مدیریت جریان مواد در، ارتباطات بین سازمانی، انواع یکپارچهسازی

 

در زمینه یکپارچهسازی، بسیاری از تلاشها به سمت پیادهسازی سیستمهای مدیریت پایگاه داده معطوف شدهاند، در این وضعیت اجزاء داده، اصطلاحات و تعاریف و مفاهیم داده ها به خوبی مشخص و بهینه میشوند. در اینجا تأکید بر کاهش خطاهای انسانی حین ایجاد، ثبت و بازیابی داده ها از طریق ایجاد استانداردها و فرمتهای مشخص داده ها است. برای نیل به یکپارچگی معنایی، تنها پیادهسازی سیستمهای مدیریت پایگاه داده کافی نیست، بلکه باید داده ها، مشخصات و استانداردهای آنها به روشنی برای کاربر تعریف شده و مشخص باشد.
د) یکپارچهسازی همگرا
این درجه از یکپارچگی پیچیدهترین و برترین درجه یکپارچگی است. برای نیل به یکپارچگی در این مرحله باید در سه وضعیت قبلی به یکپارچگی دست یافته باشیم. در این درجه، مفهوم یکپارچگی فراتر از یکپارچه کردن تکنولوژیها، برنامهها و استاندارد کردن داده ها است. یکپارچگی همگرا شامل یکپارچهسازی تکنولوژی با فرایندهای کسب و کار، دانش و عملکردهای افراد است. یکپارچهسازی همگرا، سازمان را به سمت طراحی و ایجاد ساختار و فرایندهای مختلف و پویا سوق میدهد (همان، ص ۱۳۳-۱۳۵).
۲-۷- انواع یکپارچهسازی
الف) یکپارچهسازی افقی درون سازمانی
در این حالت سیستمهای مختلف که در بخشهای عملیاتی شرکت وجود دارند، با یکدیگر یکپارچه میشوند. نمونهای از این یکپارچگی را میتوان در زنجیره ارزش یک کارخانه مشاهده نمود. برای افزایش ارزش ایجاد شده، میتوان سیستمهای سفارش، خرید، تولید، حمل و نقل و توزیع را با یکدیگر یکپارچه نمود.
ب) یکپارچگی عمودی درون سازمانی
در حالت عمودی، سطوح مختلف یک سازمان یکپارچه میشوند. به عنوان مثال، فرایند تولید در پایینترین سطح خود توسط سیستمهای کنترل عددی، در سطوح میانی توسط سیستم برنامه ریزی و کنترل تولید و در سطح بالاتر توسط سیستمهای مدیریتی و برنامه ریزی، کنترل میشوند. بدین ترتیب اطلاعات مربوط به سیاستها و برنامههای تولید از بالا به پایین و اطلاعات محصولات تولید شده از پایین به بالا، در سطوح سازمانی منتقل میشوند. در حالت یکپارچهسازی عمودی، سیستمهای تولیدی در سطوح گوناگون با یکدیگر یکپارچه میشوند.
ج) یکپارچهسازی بین سازمانی
تمایل به افزایش تراکنشها و تجارت الکترونیکی بین شرکتها، طرحهای سنتی ارتباطات بین سازمانی را متحول کرده است. سازمانها به منظور افزایش قدرت رقابتی و انعطافپذیری بیشتر در مقابل تغییرات مداوم بازار، ابزارهای هماهنگی و تعاملی مؤثری را بین خود گسترش دادهاند. این نوع یکپارچگی بین تأمین کنندگان، تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و مشتریان ایجاد میگردد (همان، ص ۱۳۶).
۲-۸- مدیریت جریان مواد در SCM
اهمیت مدیریت مؤثر جریان مواد در طول زنجیره تأمین (شکل)، در سالهای اخیر به وسیله مجریان صنایع و دانشگاهیان درک شده است. هزینه های مرتبط با مواد، اهمیت ویژهای برای این مجریان داشته است. متخصصان صنایع تخمین میزنند که هزینه های جریان مواد در زنجیره تأمین، سهم بزرگی از هزینه های عملیاتی را در بسیاری از سازمانها به خود اختصاص میدهد، به طوریکه در برخی صنایع این هزینه تا ۷۵ درصد کل بودجه عملیاتی را شامل میشود. یکی از اهداف مهم مدیریت زنجیره تأمین، بهبود موقعیت جریان مواد در طول زنجیره تأمین از دید مصرفکننده نهایی، توأم با کاهش همزمان هزینه های زنجیره تأمین است.
ایجاد زنجیره های تأمین یکپارچهای که مواد مورد نیاز مشتریان نهایی و سازمان های عضو زنجیره تأمین را به مقدار مورد نیاز، در شکل و طرح مطلوب، با مستندسازی مناسب، در مکان و در زمان مطلوب و با کمترین هزینه ممکن تدارک ببیند، در بطن فعالیتهای مدیریت زنجیره تأمین قرار دارد. زمانی که سازمانها به ایجاد و مدیریت چنین زنجیره تأمین یکپارچهای اقدام میکنند، عوامل کلیدی زیر را باید مدنظر قرار دهند:
شناخت زنجیره های تأمین موجود
مهندسی مجدد لجستیک زنجیره تأمین
تشخیص اهمیت زمان
ایجاد یک سیستم اندازه گیری عملکرد برای زنجیره تأمین
شکل ۲-۲ مدل زنجیره تأمین یکپارچه
شکل ۲-۲ مدل زنجیره تأمین یکپارچه