مدیریت منابع انسانی، سیستم های اطلاعاتی، زیرساخت های فناوری

 

بروکینگ 1996 ترکیبی از چهار جزئی اصلی،دارایی های بازار، دارایی های انسانی ، دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیر ساختی.
اسویبای 1997 سرمایه فکری مربوط به سه دسته از دارایی های نامشهود است . ساختار داخلی، ساختارخارجی وشایستگی های انسانی.
روس و همکاران 1997 سرمایه فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی ویک بخش غیرفکری مانند سرمایه ساختاری است .
روس و روس 1997 سرمایه فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت است که در ترازنامه نشان داده نمی شود. لذاهم شامل آن چیزی است که در مغز اعضای سازمان است و هم آن چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می ماند .
استوارت 1997 هر عنصرفکری – دانش ، اطلاعات، مالکیت معنوی و تجربه – که بتوان از آن برای ایجاد ثروت استفاده کرد .
ادوینسون و مالون 1997 سرمایه فکری مجموعه ای از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده ، فناوری سازمان ، روابط با مشتریان و مهارت های حرفه ای است که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات حیات سازمان در بازار را فراهم می سازد.
بویسوت 1998 حالت ها و تمایلاتی که در افراد و گروه ها وجود دارد که در صورت برانگیخته شدن قابلیت ایجاد ارزش افزوده را دارند .
تیس 1998 منابع خاص سازمانی که کپی برداری از روی آن ها اگرغیرممکن نباشدبسیارمشکل است.
بنتیس و همکارن 1999 مفهومی است جهت طبقه بندی تمامی منابع نامحسوس سازمان و شناخت ارتباط میان آن ها .
سازمان همکاری
نوناکاوهمکاران 2000 ارزش اقتصادی است توسط دو دسته از دارایی های نامحسوس شرکت ایجاد می شود ، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی .
منابع خاص شرکت که وجود آن ها برای ایجاد ارزش ضروری است.
لیف 2001 دارایی های ناملموس منابع غیر فیزیکی ارزش می باشند که توسط نوآوری، طرح های منحصر به فرد سازمان و یا توسط منابع انسانی ایجاد می شوند .
ماروشیوما 2001 مجموعه ای از دارایی های دانشی که باایجاد ارزش افزوده برای ذینفعان کلیدی این مکان را برای سازمان بوجود می آورد تا جایگاه رقابتی خود را ارتقادهد . این دارایی ها شامل دارایی انسان ، دارایی رابطه ای، دارایی فرهنگی و فعالیت ها و امورروزمره ، دارایی های فکری و دارایی های فیزیکی می باشند .
کاپلان و نورتون 2004 دارایی های نامحسوس شامل سرمایه انسانی مانند مهارت ها ، استعداد و دانش، سرمایه اطلاعاتی مانند پایگاه های داده ، سیستم های اطلاعاتی و زیرساخت های فناوری ، سرمایه سازمانی مانند پایگاه های داده ، سیستم های اطلاعاتی و زیرساخت های فناوری، سرمایه سازمانی مانند فرهنگ، سیک رهبری و توانایی تسهیم دانش است .
آی . ای . اس. بی. 2004 دارایی های نامحسوس دارایی های ثابت غیرمالی هستند که از جنس ماده نیستند اما ماهیت آن ها توسط حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می شود .
منبع (مارومستغفر ، نشریه Management Decision، دوره 43، شماره 9، ص 119، سال 2005)
در پایان باید گفت که پیدایش اقتصاد دانشی باعث افزایش معروفیت سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار شده است. اکنون زما خوبی برای فعال بودن در زمینه تحقیقات سرمایه فکری است . امروزه جامعه محققان سرمایه فکری در جایگاه مهمی قرار دارند. این محققان نبرد و مبارزه ای را از سال های پیش برای قبولاندن اهمیت سرمایه فکری داشته اند و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کرده اند و بیشتر تلاش های صورت گرفته شده در زمینه توسعه چهارچوب سرمایه فکری بوده است و اکنون این ضرورت بوجود آمده است که آنها بر روی اندازه گیری و مدیریت و افشاء آن تمرکز کنند. باید گفت که موضوع علم سرمایه فکری یک موضوع بین رشته ای است و در برگیرنده علوم مختلفی مانند حسابداری ، مدیریت دانش، خط مشی گذاری و اقتصاد و مدیریت منابع انسانی و… است. هرچند که امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمایه فکری بیشتربه عنوان یک هنر توصیف می شود تا یک علم؛ که در برگیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری (رفتارهای مشتری و سازمانی ) است (لیم و همکاران ، 2004) . در تمامی فرهنگهای لغت ، کلمه فکری به معنای آن چیزی است که از قوه تفکر سرچشمه می گیرد یا اینکه ظرفیت و توانایی فهم ، تفکر، استدلال را که متمایز از احساس یا تمایل آدمی است منتسب به فکر گویند . آنچه که در اینجا مهم جلوه می کند ، آمدن صفت فکری همراه با یک اسم مالی است . در واقع، در اینجا باید دریافت که وقتی صفت فکری با یک اسم مالی بکار می رود، منظور و مقصود چیست . سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (1999) سرمایه فکری را ارزش اقتصادی دو مقوله از دارایی های نامشهود سازمانی یعنی انسان و ساختار تعریف می کند . در این تعریف ، انسان می تواند مشتریان، کارکنان ، تامین کنندگان ، رقبا و مقامات دولتی باشد . از نظر بونتیس سرمایه فکری به معنای جمع آوری منابع نامشهود و جریانهای آنهاست . بونتیس معتقد است اجزای سرمایه فکری با اثرگذاری بر یکدیگر ، جریان یا مسیر ارزش آفرینی شرکت را مشخص می کنند . بروکینگ تفاوت میان ارزش دفتری و ارزش بازاری شرکتها را ناشی از سرمایه فکری می داند . ادوینسون سرمایه فکری را منبعی از داراییهای پنهان یا نامشهود می داند که اغلب در ترازنامه نمایان نمی شوند . به زعم هریسون و سولیوان سرمایه فکری به معنای دانشی است که پتانسیل تبدیل شدن به سود و منفعت را دارد. سرمایه فکری، انبوهی از ارزشهای سازمانی نظیر سود آفرینی ، جایگاه یابی استراتژیک( سهم بازار، سرقفلی، رهبری و سود آمدی ، آوازه و
شهرت ) ، اکتساب نوآوری ها از دیگر شرکتها ، وفاداری مشتریان ، کاهش هزینه ها ، بهبود بهره وری و غیره را به همراه دارد . از دیدگاه روس و همکاران مجموعه دانش اعضای سازمان و ترجمان کاربردی این نوع دانش به مواردی چون علائم تجاری ، حق اختراعات و مارکها را سرمایه فکری گویند . به زعم استیوارت مواد فکری مانند دانش ، اطلاعات، مالکیت فکری ، تجربه که می توان از آنها برای ثروت آفرینی استفاده کرد را سرمایه فکری گویند . آنیون فنوسا( مدیر یک شرکت بزرگ اسپانیایی ) سرمایه فکری را مجموعه ای از ارزشهای نامشهود تعریف می کند که قابلیتهای سودآوری فعلی و آتی سازمان را توسعه می دهند . کوجانسیو و لانکوویست(2007، ص 287-272) ارزش سرمایه فکری را ارزش کل منابع نامشهود در یک شرکت خاص تعریف می کنند. سرمایه فکری را می توان سود مبتنی بر دانش شرکت قلمداد کرد ( فدراسیون بین الملی حسابدارن ، 1998) . در تایید همین مطلب ، شورای توسعه صنعت و تجارت دانمارک (1997) که یکی از دست اندرکاران و پیشگامان این عرصه محسوب می شود ، سرمایه فکری را شامل دارایی های مربوط به دانش و تخصص کارکنان ، اعتماد مشتریان به شرکت، و محصولات، مارکها ، سیستم های اطلاعاتی ، فرانشیز ، رویه های اداری ، حق اختراعات علائم تجاری ، و کارایی فرایندهای کاری شرکت می داند. از دیدگاه مدیریتی ، سرمایه فکری به معنای دانش، تجربه کاربردی، فناوری سازمانی ، روابط ، و مهارتهای حرفه ای است که مزیت رقابتی در بازار را برای شرکت به ارمغان می آورند . این تعریف ، افرادی که سازمان را تشکیل می دهند ، ابعاد ساختاری سازمان و تمامی ارتباطات سازمان را مورد مداقه قرار می دهد. از دیدگاه حسابداری ، سرمایه فکری معادل ما به التفاوت ارزش بازار و ارزش دفتری داراییهای یک شرکت است . ارزش در علم اقتصاد دارای دو معنی متفاوت به شرح زیر است :
الف) قابل استفاده بودن یک منبع