مدیریت کیفیت فراگیر، مدیریت کیفیت جامع، عملکرد فرآیند

 

۹٫ استانداردهای بالاتر
۱۰٫ سیستم‌ها و رویه های بهبودیافته
۲-۱۹٫ نقش مدیریت کیفیت جامع
از میان نقش‌های متعددی که برای مدیریت کیفیت فراگیر مطرح می‌شوند، نقش‌های ذیل قابل توجه است:
۱٫از سویی روابط میان کارگر و کارفرما را دگرگون می‌نماد و از سوی دیگر به توسعه اقتصادی توجه دارد.
۲٫این نگرش تاریخی را که بر مبنای بازنده بودن یکی از طرفین (کارفرما یا کارگر) در مکانیزم مشارکت است، از بین می‌برد و استراتژی برد-برد را در سازمان جایگزین و ترویج می کند.
۳٫در آموزش سازمان‌های دانش‌آفرین موثر است.
۴٫به علت خاصیت بحران‌یابی به پیشگیری از بروز بحران به شکل جدی و عملیاتی یاری می‌رساند.
۵٫با ایجاد مفاهیم کلی باعث بهبود مداوم در یک سازمان می‌شود.
۶٫از طریق به‌کارگیری مکانیزمی که تهدیدها را به فرصت‌هایی برای بهبود و جذب مشتری تبدیل نموده و مشکلاتی کیفی و خطاها را مورد توجه قرار می‌دهد از طرفی حرمت اخلاق سازمانی را در رفتار با مشتریان حفظ می‌کند و از سویی دیگر، سبب حسن شهرت سازمان می‌گردد.
 
۲-۲۰٫ اجزا و ابزار مدیریت کیفیت
برای این مفهوم «سه جزء (محور)» در نظر گرفته شده است:
مشتری، به عنوان عامل اصلی تعیین‌کننده کیفیت “مشتری‌گرایی”
کارگروهی به عنوان وسیله‌ای برای یکپارچگی و انسجام اهداف
یک نگرش علمی تصمیم‌گیری بر اساس جمع‌ آوری و تحلیل‌ داده‌ها
۲-۲۱٫ ارتقای کیفیت چیست؟
کاستن از تغییرات یا نوسانات عملکرد فرایندها یا به عبارت دیگر بهبود عملکرد آنها را ” ارتقای کیفیت ” می نامند برای ارتقای عملکرد فرایندها ، نیازمند “سنجش ” عملکرد آنها می باشیم . از آنجا که مدیران رهبری سازمان را بعهده دارند اگر شخصاً درگیر فرایند ارتقا نشوند ، ولو همه کارکنان زیر دست آنها در فعالیت های ارتقا مشارکت کنند کار به جایی نخواهد رسید و دیر یا زود جریان ارتقا از حرکت خواهد ایستاد . بنابرین مدیران نباید ارتقای کیفیت را یک مسئله حاشیه ای تلقی کنند ، بلکه ارتقای کیفیت اصلی ترین وظیفه آنان است  و هیچ چیز دیگر برآن مقدم نمی باشد .
۲-۲۲٫ عوامل مؤثر ارتقاء کیفیت
زمانی که فرهنگ کیفیت جامع در سازمان نهادی شود اجرای کارها با تداوم خاصی پیگیری می گردد و کارها تا حد زیادی آسان به پیش خواهد رفت و موجب می شود که اعضاء و گروه های شورای کیفیت تلاش بی وقفه ای را برای رسیدن به سطح عالی تر انجام دهند و یک وضعیت استراتژیک کیفیت در سازمان به وجود آید.
بسیاری از افراد به این فکر می کنند که برای بهبود حد و مرزی وجود دارد و هنگامی که به آن برسند پیشرفت زیادتر، غیرضروری و غیرعملی است. اما به دلیل تغییرات مداومی که در افراد ، فرآورده ها و خدمات ، بازار و تکنولوژی و تغییر مشتری ها از کیفیت به وجود می آید ، چنین نظریه ای در جامعه پویای امروزی درست نیست و این وظیفه مسئولین گروه کیفیت است که به طور مداوم برای برحذر کردن چنین تفکراتی با نشر مفاهیم کیفیت و برنامه های مناسب آموزشی در از بین بردن چنین درک نادرستی اقدام نمایند.
از آنجایی که شرکتها همیشه به دنبال ارزش افزوده بیشتر می باشند، لذا تحقیق این امر مطمئنا در گرو پویایی و بهسازی مستمر فرایند تشخیص نیاز مشتری طراحی، تولید و تحویل به موقع محصول است به گونه ای که کیفیت محصول نهایی روز به روز بهبود می یابد و این امر به معنی تطابق هرچه بیشتر با نیازهای مشتریان و کاهش ضایعات تا حداقل ممکن ( صفر ) است.