مبانی نظری و پیشینه تحقیق، بررسی ارتباط بین متغیرها، تجزیه و تحلیل دادهها

 

قلمرو مکانی تحقیق بانکهای فعال تحت نظارت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
جامعه آماری
جامعه آماری مورد مطالعه، شامل کلیه بانکهای فعال تحت نظارت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است.
نمونه آماری
تحقیق حاضر فاقد نمونه آماری میباشد.
روش های مورد نظر برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه
در این تحقیق از روش تلفیقی جهت بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده میشود که بر اساس آن از آزمونهای F، اثرات ثابت و هاسمن استفاده خواهد شد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱- مقدمه
ساختار رقابتی، طبق تحلیل نئوکلاسیکها، مبین کارایی تخصیصی به انضمام حداکثر منافع اجتماعی است؛ حال آنکه انحصار با ناکارآمدی و بروز هزینه های اجتماعی شناخته میشود. دلیل این مساله در «قدرت بازاری» انحصارگر عنوان میشود. مقصود از قدرت بازاری شرایطی است که طی آن بنگاه قادر است بدون از دست دادن بخش عمده فروش، قیمت کالای خود را افزایش دهد. البته قدرت بازاری تنها مختص شرایط انحصاری نیست، بلکه گاها با وجود فعالیت بیش از یک بنگاه در بازار، امکان بهرهگیری از قدرت بازاری برای برخی از آنان وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی گفته میشود که بازار با «رقابت ناقص» روبروست و از آنجا که رقابت ناقص وجه غالب ساختار بسیاری از صنایع به شمار میرود، باید ملاک قضاوت را از تعیین «رقابتی یا انحصاری بودن» به تعیین «درجه نقصان رقابت» در صنعت تغییر داد. در این خصوص معیارهای تمرکز و رقابت از جمله مهمترین ابزارهای شناسایی به شمار میروند که فصل حاضر درصدد بررسی آنهاست. بدین روی، ابتدا به تشریح مفاهیم اولیه و مهم در تحلیلهای ساختار بازار پرداخته میشود و سپس انواع روش های شناسایی ساختار بازار معرفی خواهند شد.
تعاریف و مفاهیم
بازار
بازار از جمله مفاهیمی است که در رابطه با تعریف آن اختلاف نظر فراوان وجود دارد. برخی آن را به صورت وضعیتی تعریف میکنند که در آن یک کالا در محلی که برای فروش عرضه شده است، تقاضا داشته باشد (Mehta, 1964). طبق این تعریف، حتی هنگامی که تنها یک خریدار و فروشنده وجود داشته باشد و خریدار بتواند از فروشنده خرید کند، «بازار» وجود دارد. همچنین، بازار را میتوان با یک تعریف دیگر به صورت سازوکار یا ترتیباتی دانست که ارتباط میان خریداران (یا به عبارتی تقاضاکنندگان) و فروشندگان (عرضه کنندگان) کالاها و خدمات را با یکدیگر برقرار میسازد ( (McConnel & Brue, 1996. البته در این رابطه، تعاریف دیگری نیز وجود دارد که هریک به نوعی میتواند «بازار» را از زاویه مورد بررسی خود به خوبی نمایش دهد. با اینحال، به منظور برخورداری از شناخت کافی نسبت به بازار و ماهیت آن لازم است، ابتدا دو مفهوم «نهاد بازار» و «ساختار بازار» به خوبی تبیین شوند.
«رقابت» و «انحصار» هر دو از جمله مفاهیمی هستند که تبیین کننده ساختار بازار می باشند. این دو مفهوم در نگاه اول ممکن است متضاد قلمداد شوند، اما در عمل چنین نیست. در حقیقت، میتوان گفت هر بازار دارای ساختارهای متفاوتی است که نوع آن بر حسب شدت رقابت قابل تعیین است. به دیگر سخن میتوان گفت انحصار نام دیگری برای «ناقص ترین رقابت» میباشد (رناتی، ۱۳۷۶).
از این گذشته گاهی انحصار، حاصل رقابت است؛ رقابت تولیدکنندگانی که یک به یک همدیگر را از بازار بیرون میکنند، یا برعلیه یکدیگر تبانی میکنند تا سرانجام تنها یک بنگاه در بازار باقی بماند. از سوی دیگر، اگر خریداران با هم رقابت نکنند، انحصارگر هرگز نمیتواند قیمتهای انحصاری را اعمال کند. بنابراین انحصار از هر دو سوء میتواند حاصل رقابت باشد.
عوامل متعددی میتواند بر ساختار بازار تاثیرگذار باشند و آن را به سمت کاملترین رقابت یا ناقص ترین رقابت پیش برد. این عوامل عبارتاند از:
کشش قیمتی: هر قدر کشش قیمتی تقاضا برای کالای مورد نظر کمتر باشد، هرگونه افزایش قیمت از سوی بنگاه با کاهش اندک در میزان فروش مواجه بوده و ساختار صنعت به سمت کمتر رقابتی معطوف خواهد شد.