مطالعات انجام شده در ایران

 

فولکمن و موسکوویتز (۲۰۰۰)، در باره شیوه های مقابلهای به این نتیجه رسیدند که کسانی که از شیوه های مقابلهای مسئلهمحور استفاده میکنند، به طور ملاحظهپذیری مشکل را به اجزاء کوچکتر و کنترلپذیرتر تجزیه میکنند، در جستجوی اطلاعات و ملاحظه شقوق مختلف مشکل و هدایت اعمال هستند در حالیکه استراتژیهای مقابلهای هیجانمدار اظهارات هیجانی به صورت اجتناب، انزوا، سرکوب و کنارگذاردن ظهور پیدا میکند.
دیربی و توماس در ۲۰۰۵ در تحقیقی گزارش کردند که استفاده از شیوه هایی نظیر دوری از مسئله، کنارهگیری اجتماعی، انتقاد از خود و امثال این موارد بر عملکرد و سلامت روان فرد تاثیر منفی داشته و منجر به افسردگی و اضطراب میشود برعکس استفاده از شیوه هایی نظیر حل مسئله، تکیه بر حمایت اجتماعی و ابراز هیجانات، افراد را به سازگاری نزدیک میکند.
۲-۶-۳- نقد و ارزیابی تحقیقات پیشین
تأکید اغلب مطالعات انجام شده در ایران در زمینه بیماری اماس بر شیوع بیماری، کیفیت زندگی و اضطراب و افسردگی انجام شده و بیشتر این تحقیقات در حوزه روانشناسی و پزشکی و توانبخشی صورت گرفته و لذا پژوهشی که به طور خاص در حیطه جامعهشناسی (جامعهشناسی پزشکی) انجام گرفته شده باشد و همچنین تأثیر عوامل روانی-اجتماعی موثر بر سبکهای مقابلهای بیماران ام اس را بررسی کند وجود ندارد.
۲-۷- خلاصه نظریه ها:
مطالعات کاس، کوهن و دورگی نشان دهنده آن است که موقعیت اجتماعی پایین و انزوای اجتماعی می تواند علت استرس ها باشد و به تاثیرات بهداشتی نامطلوب بینجامد. برای مثال مطالعات کاس نشان داده است که وجود علائم شرط کافی برای شکل‌گیری رفتار کمک جویی و مراجعه به پزشک نیست. و دورگی نیز نشان داد که نشان داد که طبقات اجتماعی پایین از شیوه های تفکر کمتر انتزاعی و بیشتر عینی برخوردارند. درحالی که افراد طبقات اجتماعی بالا، بر تحلیل روابط متقابل بین موضوعات، سازمان های سلسله مراتبی و روابط ابزاری میاندیشند و همین عامل منجر به ساختار تفکر سازمانیافتهتر و گرایش عقلانیتر آنان در ادراک دلایل و برایندهای بیماری میشود.
از نظر ولمن زمانی که فرد به برقراری ارتباط با انواع شبکه های اجتماعی میپردازد قادر خواهد بود کمکها و حمایتهای متنوعی را از اعضای شبکهاش دریافت کند. انواع این حمایتها بر سلامت تأثیر خواهد داشت. هر چه اندازه و تراکم شبکه وسیعتر باشد امکان دستیابی فرد به منابع متنوعتر حمایتی بیشتر میشود. به نظر ولمن حمایتهای اجتماعی انواع مختلفی دارند. او بر شش نوع حمایت تأکید میکند که عبارتند از: حمایت عاطفی، حمایت مالی، حمایت اطلاعاتی، حمایت خدماتی و کاری، حمایت مصاحبتی و حمایت مشورتی، که هر کدام از این حمایتها از هریک از اعضای شبکه دریافت میشود.
بندورا معتقد است که باورهای خودکارآمدی بر طرز تفکر افراد، چگونگی رویارویی با مشکلات و ناتوانیها، سلامت هیجانی، جسمانی، تصمیم‌گیری و مقابله با استرس تاثیر میگذارد. ادراک خوداثربخشی یک سازوکار شناختی است که فرد را قادر به رویارویی با مشکلات، نقص ها و ناتوانی ها و انزوا و تنهایی میسازد.
لونتال به عنوان نظریه پرداز ادراک بیماری اذعان میدارد که بازنمایی بیماری، به مثابه یک فیلتر و یا طرحواره تفسیری، با توجه به منابع اطلاعاتی موجود در باره بیماری و اینکه این بازنمایی چگونه واکنش به بیماری و درمان آن را هدایت میکنند، عمل میکنند. مهیر و همکاران (۱۹۸۵) در پرتو مدل خودگردانی، نشان دادند که کنشهای مرتبط با تندرستی، نظیر شیوه های مقابله، از ادراکات بیماری مشتق میشوند.
لازاروس و فولکمن کارکردهای مقابله را با تشخیص دو نوع کلی مقابله، یعنی مقابله هیجانمدار و مقابله مسئلهمدار توضیح میهند. هدف مقابله هیجانمدار، کنترل واکنشهای هیجانی نسبت به موقعیت استرسزاست. از سوی دیگر، رویکردهای شناختی به این امر مربوط میشوند که افراد چگونه درباره موقعیت استرسزا میاندیشند. برای مثال، براساس یک رویکرد شناختی، افراد سعی میکنند تا معنای موقعیت استرسزا را تغییر دهند. کارولین و همکاران در مورد شیوه های مقابلهای به این نتیجه رسیدند که کسانی که از شیوه های مقابلهای مسئلهمدار استفاده میکنند به طور قابل ملاحظهای مشکل را به اجزای کوچکتر و قابل کنترل تجزیه میکنند و در جستجوی اطلاعات و ملاحظه شقوق مختلف مشکل و هدایت اعمال میباشند. در حالی که در استراتژی مقابلهای هیجانمدار اظهارات هیجانی به صورت اجتناب، انزوا، سرکوب و کنارگذاردن ظهور پیدا میکند.
۲-۳-۸- فرضیات پژوهش:
۱- بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
۲- بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
۳- بین حمایت اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد.
۴- بین احساس خودکارآمدی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
۵- بین ادراک بیماری و استراتژی‌های مقابلهای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
فصل سوم:
روش شناسی
مقدمه: