مشکلات محاسباتی هزینه سهام عادی در ایران

 

بر این اساس نسبت هر منبع تامین مالی برابر است با ارزش بازار آن منبع تقسیم بر ارزش بازار کل منابع.
مزایا :
این روش با حفظ ارزش بازار شرکت که در تعریف میانگین موزون هزینه سرمایه آمده است همسو است.
با این روش نرخ جاری بازده مورد انتظار سرمایه گذاری تعیین می شود.
بنابراین میانگین موزون هزینه سرمایه ای که با این روش بدست می آید صحیح تر است.
معایب :
وقتی که شرکت در بازار مالی پذیرفته نشده باشد یا هنگامی که اوراق بهادار شرکت به ندرت معامله می شوند ارزش بازار اوراق ممکن است قابل دسترسی نباشد.
با توجه اینکه قیمت اوراق بهادار شرکت بطور روزانه تغییر می کند ، نسبتهای مذکور نیز پیوسته در حال تغییر است.
اگر قیمت اوراق بهادار یک شرکت تحت تاثیر عوامل جانبی بطور غیر واقعی افزایش یا کاهش یابند محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت مخدوش می گردد.
۲-۲-۱۱) مشکلات محاسباتی هزینه سهام عادی در ایران
۱- برای سهام عادی، سود مشخص و از پیش تعیین شده ای وجود ندارد. این موضوع موجب خواهد شد در مورد مبلغ جریانهای آتی سهام ابهام ایجاد شود و این ابهام موجبات ریسک بیشتر را فراهم می سازد (مشایخی،۱۳۹۲،۱۰۷).
۲- زمان پرداخت سود سهام عادی نامشخص است که این موضوع نیز موجب ابهام در زمانبندی جریانات نقدی آتی سهام و در نتیجه افزایش ریسک سهام عادی را موجب خواهد شد. مطابق ماده ۲۴ قانون تجارت ایران مصوب سال۱۳۴۷، شرکت ها باید سود سهام اعلام شده را حداکثر ظرف مدت ۸ ماه از تاریخ تصویب مجمع پرداخت نمایند که این هم باز ابهام مورد نظر را از بین نمی برد.
۳- عدم وجود قراردادی که شرکت را مکلف به پرداخت سود سهام عادی نماید، ضمانت اجرائی پرداخت سود سهام عادی را زیر سؤال می برد و این مساله نیز بر ریسک سهام عادی خواهد افزود. البته در ایران مطابق ماده ۹۰ قانون تجارت، شرکت ها مؤظفند حداقل ۱۰% از کل سود سال را تقسیم نمایند که این هم باز ابهام مذکور را از بین نخواهد برد.
۴- تنوع سهام داران باعث می شود تنوع نرخ بازده های مورد انتظاری ایجاد گردد که محاسبه هزینه سرمایه را با مشکل مواجه می سازد.در ایران این مساله می تواند پر رنگتر از بازارهای کاراتر دنیا باشد، چرا که در بازارهای نسبتا کارا، ریسک سهام توسط بازار تعیین می شود و سرمایه گذاران از بازار پیروی می کنند. در حالیکه در بازار غیر کارای ایران، عده ای از سرمایه گذاران ریسک را تعیین و بازار نیز از آنها تبعیت می کند.
۵- فقدان یک روند مشخص برای سرمایه گذاریها و تصمیم گیریها در واحدهای اقتصادی بدلیل تغییرات در مدیریتها و نیز عدم ثبات در سیاستهای کلان اقتصادی، یکی دیگر از مسائلی است که بازده سهام عادی را تحت تاثیر قرار داده و از این طریق محاسبه هزینه سهام عادی را با مشکل مضاعف مواجه می سازد. مساله مذکور در ایران مصداق دقیقی داشته و باعث ایجاد مشکل در محاسبه هزینه سرمایه خواهد شد.
۲-۲-۱۲ ) دارایی های عملیاتی و سرمایه عملیاتی
شرکتهای مختلف دارای ساختارهای مختلف مالی با شرایط مختلف مالیاتی و مقادیر متفاوتی از دارایی های غیر عملیاتی (مانند اوراق بهادار قابل فروش ) هستند. این تفاوتها بر معیارهای حسابداری سنتی ، مانند نرخ بازده سهام عادی اثر می گذارد و باعث می شود که دو شرکت یا دو واحد مستقل متعلق به یک شرکت که دارای عملیات مشابه هستند ( از نظر عملیاتی) دارای کارایی متفاوت باشند. نخستین گام این است که چهارچوب حسابداری سنتی را تعدیل کرد و کل دارایی ها را دو گروه قرار داد. دارایی های عملیاتی که شامل وجوه نقد ، حسابهای دریافتنی ، موجودی کالا و دارائی های ثابت ، مورد نیاز برای عملکرد شرکت و دارایی های غیر عملیاتی که شامل اوراق بهادار قابل فروش ، سرمایه گذاری در واحدهای فرعی ،‌ زمینی که برای کاربرد آینده نگهداری می شود. علاوه بر این باز هم می توان دارایی های عملیاتی را به دو گروه سرمایه در گردش و دارایی های ثابت طبقه بندی کرد.
بدیهی است که اگر مدیر بتواند از مقدار اندکی سرمایه گذاری در دارائی های عملیاتی به مقدار مشخصی از سود و جریان نقدی دست یابد ( و مبلغی را که سرمایه گذاران باید سرمایه گذاری کنند کاهش دهد) می تواند نرخ بازده سرمایه را بالا ببرد. سرمایه گذاران (سهام داران ، دارندگان اوراق قرضه و وام دهندگان ، مانند بانکها) نخستین منبع تامین سرمایه برای شرکت می باشند . به سبب استفاده از پول باید مبالغی را به سرمایه گذاران پرداخت کرد که این پول می تواند بصورت بهره وام یا سود تضمینی به اضافه سود سرمایه (در قالب عرضه سهام ) باشد . سوالی که مطرح می شود این است آیا سرمایه گذاران باید تمام سرمایه مورد نیاز برای خرید دارایی را تامین نمایند ؟