مثال چنین فرض می‌شود که قدرت تصمیم‌گیری به وسیله اختیارات قانونی شغل در سلسله مراتب اداری تعیین می‌شود، حال آنکه همیشه در عمل کانون‌های اخذ تصمیم تابع سلسله مراتب اداری نبوده و عوامل نظیر نفوذ شخصی افراد و آگاهی‌های تخصصی توان قدرت تصمیم‌گیری اجرای نظریات خود را می‌دهد (علاقه‌بند، 1384).
2-3- تعریف سازمانهای مردم نهاد
چیستی سازمان مردم نهاد را از طریق تحلیل عناصر درون ساخت مؤلفههای آن میتوان به دست آورد. سازمان مردم نهاد از مؤلفههای زیر حاصل آمده است:
2-3-1- گروه اجتماعی
مهمترین مقوم سازمانهای مردم نهاد هویت اجتماعی آنها است. چنین سازمانهایی لزوماً ساختار یک گروه
اجتماعی را دارا هستند. اگرچه در آغاز ممکن است سمن به وسیله یک فرد ابداع گردد اما حتی تأسیس آن ماهیت جمعی دارد. مراد از اینکه سازمانهای مردم نهاد، بخش مهمی از جامعه مدنیاند با توجه به همین هویت جمعی آنها است. از آنجا که توجه به این امر نقش اساسی در فهم مسئولیتهای اخلاقی و ارزشها و ملاکهای اخلاقی دارد و گرایش و عملکرد اخلاقی گروه اجتماعی بسی پیچیده تر از عملکرد اخلاقی فرد است.
مراد از گروه اجتماعی مجموعههایی از افراد است که به شیوههای منظم با یکدیگر کنش متقابل دارند. گروهها ممکن است از مؤسسات بسیار کوچک تا سازمانهای بزرگ یا جوامع را در بر گیرند. صرفنظر از اندازه گروه، یک ویژگی تعیین کننده آن آگاهی اعضاء گروه از هویت مشترک است بیشتر زندگی ما در روابط گروهی می گذرد بطوری که در جوامع امروزین اکثر مردم به انواع گروه های مختلف تعلق دارند (گیدنز، 1383). از آنجا که داشتن روابط و تأثیر و تأثرات متقابل و آگاهی از یک هویت جمعی از مؤلفههای اصلی گروه های اجتماعی است لذا این گروهها فراتر از هر نوع تجمع یا گروه بندیهای اجتماعی و جمعی متداول از جمله گروهبندی های آماری هستند (اسکات و مارشال ، 2005). اما جامعه مدنی از جمله مفاهیمی است که اخیراً بسیار مورد توجه و بحث قرار گرفته است و اختلاف نظرهای متعددی در باب آن وجود دارد اما تمام این دیدگاهها اتفاق دارند بر اینکه این بخش از جامعه به حوزه فعالیت های عمومی تعلق دارد نه خصوصی یا شخصی و در چهارچوب قوانین موجود عمل میکند. مقصود از آن بیشتر مشارکتهای داوطلبانه در امور عمومی از جمله ارتباطات جمعی، اصناف حرفهای و اتحادیه ها میباشد (سعیدی، 1381). جامعه مدنی بخش میانی جامعه و رابط بخش خصوصی و دولت می باشد و نحوه فهم و تفسیر و آشنایی با ظرفیتهای مثبت و منفی آن، تأثیر بسزایی در عملکردهای جمعی داوطلبانه از جمله سمن دارد.
2-3-2- سازمان
تلاش جمعی هدفمند با تقسیم کار و مسئولیت مهمترین مؤلفه سازمان مردم نهاد است. بنابراین قوام سمن بر بیش از شخصیت حقیقی حاصل میآید. مراد از سازمان، مفهوم رایج در دانش مدیریت است. امری دارای شخصیت حقوقی با آرمان، اهداف، اساسنامه، ساختار، شرح وظایف و منابع انسانی. بنابراین فعالیت سمن عمدتاً در قالب سازمان انجام میشود. مفهوم سازمان در تعریف سمن به منزله جنس یا مقوم فراگیر است و با قیدهای دیگر به تمایز آن از سایر سازمانها (سازمانهای دولتی و خصوصی) بیان میشود. سمن، سازمانی با شخصیت حقوقی مستقل است که بنابر شرایط و مقتضیات و نیازهای خود دارای قانونمندی و اساسنامه مدون است و نیز در چارچوب قوانین موضوعه کشور و مفاد آییننامههای اجرایی آن فع
الیت مینماید (مقنیزاده، 1380). با این حال سمن بر خلاف دولتها مشمول قوانین بین المللی نیستند، البته به استثنای جمعیت صلیب سرخ که مشمول کنوانسیون ژنو میباشد. شورای اروپا در استراسبورگ پیش نویس کنوانسیون اروپا در مورد به رسمیت دانستن شخصیت حقوقی سازمان غیردولتی بین المللی را در سال 1968 تهیه نمود که پایه حقوقی برای حضور و فعالیت سمنها در اروپا محسوب میشد.
2-3-3- هویت غیر دولتی
مشخصه اصلی سازمانها در غیر دولتی بودن است. مفهوم غیر دولتی بودن میتواند معانی متعددی داشته باشد، ولی بطور عام به این معنی است که این سازمانها بخشی از دولت یا زیرمجموعهای از ساختار و سازمانهای دولتی محسوب نمیشوند و می بایست از هر گونه دخالت و کنترل مستقیم دولت دور باشند. اگرچه سمن میتواند با دولت خود در سطح ملی و دولتهای دیگر در سطح بین المللی مراودت فعال و تعامل دوسویه ایجاد کند و حتی در مواردی از دولت کمکهای مالی دریافت کنند. حمایت دولت از سمن وظیفه اخلاقی دولت است. با اینحال نحوه ارتباط این گونه سازمانها با دولت از رابطه سازمانهای دولتی با آن متفاوت است (سعیدی، 1381).
2-3-4- حیثیت تعاون
مهمترین حیثیت سمن به اصل همکاری، یادگیری و مشارکت در آن مربوط است. رابطه حاکم بر مناسبات درونی سازمان مردم نهاد، یاری یکدیگر در تحقق آرمان واحد است. مشارکت مهمترین قوام سمن است که اساساً پیدایش و ماندگاری آن را رقم میزند. مشارکت در سمن از گونه مشارکت مدنی است.
2-3-5- جهتگیری غیر انتفاعی
مفهوم غیر دولتی بودن ممکن است این توهم را پیش آورد که چنین سازمانهایی هویتاً به بخش خصوصی تعلق دارند. چهارمین مقوم سازمانهای مردم نهاد تمایز آنها از بخش خصوصی است. سازمانهای خصوصی غالباً به کسب و کار متعلقاند و برخی از آنها فراتر از کسب و کار معطوف به سودآوری، به حرفه در مفهوم دقیق کلمه میپردازند: مانند سازمانهای بهداشتی و درمانی در بخش خصوصی. اما سازمانهای مردم نهاد غالباً اهداف کسب و کارانه و یا حتی حرفه ای را دنبال نمیکنند. به همین دلیل تعبیر سازمان مردم نهاد دقیقتر از سازمان غیر دولتی است (محمدی، 1383).
2-4- پیشینه و بستر پیدایش سازمان مرد منهاد
توجه به زمینههای پیدایش و رشد سازمانهای مردم نهاد در تحلیل هویت و ابعاد آن نقش مؤثری دارد. اصطلاح سازمان مردم نهاد در معنایی که امروزه از آن فهمیده میشود برای اولین بار در حدود سال 1945 به میان آمد، یعنی زمانی که سازمان ملل متحد برای تفکیک بین سازمانهای متعددی که با آنها در ارتباط بود هرگونه بدنه و ساختار غیر دولتی و غیر انتفاعی را NGO نامید. به ویژه سازمانهایی که نقش و جایگاه مشاورهای داشتند و از طرفی نه زیر مجموعه دولتها بودند و نه عضو حکومتی. این مفهوم پس از آن به ترویج مقبول افتاد و در اثر رواج عمومی به شکل اصطلاح رایج درآمد.