مدلهای گردشگری، سیستم گردشگری، به عنوان یک

 

براین اساس، نگرش سیستمی به گردشگری، توسط بعضی از اندیشمندان این علم در دهه 1990 به بعد مطرح شده است. آنها اجزای متفاوت گردشگری را به صورت کلیت به هم پیوسته میدانند؛ به عنوان نمونه گان در سال 1994 اینگونه از این عنوان دفاع کرد که گردشگری را میباید به عنوان یک سیستم تعبیر کرد و همچنین اضافه کرد که تمام بخشهای گردشگری به یکدیگر مربوط هستند. پیج در مقاله خود در سال 1995 از مزایای نگرش سیستمی در گردشگری یاد میکند که بر اساس این نگرش، پیچیدگیهای یک منطقه گردشگری مبدل به مدلی ساده میگردد. میل و موریسون در سال 1992 با استفاده از مدلی به تشریح رابطهی شبکههای تار عنکبوتی به هم پیوسته سیستم گردشگری پرداختاند که دست زدن به یک قسمت این شبکه، اثر موجی سرتاسر شبکه را فرا میگیرد (هولدن، 2000، ص7).
2-7. مدلهای گردشگری
در مطالعات گردشگری واژه مدل دارای مفاهیم و استدلالهای زیادی است. اغلب این استدلالها در جهت پیشبینی مدلها، ترسیم نمودار فرایند برنامهریزی و یا بعضی از ابعاد نظری سیستم گردشگری به کار گرفته میشوند؛ بنابر این کاربرد معمول واژه مدل شاید به غلط استفاده شود؛ پس ضروری همیشه ذات و هدف مدلهای مورد تحقیق، مشخص گردد؛ همچنین باید توجه به تمایز اصلی بین مدلهای «برنامهریزی/ فرایند مدیریتی» و مدلهای « نظری» که بعضی از جنبههای کارکردی سیستم گردشگری را توضیح میدهند، داشت. پس دو دسته از مدلهای بنیادین گردشگری عبارتند از؛ یکی مدلهای نظری که بر اساس آن سیستم گردشگری کل یا بخشی از کل، ترسیم، پیادهساری و انطباق داده میشود و میتوان آنها را بر حسب نزدیکی به واقعیت به تقسیمات جزییتری نیز تبدیل کرد؛ این مدلها به سه دسته تقسیم میگردند:
مدلهای توصیفی ( به توصیف اجزای سیستم گردشگری میپردازند)، مدلهای تشریحی ( به تشریح ماهیت کارکرد سیستم با و یا بدون در نظر گرفتن روابط معلولی آنها میپردازند) و مدلهای پیشبینی کننده (بر پایه دانش روبط علت و معلولی استوار است)؛ و دیگری مدلهای عملی/ فرایندی میباشد که مشتمل بر مدلهای سنتی ( برای حل مشکل طراحی میشوند و از تبیین اهداف ← ارائه گزینههای مختلف ← ارزیابی گزینهها ← انتخاب گذینه ← به اجرا میرسند)، ذهنی/ استنباطی (براساس تعصبات شخصی یا تفکرات خاص) و تئوری سیستمها ( تلفیقی از مدلهای نظری با فرایندی می باشند) تقسیم میگردند. باید توجه کرد بعضی از مدلهای پیشبینی کننده، حول هر دو نمودار دور میزنند. آن مدلهایی را که فقط علتیابیهای گرایشی دارند و یا استنباطی هستند( مثلا” تکنیکهای دلفی، قضاوتهای حرفهای) میتوان آنها را تکنیکهای فرآیندی نامید که به توسعههای نظری ارتباطی ندارند. عناصر نهایی در شکل (2-1) به ملاحظات سطحهای مختلف استنباط و ادراک در برنامهریزی است. مدلهای گردشگری در مورد
سیستمهای کل و سیستمها خرد در مقیاسهای مختلف فضایی اعم از مکان/ پروژه، محلی، ناحیه، ملی یا بینالمللی کاربرد دارند (گتز، 2006: 22).
شکل2-1 طبقهبندی مدلهای گردشگری
چورلیو هاگت کاربرد مدلهای بدین شرح مینامند: کاربردی روانشناسانه، کاربرد اکتسابی/ فراگیری، کاربردی استدلالی، کاربردی معیاری، کاربرد سیستمگونه و کاربردی ساختاری (چورلی و هاگت، 1987).
همچنین به طرق دیگری میتوان مدلها را تقسیمبندی کرد:
مدلهای مصور یا شکلی: این مدلها از نظر ظاهر شبیه دنیای واقعی با مقیاس تصویری هستند.
مدلهای مشابه: برای نشان دادن تمایزات در یک مجموعه؛ مانند کاربرد رنگ در نقشه کاربری یک سرزمین.
مدلهای سمبلی: برای توضیح سیستمها یا فرایند ها در مدلهای پیشبینی کننده از طرح و رسم استفاده میکنند.
البته برای شناخت مشکلات برخی از تحقیقات، میتوان از تلفیق مدلهای برنامهریزی/ فرایند مدیریتی با مدلهای نظری به مدلهای ترکیبی دستیابی پیدا کرد و طی فرآیندی معین و تقابل مستمر آنها به ارائه راهحلهایی در زمینه سیستم گردشگری نائل شد (شکل شماره 2).
باید توجه داشت درچشمانداز و دورنمای یک سیستم، مدلها در زیر مجموعه نظریهها قرار
میگیرند. نظریههای سیستمها، دیدگاههای هستند که پدیدهها را تشریح میکنند و برای اداره سیستمها بکار گرفته میشوند. بنابر این مدلها در ابتدا توصیفی، سپس تشریحی و در نهایت
پیشبینی کنندهاند؛ بنابر این مدلها، پیریزی و سازههای نظریهها را تشکیل میدهند (گتز، 2006: 25).
شکل 2-2 مدل سیستمهای ترکیبی برای برنامهریزی و نظریههای گردشگری (گتز، 2006)
با این مقدمه در ذیل به بررسی مهمترین دیدگاهها و مدلهای ارائه شده در زمینه سیستم گردشگری با توجه بنیادیترین آنها (مدلهای برنامهریزی/ فرایند مدیریتی و مدلهای نظری)
میپردازیم: