مذاهب اسلامی، معنای لغوی، سایر موارد

دانلود پایان نامه

 

اکثر قریب به اتفاق فقهای شیعه تعریف خاصی از دیه ارائه ندادهاند و آن را امری بینیاز از تعریف فرض کردهاند و شاید این به جهت وضوح معنای لغوی آن بوده است. اما تنی چند از فقهای شیعه به ارائه تعریف مبادرت کردهاند که به ارائه نمونههایی از آن میپردازیم.
امام خمینی در تحریرالوسیله میفرماید:1 «دیه مالی است که با انجام جنایت بر انسان آزاد و حر در نفس و کمتر از آن لازم میشود اگر مقرر باشد به صورت دیه تعیین میشود.»
صاحب جواهر در تعریف دیه میفرماید:2 «مراد از دیه در اینجا مالی است که به سبب جنایتکردن بر شخص آزاد، اعم از اینکه جنایت بر نفس باشد یا بر عضو، بر جانی واجب میشود، خواه آن مال (که به عنوان دیه پرداخت میشود) معین شده باشد و خواه معین نشده باشد، اگرچه دیه به مال معین شده از طرف شارع اطلاق میشود.»
احمد ادریس عوض دیه را اینچنین تعریف نموده است:3 «دیه مالی است معین از طرف شارع، در مقابل ضرر بدنی، که به سبب قتل خطایی مرد مسلمان آزاد واجب میگردد.»
شهید ثانی در مسالک الافهام دیه را چنین تعریف میکند:4 «دیه مالی است که به سبب جنایتی که بر انسان آزاد وارد شده، واجب میگردد، خواه این جنایت نسبت به جان شخص واقع شده باشد، خواه به پایینتر از اینحد و گاه این لفظ تنها بر مقدار معین شده اطلاق میشود و بر سایر موارد لفظ ارش اطلاق دارد.»
مرحوم خویی در کتاب مبانی تکمله المنهاج دیه را اینچنین تعریف کرده است:5 «دیه مالی است که در جنایت بر نفس، اعضا و یا ایراد جرح و مانند اینها مقدر و معین گردیده است.»
تفاوتی که این تعریف با سایر تعاریف دارد این است که دیه را تنها بر مواردی اطلاق میکند که مقدار آن از طرف شـارع معین شده است، برخلاف تعریف سایر فقهـا که به طور مطلق بر مالی که

به سبب جنایت واجب میشود دیه اطلاق میکنند، خواه مقدار آن از طرف شارع مشخص شده و
خواه مشخص نشده باشد.
از مجموع تعاریف فقهای شیعه میتوان استنباط نمود که:
اولاً ، دیه مال است. ثانیاً ، محل ورود آن جنایت بر نفس یا کمتر از آن است. ثالثاً ، معین است. رابعاً ، قابل پرداخت به مجنیعلیه یا اولیایدم (ورثه) میباشد.
در این قسمت به تعریف دیه از منظر حنفیان پرداخته و شباهت و تفاوتهای آن را بیان میکنیم و در پایان نیز به تعریف دیه از منظر دیگر فقهای مذاهب اسلامی میپردازیم.
تعریفی که اغلب فقهای حنفی آوردهاند و شمس الدین سرخسی نیز در کتاب المبسوط همان را بیان کرده به قرار زیر است:1
«لفظ دیه از (مصدر) اداء مشتق شده است زیرا دیه مالی است که در مقابل تلف کردن چیزی که مال شمرده نمیشود، یعنی نفس، ادا میشود.»
الزیعلی از بزرگان فقهای حنفی نیز تعریفی شبیه تعریف سرخسی ارائه کرده است:2 «دیه مالی است که عوض نفس پرداخت میشود.»
عبدالله بن مهود الموصلی از فقهای حنفی دیه را چنین تعریف کرده است:3 «دیه یعنی آنچه که ادا میشود و چون قتل موجب میشود که مالی به اولیایدم پرداخت شود این مال را دیه گویند و از این رو تنها به آنچه که به عنوان بدل از نفس ادا میشود دیه گفته میشود و به بدل سایر متعلقات دیه گفته نمیشود.»

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.