مدیریت موفق سرمایه فکری، حسابداری مدیریت، تدوین استراتژی

 

ادوینسون و سالیوان سرمایه فکری را دانشی میدانند که میتواند به ارزش تبدیل شود(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶).
مار و اسکیوما سرمایه فکری را بصورت یک گروهی از داراییهای دانشی که به یک سازمان وابسته هستند و با افزودن بر ارزش سازمان از طریق تعیین ذینفعان کلیدی، بطور چشمگیری در بهبود موقعیت رقابتی سازمان مشارکت می کنند، تعریف کردهاند.
به اعتقاد لیو سرمایه فکری عبارتست از، منابع سودهای آینده(ارزش)، که توسط نوآوری، طراحی های منحصربفرد سازمان یا تجربیات نیروی انسانی تولید میشود(جعفری و همکاران، ۱۳۸۵).
۴-۱-۲) مدیریت موفق سرمایه فکری
برای تاثیرگذاری مثبت بر ارزش آینده بنگاه، لازم است درک بهتری از سرمایه فکری و آخرین ابزار موجود برای شناسایی، اندازه گیری و مدیریت این عامل مهم ایجاد ارزش را داشته باشیم. رهنمود حسابداری مدیریت منتشر شده بوسیله انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA)، پنج گام اساسی را برای مدیریت موفق سرمایه فکری تعیین میکند:
شناسایی سرمایه فکری بنگاه
ترسیم عوامل کلیدی ارزش
اندازه گیری سرمایه فکری
مدیریت سرمایه فکری و
گزارشگری سرمایه فکری.
اولین گام، شناسایی سرمایه های فکری بنگاه است. این مرحله، شامل اندازه گیری ارزش آن میباشد. همه سرمایه های فکری بطور خودکار برای یک بنگاه ارزشمند نیستند. این سرمایه ها زمانی ارزشمند هستند که به پیشبرد اهداف بنگاه کمک کنند. سرمایه فکری را میتوان از طریق انجام مصاحبه، کارگاه های آموزشی یا از طریق نظرسنجیهای اینترنتی شناسایی کرد. زمانی که سرمایه فکری شناسایی شد، می توان ارزش آن را سنجید. هنگام ارزشگذاری سرمایه فکری باید به خاطر داشته باشیم که ارزش سرمایه فکری به راهبرد بنگاه بستگی دارد و بطور پویا با سایر منابع در تعامل و به آنها وابسته است.
گام بعدی، ترسیم نقشه ارزشزایی است. این تمثال دیدنی، دو کارکرد اولیه دارد: ایجاد اطمینان از این که راهبرد با همه عوامل ارزش سرمایه فکری منسجم و پیوسته است، و ایجاد امکان ارتباط دهی آسان راهبرد و نقش و اهمیت سرمایه فکری در پیشبرد راهبرد.
بعد از شناسایی و ترسیم عوامل ارزش سرمایه فکری، بنگاه میتواند سنجش آنها را شروع کند. ابزار و فنون زیادی برای سنجش سرمایه فکری موجود است(زنجیردار و همکاران، ۱۳۸۷).
زمانی که سرمایه فکری اندازه گیری شد، میتوان آن را مدیریت کرد. به کمک ارزشیابی های مربوط میتوانیم سطوح فعلی عملکرد را بشناسیم، بفهمیم که آیا سرمایه فکری بهتر شده یا رو به زوال رفته است و پی ببریم چه فعالیتها یا برنامههایی بر عملکرد اثر داشته اند. از این اطلاعات میتوان در تصمیمگیری، بررسی و آزمون راهبرد و مدیریت مخاطرات مرتبط با سرمایه فکری استفاده کرد.
گام نهایی، گزارشگری سرمایه فکری است. هدف گزارشگری سرمایه فکری، ارائه اطلاعاتی درباره سرمایه فکری یک سازمان به ذینفعان آن است. گزارشگری سنتی نمیتواند ارزش سرمایه فکری را توصیف کند. راه های مختلفی برای توجه به محدودیتهای گزارشگری مالی سنتی در افشای اطلاعات درباره سرمایه فکری ایجاد شده، اما هنوز نسبت به هیچ استانداردی توافق نشده است. در نتیجه، سازمان های مختلف گزارشهای داوطلبانه ای را ارائه کرده و به مزایای واضح آن از قبیل بهبود شناخت ذی نفعان از راهبرد بنگاه و بهبود تصویر از بنگاه و شهرت آن، پی بردهاند(غیوری مقدم و همکاران، ۱۳۹۱).
۵-۱-۲) دلایل اندازه گیری سرمایه فکری توسط شرکتها
شرکتها به دلایل متعددی تمایل به اندازه گیری سرمایه های فکری دارند. در یک مطالعه پنج دلیل اصلی را به گونه زیر بیان شده است:
اندازه گیری سرمایه فکری میتواند به تدوین استراتژی تجاری برای یک سازمان کمک کند.