مبنای نظری وابستگی به مواد مخدر- نظریات روان پویشی

می 29, 2020 by بدون دیدگاه

البته روانشناسان ایگو مصرف مواد رو درخشش اعمال دچار اختلال ایگو معرفی می کنن که از به درد نخوری ساختار های دفاعی شکل دهنده ایگو در سازگاری با موفقیت و ایجاد حد و مرزای موثر بین اصل نهاد و واقعیت بوجود میاد این تبیینا با در نظر گرفتن نیاز به توضیح روابط مصرف مواد با مکانیزمای دفاعی، مشکلات عاطفی، مکانیزمای انطباقی و کنترل تکانه ی جانشین فرمول بندی های روانی جنسی بشه. باید توجه داشت عقاید بر اساس روانکاوی و اثبات رشد با وجود فایده ای که در  درک مریضی دارن، الان کانون تحقیقات گسترده نیستن (داوسون، ۲۰۰۴؛ نقل از شهابی، ۱۳۸۵).

مشکلات

۲-۵-۳ روانشناختی خود

روانشناسی خود، تجربه ایه که در اون همدلی معرف قلمرو و اطلاعات مربوط به هم داشت؛ رابطه همدلانه، پایه ای واسه تغییر و عملی شفابخشه. در رابطه با افراد دیگه، خود دارای صفات، مهارت ها و دارای قریحه ای واسه تجربه تمامیت می شه. این ارتباطات، ارتباطات «خود- خود- موضوع» نامیده می شه و همونجوریکه از اسمش پیداست، افراد، بقیه رو به قصد خود عمل وری و به هم ترتیب با خود یکی می کنن. این عمل می تونه طبیعی و سالم یا آسیب شناسانه باشه که بستگی به شخص و موضوع خود داره (بهرامی، ۱۳۸۳).

روانشناسی

۲-۵-۴ عقاید رفتاری – شناختی

به نظر می رسد شرطی سازی سنتی و عامل نقش مهمی در موندگاری مصرف اجرا می کنن. مثلا هر بار مصرف کوکائین دلیل ایجاد وجد و سرخوشی می شه که بسیار تقویت کننده و موجب تکرار رفتاره. سرنخ های محیطی هم تداعی خاصی با حالت نشئگی پیدا می کنن و افراد پس از درمان تحریک خیلی از ناحیه وسایل مصرف و بقیه محرک های شرطی شده اعلام می کنن این حالت در آمفتامین ها شدت خیلی بیشتری پیدا می کنن و افراد موجبات وسوسه های شدید مصرف و زور به مصرف رو بوجود می آورد.رفتارگرایان شناختی دیدگاه های متفاوتی دارن، اونا رفتارای ناسازگارانه رو محصول عقاید نادرست درباره خود و محیط می دونن. در این دیدگاه، الکلیسم و وابستگی به مواد، ساز و کارای سازشی ناسازگارانه هستن که با افزایش مهارتای حل موضوع و مهارتای سازشی، میشه اونا رو کم کرد (شهابی، ۱۳۸۵)نظریه پردازان رفتاری فکر می کنند کلیه رفتارای مربوط به سبک زندگی اعتیادی آموخته شده ان و واسه درمان باید اصول درمان رفتاری واسه تغییر آموخته به کار گیری شه (هینجینز، ۲۰۰۳؛ نقل از عارف نسب، ۱۳۸۴).انتظارات فرد در مورد اثرات جایزه دهنده ی مواد، باور و نگاه در مورد مسئولیت رفتار و تقویت دریافتی از جمله عواملی هستن که موجب مصرف دوباره بر خلاف بروز مشکلات می شن مواد ممکنه از راه رفع حالت های آزارنده و ناخوشایند مانند درد، اضطراب و استرس و افسردگی یه جور تقویت منفی جفت و جور کنن. عوامل تقویت کننده ممکنه اجتماعی باشن. مثل: تایید دوستان یا فشار همسالان و یا ممکنه ثانویه باشن مانند همون وسایل مصرف، یه رفتار شدیداً تقویت شده مصرف، حتی سالها پس از ترک می تونه خاصیت چکانندگی بسیاری قوی داشته باشن و روبرو شدن با اون به شکل پاولفی میل شدید به مصرف رو که بعضی وقتا با بعضی از علائم ترک همراه س به وجود می آورد (سلیگمن، ۲۰۰۰؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۷).هم اینکه مشخص شده مصرف کنندگان مواد مخدر اندازه بالایی از دستکاری های شناختی و تفکرات به درد نخور رو به کار می برند. با در نظر گرفتن گذشته رشدی، مشکلات همراه و تجربه وابستگی به مواد، مشکلات شناختی در بین معتادان وسعت ی بزرگی داره و درمان های مختلفی به خاطر تاثیرگذاری شناختی بر بیماران طراحی و اجرا شده .صادقی (۱۳۸۰) در تحقیق خود نشون داد حتی وابستگان به مواد بیشتر از افراد نابه هنجاری که مواد مصرف نمی کنن از نگاه های به درد نخور و باورهای غیر منطقی استفاده می کنن. سالها به کار گیری مواد مخدر و روان گردان باعث می شه با وجود قطع مصرف مواد این روش نگاه و برخورد با امور جور واجور زندگی ادامه پیدا کنه و نیاز به آموزش های شناختی واسه درمان این آدما به طور کاملً آشکاره.

افسردگی

۲-۵-۴-۱نظریات شناختی

نظریه هایی که بر نقش باورها و عقاید در اعتیاد تاکید دارن، نظریه های شناختی نامیده شدن. این عقاید مبنای خودرا بر دو فرض پایه استوار ساخته ان:
اعتیاد

الف)اساسی ترین دلیل فرد خصوصاً نوجوون واسه مصرف مواد، انتظارات و برداشتش درباره مواد مخدره؛

ب)بقیه عوامل مثل صفات شخصیتی نوجوون یا رابطه با همسالانی که ماده مخدر مصرف می کنن، بر شناخته ها، ارزیابیا و تصمیم گیریای نوجوانان درباره مواد مخدر تاثیر می ذارن (بهرامی، ۱۳۸۳).

دیدگاه شناختی عقیده داره که سوء مصرف کنندگان مواد از نظر شناختی در برابر مصرف مواد آسیب پذیرن؛ باورهای خاصی، در موقعیتای خاصی در این افراد بوجود میان که به طور کاملً فردی و غیر معمولی هستن (مانند بدون سرحال شدن و نمی تونم با بقیه بجوشم) و همین باورها احتمال سوء مصرف مواد رو زیاد می کنن (گالانتر و کلبر، ۲۰۰۴)

 

۲-۵-۵ نظریه های یادگیری

۲-۵-۵-۱ نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی

طبق نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی بندورا (۱۹۸۵) نوجوون باورهای خود در مورد مصرف مواد مخدر رو از الگوهای نقش، خصوصاً دوستان نزدیک و والدین مصرف کننده مواد مخدر دشت می کنه (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۶). مشاهده الگوهای نقش که ماده مخدر مصرف می کنن، مستقیماً دلیل تشکیل انتظار نتیجه در نوجوانان می شه. یعنی باور اونا در مورد آثار مستقیم اجتماعی، شخصی و فیزیولوژیک مصرف مواد مخدره. پس مشاهده والدینی که الکل یا مواد مخدر می کنن، آروم شن و یا مشاهده همسالانی که واسه احساس راحتی در روابط اجتماعی، حشیش میکشن، باور نوجوون رو در مورد عواقب مصرف مواد مخدر و نگاه اونا به مصرف مواد رو تعیین می کنه(هیگنز[۱۰]، ۱۹۹۸).

۲-۵-۵-۲نظریه یادگیری اجتماعی

براساس این نظریه، رفتار الگوهای نقش و نگاه اونا نسبت به مواد تاثیر زیادی بر نوجوانان واسه مصرف مواد مخدر داره (پرتیتس، ۱۹۹۵). در این نظریه تاثیرگذاری الگوهای نقش در نوجوانان در سه مرحله متوالی صورت میگیره:

۱)با مشاهده و تقلید، رفتار اجباری واسه مصرف مواد مخدر شروع می شه.

۲) با تقویتای اجتماعی مصرف مواد مخدر ادامه پیدا میکنه (یعنی پشتیبانی و تشویق می شه).

۳)با انتظار مشکلات فیزیولوژیک و آثار اجتماعی مثبت در دفعات بعدی مصرف مواد مخدر پایان پیدا میکنه.

[۱] – Oral Phase

[۲] – Fixation

[۳] – Dawson

[۴] – Higgins

[۵] – Trigger

[۶] -Galanter

[۷] – Kleberl

[۸] – Bandura

[۱۰] -Higgins

[۱۱] – Pertaits