مدارس راهنمایی، قابلیت انعطاف، میزان آشنایی

 

میرکمالی(1375)، مهارت ادراکی راتحت عنوان دانش عمومی بیان می کند و منظور از دانش عمومی را برای مدیر داشتن اطلاعات لازم برای درک مسائل و فهم کل آن می داند و اظهار می دارد که مدیر با دانش عمومی فردی است که می تواند مسائل فردی زندگی اجتماعی، عوامل مؤثر بر آن ها و مسائل مربوط به محیط را تجزیره و تحلیل و درک کند و بالاخیره قادر است راه حل یا راه حل های مناسبی را برای آن پیدا کند (صص 12-107)
گریفیث (1374) به نقل از چستر بارنارد مهارت ادراکی را چنین تعریف می کند: مهارت ادراکی که یکی از جنبه های مهم و ضروری مدیریت است عبارت از شناخت سازمان به عنوان یک مجموعه واحد وشناختن تمام موقعیت هایی که سازمان با آنها در ارتباط است (ص20).
لازم به ذکر است که مهارت ادراکی را نمی توان با طی کردن یک دوره آموزشی کسب کرد، زیرا فکر مدیران باید تغییر کند و در واقع ادراکی فکری کردن به ادراکی عمل کردن تبدیل شود.
سلطانی (1375) معتقد است:
برای اینکه مدیران مدارس به مهارت های ادراکی مجهز شوند. لازم است در دو زمینه فکری کار کنند: 1- تفکر سیستمی داشته باشند و 2- به ذهنیت فلسفی مجهز شوند. تفکر سیستمی: یکی از پایه های اساسی مهارت های ادراکی این است که مدیر با مدرسه و عناصر و عوامل تشکیل دهنده آن به صورت یک سیستم برخورد کند. زیرا دیدگاه سیستمی روابط و مناسبات متقابل و پیوندهای موجود در بین واحدهای مدرسه و نیز مناسبات مدرسه را با پیرامون وسیعش مد نظر قرار دهد. دومین زیربنای مهارت های ادراکی ذهنیت فلسفی است. برای اینکه مدیران مدرسه به ذهنیت فلسفی مجهز شوند باید ویژگی های ذهن فلسفی را بدانند. به طور کلی فردی با ذهن فلسفی خصوصیاتش در سه بعد: جامعیت، تعمق و قابلیت انعطاف پذیری نشان می دهد.
بعد جامعیت، مدیر مدرسه زمانی دارای جامعیت فکری است که چهار نشانه در او باشد: 1- نگرش به موارد خاص زمینه های وسیع 2- ارتباط دادن مسائل آنی به هدف های دراز مدت 3- داشتن قوه تعمیم 4- شکیبائی در تفکرات عمیق نظری
بعدتعمق، شامل 4 موارد می باشد: 1- موردتردید قرار دادن آنچه که بایدمسلم یا بدیهی تلقی شود. 2- کشف امور اساسی و بیان آنها در هر موقعیت د 3- توجه به اشارات و امورمربوط به جنبه های اساسی درهر موقعیت 4- قضاوت و حکم را به روش فرضیه ای – قیاسی قرار دادن
بعد انعطاف پذیری: مدیر مدرس هنگامی دارای انعطاف پذیریاست که این نشانه های دراو باشد: 1- رها ساختن خود از جمود روانشناختی 2- ارزش سنجی رفتار و نظریات جدا از منبع آن 3- دیدن مسائل از جهات متعدد 4- شکیبائی در قضاوت های موقتی و مشروط و علاقه به اقدام در موقعیت مبهم (صص 34-32)
علاقه بند (1382) مهارت ادراکی را چنین توصیف می کند:
مهارت ادراکی یعنی، توانایی درک پیچیدگی‌های کل سازمان و توصر همه عناصر و اجزای تشکیل دهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد (سیستم). به عبارت دیگر، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته بوده، تغییر در هر یک از بخش‌ها، الزاماً بخش‌های دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مدیر اموزشی برای اینکه بتواند محیط اموزشی را شناسایی بکند، روابط متقابل میان عوامل مختلف را درک کند، اولویت‌های اموزشی را تشخیص دهد، تصمیمات موثر اتخاذ کند و با اقدامات خود بهترین نتایج را عایت نظام آموزشی سازد، باید از مهارت ادراکی قابل ملاظحه‌ای برخوردار باشد. همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارت‌هاست. گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف، مهارت‌های سه‌گانه لازم و ملزوم یکدیگرند با وجود این ارزش نسبی انها در سطوح مختلف فرق می‌کند (ص89).
کاتز (1370) نقل می‌کند جمعی از نویسندگان تحت عنوان مقاله‌هایی درباره مدیرت اظهار می‌دارند: نه تنها هماهنگی قسمت‌های مختلف موسسه به مهارت‌ مبتنی بر درک کلی مدیر مربوط است بلکه رهبری و آهنگ فعالیت‌های آینده سازمان بستگی به آن خواهد داشت (ص99).
قسمت سوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
تحقیقات داخلی
در زمینه مدیریت زمان و خصوصاً رابطه آن با مهارت‌های مدیران سازمان‌های آموزشی تحقیقات مهم و کلیدی در ایران صورت نگرفته است ولی تحقیقاتی که بنوعی با موضوع همسوی دارند بدین شرح است:
رضائیان (1373) به نقل از گزارش مجتمع مدیریت امریکا اکثریت بر این باور است قریب به اتفاق 200 نفر مدیری که در یک پژوهش پیمایش شرکت کرده بودند عقیده داشتندکه مهمترین توانایی منحصر ه فرد یک مدیر، توانایی او در رفتار با مردم است. در این تحقیق مدیران برای این فن درجه‌ای والاتر از قاطعیت، دانش و مهارت‌های شغلی قائل شدند.
مجدی فر (1374)، طی تحقیقی مدل توسعه مدیریت حرفه‌ای را در سه سطح به شرح زیر مطرح می‌کند:
الف) اولین سطح مدیریت: کوشش‌های توسعه مهارت‌های مدیران در سطوح اول سازمانی، بطور اساسی باید بر توسعه مهارت‌های انسانی متمرکز شود. این مهارت‌ها به ما می‌آموزد که مسئولیت و مدیران باید از چنان قابلیتی برخوردار باشند که بتوانند از عهده مسئولیت‌های مردمی برآیند. ب)مدیران میانی: توسعه مدیریت حرفه‌ای برای مدیران میانی بر سه پایه استوار می‌باشد: 1. حمایت از مهارت‌های انسانی 2. حمایت و توسعه مهارت‌های فنی و به نظم درآوردن اساسی آنها. 3. تشویق به توسه و گسترش مهارت‌های ادراکی ج) مدیران ارشد: توسعه مدیریت حرفه‌ای برای مدیران ارشد بر دو دیدگاه‌ها استوار است: 1. رهبری شخصی 2. ارائه برنامه‌هایی که این مدیران را برای رقابت عقلانی آماده می‌سازد.
موسوی (1374) در تحقیقی با عنوان مقایسه نظ
ر مدیران و دبیران مدارس راهنمایی شهرستان خمین درباره ویژگی‌های مدیران به این نتیجه رسید که مدیران موفق مدیرانی هستند که به اتصول روابط انسانی و تحکیم ان در مدرسه توجه می‌کنند.
برا اساس تحقیقی که خواجه زفره (1374) با عنوان بررسی میزان آشنایی مدیران مدارس راهنمایی شهرستان اصفهان با مهارتهای شغلی از نظر خود ومقایسه آن با دبیران انجام داده مشخص گردید که مدیران نسبت به نقاط ضعف خود در مهارت‌های ادراکی و فنی معترفند ولی در مهارت‌های انسانی خود را ضعیف نمی‌دانند. همچنین یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که مدیران اطلاعات لازم در همه سطوح را دارند منتهی در زمینه مهارت‌های اداراکی خوب، در زمینه فنی متوسط و در زمینه انسانی ضعیف می‌باشند.