مشارکت در تصمیمگیری، رویدادهای زندگی، عوامل سازمانی

 

معمولا یک نفردر هفته ۴۰ ساعت کار میکند. تجربه هایی که وی در ۱۲۸ ساعت بقیه (ساعت غیر کاری در هفته) کسب میکند یا مسائلی که با آنها روبه رو میشود بر کار وی اثر میگذارد. از این رو عوامل تشکیل دهنده زندگی خصوصی کارگر یا کارمند مقوله دیگر است که مورد بحث قرار میدهیم.
تحقیقات نشان میدهد که مردم به روابط شخصی و خانوادگی اهمیت زیادی میدهند. مشکلاتی که افراد در امر ازدواج با آنها روبرو میشوند، مثل گسیختن و از هم پاشیدن خانواده و اجرای قوانین و مقررات مربوط به نگهداری بچهها، نمونه هایی از مسائل خانوادگی فرد است که برای عضو سازمان تنش یا فشار روانی ایجاد میکند و چیزی نیست که او هنگام ورود به محل کار، آن را پشت در ساختمان بگذارد. برخی از مسائل اقتصادی به وسیله کسانی به وجود میآید که دامنه منابع مالی را بیش از اندازه گسترش میدهند که بر کارکنان و اعضای سازمان تنش ایجاد میکند و آن‌ ها را وادار میکند که به چیزهای دیگری توجه کنند (خانکا، ۲۰۰۲، ۱۶۰).
همچنین رویدادهای زندگی برای افراد ممکن است استرس آور باشد، حتی اگر برای یک بار اتفاق بیفتد. نمونهای از این رویدادها را می توان بدین صورت نام برد: از دست دادن عزیزی، به زندان افتادن، آتش سوزی در خانه و یا یک بیماری مزمن و آسیب و صدمه جدی (رابینز،۱۳۸۴، ۹۵۵).
پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند، کسانی که مجموعه تغییرات زندگیشان در یک سال به کمتر از ۱۵۰ نمره برسد، معمولا در سال بعد از سلامت خوبی برخوردارند. اگر جمع نمرات به بیش از ۱۵۰ و کمتر از ۴۰۰ برسد احتمال آن بیش از ۵۰ درصد است که در سال بعد آنان به مرض شدیدی دچار شوند. کسانی که در گروه ریسک زیاد قرار میگیرند یعنی نمرهای بالای ۳۰۰ میآورند احتمال مریض شدن آنها در سال بعد به بیش از ۷۰ درصد میرسد (رابینز، ۱۳۸۴، ۹۷۶).
۲-۲-۶- عوامل استرسزا درون سازمانی
عوامل سازمانی در تمامی سطوح سیستم آموزش به شدت بر استرس معلمان تاثیردارد(گرایسون و دیگران، ۲۰۰۸، ۱۳۵۲).اگرچه سازمانها از گروه ها و افراد تشکیل شدهاند، ولی عواملی در سطح کلان سازمان هستند که به صورت بالقوه میتوانند باعث استرس کارمند شوند. در شکل (۲-۷ این عوامل سازمانی که به صورت خط مشیهای سازمانی، ساختارها و شرایط فیزیکی و فرایندها طبقه بندی شدهاند، نشان داده میشود.
خط مشها
بررسی عملکرد به طور غیر عادلانه
نابرابری در پرداخت
نوبت کاری
دستورالعملهای مبهم
جابجایی زیاد
شرح وظایف غیر واقعی
ساختار ها
تمرکز، عدم مشارکت در تصمیمگیری
فرصتهای کم برای ارتقاء
وجود رسمیت زیاد
وابستگی واحدهای سازمانی به یکدیگر