مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای چهار عامله، مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای، قوانین و مقررات خاص

 

فرضیه تحقیق حاضر این است که با افزودن چولگی و کشیدگی در شاخص مدل قیمت گذاری دارایی چهار عامله (FFPM) در یک دوره ی کوتاه مدت این مدل قابلیت و توانایی بالاتری برای توضیح تغییرات بازده سهام نسبت به سایر مدل های قیمت گذاری دارایی دارد.
۳-۹ مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
مدل تک عاملی که تنها عامل بتا را جایگزین ریسک معرفی می نماید بر پایه پیش بینی های رفتار سرمایه گذار ریسک گریز، یک حالت تعادل ضمنی میان ریسک و بازده مورد انتظار برای هر سهم قائل است. در حالت تعادل، بازار به این امید خواهد بود که یک سهم به اندازه ریسک ناگزیرش بازده داشته باشد هرچه ریسک ناگزیر سهم بیشتر باشد سرمایه گذاری امید بازده بیشتری از سهم دارد. در این میان وابستگی میان بازده منتظره و ریسک ناگزیر و ارزشیابی سهام، اساس قیمت گذاری دارایی سرمایه ای می باشد. (دستگیر، ۱۳۸۴ص۱۸)
۳-۱۰مدل فاما و فرنچ
مدل چند عاملی است که هدف اصلی مدل های چند عاملی یافتن برخی از تاثیرات غیر بازاری است که منجر به حرکت توام سهام با یکدیگر میشود. این عوامل شامل مجموعه پدیده های اقتصادی و گروه های ساختاری (صنایع) مختلف می باشند (تلنگی و راعی ۱۳۸۳، ص۳۱۹) فاما و فرنچ (۱۹۹۲) بیان می کنند که دو متغیر یعنی، اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به بازار توضیح بهتری درباره ی مقدار میانگین روند بازده سهام نسبت به CAPM فراهم می آورد .
۳-۱۱ مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای چهار عامله(FFPM)

کارهارت( ۱۹۹۷) برای توضیح بازده متوسط سهام با اضافه کردن عامل گشتاوری (WML) در مدل فاما و فرنچ، مدل قیمت گذاری چهار عامله(FFPM) را پیشنهاد داد. این مدل نیز مانند مدل فاما و فرنچ مدل چند عامله است که تغییرات بازده سهام را با اندازه شرکت و ارزش شرکت و یک گشتاور دیگر به نام WMLارتباط می دهد.
۳-۱۲ بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار به معنی یک بازار متشکل بورس سرمایه است که در آن خرید و فروش سهام شرکتها یا اوراق قرضه دولتی یا موسسات معتبر خصوصی تحت ضوابط و قوانین و مقررات خاصی انجام شود. مشخصه سهم بورس اوراق بهادار حمایت قانون از صاحبان سرمایه و پس انداز های راکد و الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه است.
بورس اوراق بهادار از سویی مرکز جمع آوری پس اندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تامین مالی پروژه های سرمایه گذاری بلند مدت است و از سویی دیگر مرجع رسمی و مطئمنی است که دارندگان پس اندازهای راکد می توانند محل نسبتاً مناسب و ایمن سرمایه گذاری را جستجو کرده و وجوه مازاد خود را برای سرمایه گذاری در شرکتهای معتبر از سود معین و تضمین شده ای بر خوردار شوند.(هانی ، ۱۳۷۵، ص ۳۲)
۳-۱۳ بازارهای کارا، نیمه کارا و ضعیف

در صورتی یک بازار، کارا محسوب میشود که قیمت اوراق بهادار، اطلاعات مربوطه را بسرعت منعکس نماید. به این ترتیب، سرمایه گذاران بالقوه نمیتوانند در بازار کارا از اطلاعاتی که در سطح گسترده ای منتشر شده است، بهره مند شوند، زیرا قیمتها فوراً براساس اطلاعات مزبور تعدیل میگردد. بعبارت دیگر اطلاعات جهت تعیین قیمت مورد استفاده قرارگرفته و به سرمایه‌گذار اطمینان می‌دهند که اوراق بهادار مورد نظر به اندازه قیمت بازاری خود دارای ارزش است. در یک بازارکارا،‌ اطلاعات مالی به سرعت در بازارهای مالی انتشار می‌یابد و فوراً بر قیمت اوراق بهادار تأثیر می‌کند. به عقیده  فاما تغییرات قیمت با بازارسرمایه هیچ گونه همبستگی ندارد زیرا بازارها کارا هستند یعنی دراین بازارها قیمت اوراق بهادارمنعکس کننده همه اطلاعاتی است که بدون هیچ گونه تعصب یا یکسونگری دربازاروجود دارد. بازار هیچ اطلاعات با اهمیت و اثرگذار را نادیده نمی گیرد. تمام اطلاعات موجود بی درنگ یا پس از زمان اندکی و بدون اعمال هیچ نوع نظر شخصی در قیمت اوراق بهادار منعکس می گردد. طبق این تعریف از طریق این اطلاعات نمی توان به «سود غیر عادی» دست یافت. این تحقیق همانطوری که در فصل چهار این تحقیق مشاهده می گردد، نشان می دهد که بازار بورس تهران کارایی لازم را برای تعدیل قیمت گذاری به سرعت با اطلاعات با اهمیت و تاثیر گذار را ندارد. حداکثر قدرت توضیح بازده سهام با اطلاعات حسابداری که در این پژوهش مورد بررسی گرفته شده است ۳۴ درصد است که نشان می دهد بازار ضعیف عمل نموده است.
بازار نیمه کارا (کارایی نسبی)
براساس این فرض قیمتهای اوراق بهادار منعکس کننده همه اطلاعاتی است که در دسترس عموم قرار دارد ولی شامل اطلاعات محرمانه نمی شود. به عبارت دیگر اگر قیمت اوراق بهادر به گونه ای تغییر کند که گویا همگان از اطلاعات موجود آگاه هستند باید آن را بازاری دانست که از نظر کارایی نسبی( نیمه قوی) است.
بازار ضعیف
با توجه به « فرضیه بازارهای کارا» کارایی ضعیف بدین معنی است که قیمت اوراق بهاداربه صورت کامل بازتابی از اطلاعاتی است که درطول زمان دررابطه با قیمت ارائه شده است. این فرض را »تئوری تصادفی «نیزمینامند یعنی قیمت اوراق بهادار به صورت تصادفی تغییر می کند و نمی توان از اطلاعات گذشته برای پیش بینی قیمت اوراق بهادار استفاده کرد. ( تئوری حسابداری ۱   هندریکسون  ترجمه دکتر علی پارسائیان)