معیار عملکرد سیستم پیش بینی

 

از نقطه نظر مدیران تولید برای برنامه ریزی دوره های مختلف تولید به جای پیش بینی فروش، نیازمند پیش بینی تقاضای مورد انتظار در آینده هستیم. به طور کلّی تقاضا تابع میزان سفارشات دریافت شده از مصرف کنندگان است. در حالی که فروش به مقادیر تحویل شده مربوط است. می توان نتیجه گرفت که به دلیل کاهش ظرفیت (فرصت فروش از دست رفته) و یا تأخیر در ارسال محصول های مورد تقاضا ممکن است مقدار تقاضا و فروش متفاوت باشد.
ورودی های سیستم پیش بینی
داده های مورد نیاز برای پیش بینی تقاضا از منابع داخلی و خارجی به دست می آید. داده های تاریخی به صورت سری زمانی، فروش ها یا سفارشات قبلی، نظرات متخصّصین و یا نتایج بررسی های ویژه به عنوان ورودی های اطلاعاتی درون سازمانی، مورد استفاده قرار می گیرند و منابع خارجی، اطلاعاتی با ارزش در زمینه پیش بینی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فناوری فراهم می سازند.
همچنین منابع اضافی شامل متخصصین صنعت و سازمان های خصوصی و دولتی هستند. برای پیش بینی های کوتاه مدت و میان مدت در یک محیط نسبتاً ثابت، به طور معمول باید روی منابع داخلی تکیه کرد که این منابع برای برنامه ریزی میان مدت معتبرتر است، با این وجود همان طور که یک سازمان به منظور فرموله کردن راهبرد بلند مدت خود برای محصول های جدید، فرایندها و بازارها بیشتر به آینده توجه می کند، اطلاعات از منابع خارجی شامل رقبا، روند های جدید در فناوری و توسعه های اجتماعی در مناسبات اجتماعی، سیاسی و بین المللی نیز با ارزش خواهد بود.
محدودیت های سیستم پیش بینی
انتخاب روش پیش بینی و مقدار پیش بینی انجام شده به شدت به محدودیت های اعمال شده در سیستم پیش بینی بستگی دارد که تعیین آنها به قرار زیر است:
۱٫ زمان موجود برای تهیه پیش بینی؛
۲٫ فقدان اطلاعات مورد نظر از منابع داخلی و خارجی؛
۳٫ کیفیت اطلاعات موجود؛
۴٫ تجربه داخل سازمان؛
۵٫ امکانات محاسباتی در دسترس.
به نظر می رسد محدودیت های ۱ تا ۳ به طور جدی کیفیت پیش بینی را محدود می کنند، در حالی که محدودیت ۴ و ۵ می توانند با افزایش بودجه سیستم پیش بینی کاهش یابند.
تصمیمات سیستم پیش بینی
معیار عملکرد سیستم پیش بینی
اثربخشی سیستم پیش بینی در جهت خدمت به سازمان براساس چهار معیار ارزیابی می شود.
۱٫صحّت؛
۲٫ثبات در مقابل تاثیر پذیری؛
۳٫واقعیت در رفتار داده های تاریخی؛