مسئولیت در لغت، مسئولیت اخلاقی، انواع مسئولیت

آوریل 3, 2019 by بدون دیدگاه

 

این تئوری، خسارت قابل جبران را عبارت از تفاوتی می داند که بین موقعیت واقعی خواهان با آنچه باید باشد و به واسطه دخالت حادثه زیانبار حاصل نشده است، وجود دارد. این تئوری در حقوق آلمان مطرح شده که به طور خاص در خسارات ناشی از نقض قرارداد به کار می رود. ریشه های این نظریه در حقوق روم وجود داشته است.
بند دوم : نظریه موقعیت مشابه
بر اساس این نظریه، جبران خسارات، طرف زیاندیده را باید در همان موقعیتی قرار دهد که اگر قرارداد اجرا می شد در این وضعیت قرار می گرفت.
این نظریه در بحث نقض قرارداد در حقوق کامل لا ( به طور خاص انگلستاتن ) مطرح میشود. به طور کلی در حقوق انگلیس سه جبران برای نقض قرارداد پیش بینی میشود.
الف)اعاده مال
ب ) خسارات اتکایی ( ناشی از اتکا به رفتار طرف مقابل )
ج ) خسارات مورد انتظار : بر اساس این نوع جبران ، با توجه به ملاک عقلایی و روال معمول امور ، منافع مورد انتظار برای زیان دیده باید جبران شود.
بند سوم : جبران کامل
این نظریه از حقوق فرانسه استنباط می گردد. برخلاف حقوق کامن لا که عناوین و اقسامی را برای خسارات در حقوق قراردادها طرح می کند. در حقوق فرانسه، در حقوق قراردادها و غیر قراردادها نقطه شروع ارزیابی خسارتها، جبران کامل خسارت زیاندیده دانسته شده است.
در حقوق اسلام نیز قواعد متعددی مانند لاضرر، تسبیب، غرور و ضمان ید، هر یک بر جبران ضرر و اعاده وضع زیاندیده تأکید می کنند.
امروزه «اصل جبران کامل خسارت» اقتضا میکند تا خسارت زیاندیده کاملاً جبران شود و وی تا حد امکان به وضعیت قبل از وقوع حادثهی زیانبار برگردانده شود. اجرای این اصل مستلزم این است که دادگاه در هر مورد میزان خسارت وارد شده به زیاندیدهای خاص را ارزیابی و واردکنندهی زیان را به پرداخت آن محکوم نماید.
فصل دوم: انواع مسئولیت و اهداف مسئولیت مدنی
فصل دوم از بخش اول این پایان نامه انواع مسئولیت و اهداف مسئولیت مدنی نام دارد و دارای دو مبحث میباشد، در مبحث اول انواع مسئولیت بیان میگردد و در مبحث دوم اهداف و نقش مسئولیت مدنی با تأکید بر جایگاه خاصیت جبران کنندگی خسارات زیاندیده مورد ارزیابی قرار میگیرد.
مبحث اول: انواع مسئولیت
در فصل گذشته در مورد مفهوم و معنای مسئولیت و مسئولیت مدنی مطالبی بیان گردید در این مبحث ما به بیان انواع مسئولیت میپردازیم. لذا مباحث مربوط به مسئولیت در سه گفتار بیان میگردد. در گفتار اول مسئولیت جزایی (کیفری)، در گفتار دوم مسئولیت اخلاقی و در نهایت در گفتار سوم مسئولیت مدنی بیان و مورد ارزیابی قرار میگیرد.
گفتار اول: مسئولیت جزائی
همان طور که در مبحث اول بیان نمودیم: « مسئولیت در لغت به معنی موظف بودن به انجام امری است و مسئول کسی است که تعهدی در قبال دیگری به عهده دارد. که اگر از ادای آن سر باز زند از او بازخواست می شود. بنابراین مسئولیت همواره با التزام همراه است. این التزام در قلمرو حقوق مدنی و حقوق کیفری محتوای واحدی ندارد.»
در قلمرو حقوق کیفری این التزام، به معنای قبول آثار و عواقب فعل مجرمانه است یعنی تحمل مجازاتی که نتیجه و جزای فعل مجرمانه بزهکار بشمار می آید. اما به صرف ارتکاب جرم نمی توان با مسئولیت را بر دوش مقصر گذاشت، بلکه پیش از آن باید او را سزاوار تحمل این بار سنگین دانست.
یعنی: « بتوان تقصیری که مرتکب شده است نخست به حساب او گذاشت، سپس از او حساب خواست. توانایی پذیرفتن بار تقصیر را در اصطلاح حقوق دانان قابلیت انتساب می نامند و آن را به برخورداری فاعل از قدرت ادراک و اختیار تعریف کرده اند.»