مدل کارت امتیاز متوازن، برنامه ریزی استراتژیک، دیدگاه رشد و یادگیری

 

این مدل میتواند در جهت امکان ورود یا عدم ورود به یک صنعت جدید به خوبی استفاده نمود.طبق این مدل در صحنه رقابت پنج نیروی رقابتی موثر هستند.حاصل جمع این نیروها میزان جذابیت صنعت را نشان می دهد.نحوه ارتباط پنج نیروی رقابتی در شکل ۲-۳ مشخص شده است.
شکل ۲-۳ نیروهای رقابتی پورتر (دیوید،۱۳۸۸)
در این مدل برای طراحی برنامه ریزی استراتژیک لیستی از عوامل قدرت یا ضعف برای هر صنعت تهیه می شود، که پس از امتیاز بندی و تجزیه و تحلیل می توان تاثیر هر یک از عناصر پنج گانه در مدل را مشخص و نسبت به تقویت و حفظ آن اقدام نمود.(فروزنده،۱۳۸۴)
۲-۳-۴- مدل کارت امتیاز متوازن(BSC)
این مدل اولین بار در سال ۱۹۹۲ توسط کاپلان و نورتون در مقاله ” کارت امتیاز متوازن سنجه ای که محرک عملکرد است” در مجله کسب و کارها ارائه شد. کاپلان و نورتون با تمرکز به نیاز مدیران مبنی بر در دست داشتن هر دو شاخص مالی و عملیاتی، ۴ حوزه اصلی زیر را در نظر گرفتند،
دیدگاه مشتری: نحوه ارزیابی مشتری از عملکرد شرکت
دیدگاه درونی:شناسایی فرایندهای مهم و بهبودآن
دیدگاه رشد و یادگیری: ایجاد امکان فراهم آوردن ارزش در آینده
دیدگاه مالی: چگونگی در نظر گرفتن منافع سهامداران
کارت امتیاز متوازن برای مدیران چارچوب مفهومی را ایجاد می کند که اهداف استراتژیک سازمان را به مجموعه ای منسجم از شاخص های عملکرد ترجمه می نماید.این چارچوب در برگیرنده سنجه های هر دو بعد مالی و غیر مالی ا ست. این سنجه ها باعث جاری شدن اهداف استراتژیک در سراسر سازمان می شوند، لذا عملکرد افراد سازمان را با اهداف استراتژیک پیوند می دهد.
یافته های کاپلان و نورتون تعیین کننده این واقعیت بود که شرکت های موفق در هر یک از ۴ دیدگاه اهداف خود را تعیین می کنند و برای ارزیابی سنجه هایی انتخاب کرده و اهداف کمی هر یک از سنجه ها را برای دوره های ارزیابی مورد نظر تعیین می کنند، سپس اقدامات و ابتکارات اجرایی جهت تحقق این اهداف را برنامه ریزی و به مورد اجرا می گذارند. بین اهداف و سنجه های این ۴ دیدگاه رابطه علت و معلولی وجود دارد،آنها را با یکدیگر ارتباط می دهد. شکل شماره ۲-۴ زنجیره علت و معلول در میان مناظر کارت امتیاز متوازن را نشان می دهد.
بازگشت سرمایه
وفاداری مشتری
تحویل به موقع
چرخه زمان
کیفیت فرایند
مهارت ها
مالی
مشتری