مدیریت منابع انسانی، مقیاس اندازه گیری، تناسب شغل و شاغل

 

جواب سوالات فوق در تحقیق پیش رو داده شده است.
1-2 بیان مساله
تهییج طلبی به عنوان یکی از پارامتر های شخصیتی انسان توسط ماروین زاکرمن طی تحقیقات 20 ساله در چهار زیر شاخه معرفی شد. در ادامه تحقیقات زاکرمن تهییج طلبی توسط ون دن برگ و فجی در سال 2002 با استفاده از طیف داچ به بخشهای زیر تقسیم شد:
هیجان خواهی – ماجراجویی طلبی
تجربه طلبی
بازداری زدایی
حساسیت نسبت به یکنو اختی (رینات و همکاران، 2009)
در تمامی این تحقیقات که با طیف “موافق – مخالف” 7 تایی انجام شد، میزان همبستگی داخلی این پارامترها بالای 8/0 گزارش شد، به جز مولفه تجربه طلبی که میزان همبستگی حدود 71/0 تا 74/0 گزارش شده است.
از طرفی خستگی به طور عمومی به عنوان حالتی از خستگی ذهنی و روانی تعریف میشود که منجر به کاهش راندمان کاری میشود. (بیسن و پیریا، ، 2010، ص 107 – 111) در محیط های صنعتی به دلیل کارهای تکراری و یکنواخت “خستگی صنعتی” مطرح میشود. با توجه به تحقیقات مایر در سال 1970 ادعا میشود که کارهای تکراری، انسانها را به حالتی روبات گونه تبدیل میکند و باعث افول ارزشهای انسانی ای مانند مهارت، تمایز فردی و اعتماد به نفس در انسان میشود (فیلیپو، 1989).
خستگی از برداشت شخص از محیط به عنوان محیطی ملالت بار وکسل کننده و همچنین ناشی از عدم برانگیختکی شخص در محیط حاصل میشود.
در کنار خستگی، مفهوم دیگری نیز مطرح میشود به نام “استعداد دلزدگی” که در سال 1986 توسط فارمر و ساندبرگ به عنوان یک پارامتر شخصیتی قابل اندازه گیری عنوان شد که در مبحث تهییج طلبی از زیر شاخه های تهییج طلبی محسوب میشود. دلزدگی در محیط کار میتواند خود به عنوان عامل برخی مشکلات و یا به عنوان یک مشکل معلول از عوامل دیگر مورد بررسی قرار گیرد (لوکیدو، 2009). به طور کلی عوامل خستگی را میتوان به دو دسته عوامل محیطی و عوامل شخصیتی تقسیم کرد.
به عنوان متغیر مداخله گر “ادراک زمان” مورد مطالعه قرار میگیرد. متغیر ادراک زمان به معنای درک گذر زمان توسط فرد است(هی کیانگ و همکاران، 2006). این متغیر در هر شخص به این علت مطرح میشود که بر خلاف زمان که در علم فیزیک دارای مقیاس اندازه گیری ثابت است، در علم روانشناسی درک گذر زمان باید از فیلتر پروسه مغز گذر کند، بنابراین استنباط زمان برای هر شخص در موقعیتهای مختف متفاوت است (والر و همکاران).
1-3 اهمیت مساله
با پیشرفت روز افزون علم مدیریت و گسترده شدن هرچه بیشتر علم مدیریت در سایر علوم، لزوم انجام تحقیقات بین رشته ای اولویت دو چندان مییابد. از ابتدای گسترش علم مدیریت، همواره رابطه بسیار نزدیکی بین علوم مدیریت و روانشناسی وجود داشته است و از طرفی علم روانشناسی با ایجاد شناخت دقیق و علمی وجود انسان، ابزاری کارساز در نزد مدیران قرار میدهد.
تا کنون تحقیقات زیادی در زمینه مدیریت منابع انسانی انجام گرفته است، اما بسیار کم دیده شده که پارامترهای شخصیتی روانشناختی در زمینه مدیریت صنعتی، به طور مستقیم مورد تحقیق قرار گیرد. سه پارامتر مورد بحث در این رساله، از مهمترین ابعاد شخصیتی هر فرد بوده که شناخت تک تک آنها و همچنین روابط فی ما بین آنها ارتباط مستقیم با پارامتر های رضایت شغلی، تناسب شغل و شاغل و بهره وری کاری افراد در محیط کاری دارد. با مقایسه نتایج این تحقیق میتوان استراتژی های مناسب در مورد منابع انسانی سازمان پیشنهاد کرد که با تلقی انسان به عنوان مهمترین سرمایه هر سازمان میتواند تاثیر به سزایی بر عملکرد واحد صنعتی بگذارد (مایر، 1970) (بیسن و پیریا، 2010، ص 1-5)
1-4-4 هدف اولیه مساله
بررسی ارتباط بین میزان تهییج طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی

                                                    .
این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.