مدیریت منابع انسانی، تغییر فرهنگ سازمان، یافتههای تحقیق

 

نایتس و همکارانش (۲۰۰۵) بر این عقیده اند که تعهد سازمانی از برداشت کارکنان از عدالت رویه درون سازمان متاثر است، هنگامی که آنان نتیجه کار خود را عادلانه ببیند، مشتاق ترند که در مبادلات اجتماعی شرکت کنند که فراتر از انتظارات عادی از نقش آنهاست (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۰). دانایی فرد و پناهی(۱۳۸۹) پیشنهادهایی برای کاهش سکوت در سازمان ها ارائه کرده اند از قبیل، استقرار نظام پاداش دهی مناسب برای نظریات و پیشنهادهای خلاق، شناسایی توانمندی ها و قابلیت های افراد و استفاده از آنها در امور اجرایی و تصمیم گیری، شناخت ویژگی های فردی و شخصیتی افراد برای واگذاری مسئولیت به آنها، تشکیل کارگاه های آموزشی برقراری مهارت های ارتباط برای مدیران و سرپرستان، تدوین آیین نامه هایی برای حمایت از نظریات کارکنان و تشویق کارکنان به ارائه نظریات، دائمی کردن تصمیم گیری های گروهی و اهمیت دادن به گروه ها و کمیته های کاری در سازمان ها، تغییر فرهنگ سازمان ها در جهت سازمان های یادگیرنده و یادگیری سازمانی، برقراری برنامه های بهبود مدیریت منابع انسانی برای آموزش مهارت های تصمیم گیری و درگیری در مشکلات (دانایی فرد و پناهی، (۱۳۸۹). روش دیگر برای تشویق رفتار صحبت کردن، اطمینان از فرصت های ارتباطی و ایجاد سیستم های رسمی برای انتقال یا مبادله اطلاعات، مسائل یا ایده هاست (شجاعی و همکاران، ۲۰۱۱).
۲-۳-بخش دوم : نگرش های شغلی
۲-۳-۱-مقدمه :
نگرش کارمندان نسبت به شغل و سازمان خود از آن جهت که بر روی متغیرهای مهم سازمانی اثر گذارند حائز اهمیت میباشد. از این رو در این فصل ابتدا به مبانی نظری، تعاریف و دیدگاه های موجود در زمینه تعهد سازمانی، دلبستگی شغلی و رضایت شغلی پرداخته و این متغیرها را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهیم سپس به آخرین یافته های تحقیقات انجام شده مرتبط با موضوع پژوهش در داخل و خارج از کشور اشاره خواهد شد.
۲-۳-۲-نگرش
تاکنون تعاریف زیادی از نگرش به عمل آمده است و در مجموع شاید بتوان طرز تلقی فرد که از جهان بینی و شناختها و ارزشهای او نشأت گرفته است و جنبه احساسی و ارزش یابانه دارد را نگرش نامید (شالیان، ۱۳۷۷). نگرش نظری است درباره افراد، اشیاء یا رویدادها که ابراز میگردد و منعکس کننده نوع احساس فرد درباره آن است. در واقع هنگامی که فرد میگوید “من کارم را دوست دارم” نگرش خود را درباره کارش ابراز میکند (پارسائیان و اعرابی، ۱۳۷۷).
براساس پیشنهاد تریاندیس، ساختار نگرش به سه جزء تقسیم میگردد:
جزء شناختی ۲- جزء انفعالی ۳- جزء قصد رفتاری
در مدلی که فیش باین و اجزن ارائه دادهاند، نگرش را به تنهایی به عنوان پاسخهای انفعالی تعریف نموده و اجزاء شناختی و قصد رفتاری را به عنوان سوابق و نتایج خود نگرش دانستند.
مدلی که در شکل زیر ارائه شده است، دارای چهار جزء اساسی اعتقادات (شناختها)، نگرشها (انفعالات)، مقاصد رفتاری و رفتار بالفعل میباشد.
اعتقادات درباره شغل
شغل ملال آور است
نگرش شغلی
تعهد کمتر در مورد شغل
مقاصد رفتاری
قصد تقلیل مساعی
رفتار بالفعل
غیبت